نوشتار سی دی "بیان" آقای مهندس دژاکام
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396 ساعت 18:13 | نوشته ‌شده به دست مرتضی ضیایی | ( نظرات )

نوشتار سی دی "بیان" آقای مهندس دژاکام

بحث بین استاد و شاگرد در تاریخ: ۹۵/۸/۷

استاد: می دانم که همیشه یک سوی ترازو قدری با سویی دیگرش فرق می کند.. ما هم زمانی دلتنگ می شویم اما چه کنیم که پروسه بایستی ادامه یابد، زندگی و ادامه همیشه قوام با فراز و نشیب می باشد. ما گاهی تصور می کنیم که این دانسته ها چه فرقی برای ما دارد؟ برای آنهایی که هیچگاه برای رسیدن، نقشه و برنامه ندارند تفاوت چندانی ندارد به همین علت نگاه بکن به گذشته که عارف و صوفی کم نبودند و بیشترین وقت خود را برای این مسائل می گذاشتند و یکی از راه می رسید و همه آنها را پاک می کرد. درست است که بایستی همیشه حقیقت را بیابند اما کمتر کسانی هستند و بودند که حقیقت را دریافتند.. نتیجه چه می شود؟ امروز در جهان شما علم و مسائلی که خود می دانید رایج شده و بیشترین برخوردها و جدالها در آنها وقت گرفته و شاید بقول شما برای یک لقمه نان و یا یک تکه زمین که چه نمی کنند! بهرحال همیشه کمی ها و کاستی ها بوده و هست و خواهد بود.. بایستی گذشت. اما در مورد سخنی که گفتید ابتدا بایستی بگوییم که بیایید خود را درمان و شفا دهیم که قلب و روح ما زخمی است، نه از جدال با یکدیگر بلکه از گذر زمان بیهوده.. بعضی وقتها انسان به آنجا می رسد که می گوید؛ چه دنیایی که یا ما درکش نمی کنیم و یا درد ما را نمی فهمد.در مورد این موضوع هر زمان که وقت شد درباره اش صحبت می کنم.

بحث بین استاد و شاگرد در تاریخ: ۸۱/۲/۱۱

استاد: ما خوب می دانیم که در نوشتن کتاب، مسائل و مشکلاتی دارید.. به سبب نوع بیان کلمات که بایستی مفهوم اصلی را برسانید و هیچ شبهه و یا بقول شما شک برای بسته فکران بوجود نیاورد به همین سبب ما بسیار خوشحال می شویم که از کلمات استاد گرامی که الهامی است و اندیشه ای است از کلام خدا یا الله استفاده می نمایید.

انسان وقتی که می خواهد افکار و اندیشه اش را منتقل بکند برای این کار دو راه وجود دارد یکی توسط کلام و دیگری توسط مکتوب است.. البته با تصویر و ایما و اشاره هم این کار ممکن است انجام بگیرد. یکی از مسائل مهم ما این است که انسان چطور اطلاعاتش را انتقال می دهد؟ زبان یک قرارداد است، نوشتن هم یک قرارداد است، مثلاً ما در زبان خود به این می گوییم آب و آذریها در زبان خود قرارداد گذاشته اند و به این می گویند سو و انگلیسیها قرارداد گذاشته اند که به این بگویند Water..وقتی که من چیزی را می خواهم انتقال بدهم اول باید تصویرش در ذهن من شکل بگیرد و بعد بیانش بکنم.. مثل این که وقتی می گویم؛ من با دوچرخه می آیم، من باید تصویر خودم و دوچرخه و جایی را که می خواهم بروم را در ذهنم مجسم بکنم بعد این جمله را بصورت کلمات ادا بکنم. پس اولین کار این است که محتوای ذهنی خودم را تبدیل به یک کد یا قرارداد یا کلام بکنم که بعد به شما می گویم و شما وقتی این کد را شنیدید این باید به داخل مغز و افکار و اندیشه شما برود و ترجمه شود و کلمه دوچرخه باید در مغز شما تبدیل به شکل دوچرخه شود و آنگاه شما استنباط بکنید.

ما اگر در کلام دقت کافی نکنیم ممکن است بین ما انسانها به اصطلاح سوء تفاهم پیش بیاید.. شما ممکن است یک صحبتی را بکنید و هیچ منظوری نداشته باشید و شخص مقابل ممکن است از کلام شما برداشت غلطی بکند و فکر کند یک قصد و هدفی پشت صحبت شما نهفته است! ما در شرایط نرمال و در بیان کلمات که حالا کاری به غیبت و دروغ و سرزنش دیگران و... نداریم باید خیلی مواظب باشیم بخصوص وقتی کلامی به زبان تمثیل باشد که ممکن است از آن برداشتهای گوناگونی بشود.

ما یک گوینده و یک شنونده داریم و در این وسط، این ارتباط را کلام اجرا می کند و این یک مثلث است و یک مثلث دیگر هم نویسنده، خواننده و نوشته است.. شما در قالب نوشته تان می خواهید به کسانی نیش بزنید اما دیگران متوجه این نشوند در حالیکه این دقیقاً در نوشته شما مشخص است که قصد و غرضی دارید و در صحبتتان هم اگر چنین قصدی دارید باز کاملاً مشخص می شود.. مثل این که شما در قالب خیلی زیبا بگویید؛ خیلی ببخشید، خیلی معذرت می خواهم من اهل غیبت کردن نیستم ولی فلانی دزد است! که منظور و گزند شما در این صحبت خیلی مشهود است و خودش را نشان می دهد.

ما در کلام و نوشته خود نباید به کسی دروغ ببندیم، نباید توهین بکنیم، نباید نیش بزنیم و... ما در مورد هر کلامی باید کمی تعمق و تفکر بکنیم.. یک نمونه اش این است که مثلاً صدر اعظم آلمان اعلام می کند که ما آمادگی داریم که یک میلیون پناهنده را بپذیریم.. حالا جمعیت کشورش فکر می کنند که هدف از این کار کمک به انسان و انسانیت و... می باشد که شروع می کنند به اعتراض و تظاهرات! ولی این ظاهر قضیه است در بطن قضیه دقت بکنید می بینید که بعضی از کشورها رشد جمعیتشان منفی است چون تولید مثل متوقف شده است و بسمت تجدد رفته اند و آنورش را نخوانده اند که در صورت پیر شدن جمعیت، آن کشور دیگر نیروی کار در کارخانه هایش ندارد و ساختمانهایی که ساخته است مرتب خالی می شود و کشور آلمان با این آهنگ کاهش جمعیت ممکن است بعد از ۵۰ یا ۱۰۰ دیگر رو به اضمحلال برود و در کشورهای دیگر هم همینطور است مثلاً کشور امریکا که هر سال در قرعه کشی لاتاری ۶۰ هزار نفر پناهنده را قبول می کند که من فکر می کنم در واقع این قرعه کشی نیست بلکه در بین آنها نیروهایی را که کم دارند مثل کسانی که تخصص دارند یا خانواده هایی که چند ین بچه کوچک دارند یا استاد دانشگاه یا مهندس و... را انتخاب می کنند! پس می بینید که اینجا ظاهر کلام با باطن کلام با هم تفاوت دارند و این کشورها نمی توانند این مطالب را به جمعیت خود بگویند چون در این صورت توقع پناهنده ها بالا می رود و...

ما در جایگاه شنونده یا خواننده باید به عمق کلامها دقت بکنیم و زود باور نباشیم و هر حرفی را براحتی قبول نکنیم.. درخت بادام را از تنومند بودن تنه و شاخه اش نمی توان گفت که درخت خوبی است باید دید که این درخت در سال چقدر محصول می دهد و محصولش از چه کیفیتی برخوردار است که یک راهنما در کنگره هم همینطور است که باید ببینیم این راهنما چه کسانی را پرورش داده و چند نفر را به رهایی رسانده است؟ و این رهجو آیا خدمتگزار خوبی بوده است؟ آیا در زندگی اش ترقی کرده است؟ آیا مردم دار است؟ یا پدر و مادری که باید ببینیم فرزندانشان را چطور تربیت کرده اند؟ پس هر چیزی را می خواهیم بدانیم که خوب است یا بد، باید ببینیم نتیجه اش چه بوده است.

اگر می خواهیم در مورد کنگره قیاسی انجام بدهیم از روی محصولش آن را می سنجیم.. محصول کنگره این است که در هر سال چندین بار مورد تشویق چندین سازمان یا وزارتخانه یا مسئولین بزرگ کشوری قرار می گیرد.. محصولش این است که تیم راگبی کنگره60 بعنوان بهترین تیم راگبی کل کشور شناخته می شود چه از نظر اخلاق چه از نظر بازی.. که الان هم از انجمن راگبی پیشنهاد شده است که تیم کنگره60 برای مسابقات به هلند برود و این برای ما خیلی مهم است که اینها  نتیجه و خروجی کنگره60 است.. پس ما برای انجام هر کاری باید به شجره و میوه اش نگاه بکنیم. اگر پیش هر پزشکی که می رویم باید ببینیم که چه مریضهایی را معالجه کرده است و کارش چگونه است؟ اگر معلم موسیقی می خواهیم بگیریم باید ببینیم شاگردانش چه کسانی بوده اند؟ اگر لژیونی را می خواهیم قیاس بکنیم باید ببینیم چه رهجوهایی را پرورش داده است؟ برای هر کاری باید به کارنامه و عمق مطالب و مسائل آن توجه بکنیم و بررسی لازم را انجام بدهیم.

نوشتن و گفتن یک مطلب خیلی خیلی مهم است.. هر انسانی عقیده و افکار مختلفی دارد، ممکن است مطلبی برای یکسری ها مقدس باشد ولی برای یکسری ها توهین آمیز باشد. انسانهای متعددی هستند که از قسمتی از کلام شما استفاده می کنند و برچسبی به شمامی چسبانند که همین مطلبی که گفته ام؛ گفتار نیک، پندار نیک، کردار نیک، فوراً برگشته اند و گفته اند که مهندس زرتشتی است! اولاً زرتشتی بودن چیز بدی نیست آنها هم موحد و خداشناس بوده اند و قابل احترام هستند و ما هزاران سال زرتشتی بوده ایم و اینها فکر نمی کنند که اسم من حسین است و چطور می توانم زرتشتی باشم!! پس موقع نوشتن و صحبت کردن باید خیلی مراقب باشید.. سر کلاس، رادیو، تلویزیون حتی در خانواده هم باید مواظب کلامتان باشید.

من فکر می کنم اصل زیبایی یک خط، خطی است که قابل خواندن باشد یعنی اولین ویژگی یک خط، خوانا بودن آن است که منظور از خط، انتقال یک اندیشه و رساندن یک مطلبی است و مهمترین مسئله در نوشتن یک متن فهمیدن طرف مقابل است و مسئله بعد زیبایی خط و کلام است از کلمات قلمبه سلمبه استفاده نکنیم.. بعضی ها فکرشان باز است و مطالب برایشان قابل درک است ولی بعضی ها فکرشان بسته است یعنی فوری از صحبت تو نتیجه برعکسی می گیرند! در بیان از کلمات الهی که صادق و درست هستند باید استفاده بکنیم ولی از آن تعریف نکنیم فقط چیزی که حق و حقیقت است را بگوییم.

استاد: پس آنگونه بایستی کتابت بشود که برای شما مشکل درست نکند.. شما بایستی در میان از کلمات کمک بگیرید و در راهی که ادامه دار است موفق باشید. کسانی که بخواهند به جهتی راه را تغییر بدهند توفیق نمی یابند زیرا آنان نمی دانند که علم به همه انسانها تعلق دارد و راه وقتی درست باشد در انتها به هم وصل می شوند.

بعضی ها نمی دانند که علم متعلق به همه انسانهاست و مال یک قشر خاصی نیست.. مثلاً مسلسل را یک پزشک اختراع کرد که این اصلاً مربوط به حرفه اش نبود یا گیوتین را دکتر گیوتین که یک پزشک بود اختراع کرد و میکروب را آقای پاستور که یک شیمیدان بود کشف کرد که خیلی به او حمله شد که این مربوط به پزشکی است و شما نمی توانید چنین کاری انجام بدهید! در صورتیکه علم متعلق به همه است.

استاد: و اما در مورد سلول سوال نموده بودید که پاسخ می دهیم.. در شهر انسان هر یک سلول مانند مولکول است و در انسان ماده حاکم است.

در بدن انسان سلول مثل مولکول است مثل آب که از ترکیب دو هیدروژن و یک اکسیژن بوجود آمده است که اکسیژن یک اتم است و هیدروژن هم یک اتم است که اگر چند اتم کنار هم باشند تشکیل مولکول می دهند و سلول هم مثل مولکول جزئیات بسیار زیادی دارد.

استاد: اگر شخصی دچار مشکل بیماری بشود در سلول، تغییر و تحول ایجاد می گردد و بعضی وقتها هم سلول به عللی تحمل حالت نرمال را از دست می دهد و تغییر شکل می دهد.

چیزی که ما به آن توجه نمی کنیم علت بیماریها و تغییر و تحول در سلول است.. مثلا کسی که یک تومور در بدنش دارد ما الان کاری که می کنیم این است که این تومور را برداشته و بعد با اشعه و شیمی درمانی اثرات تومور را از بین می بریم. سوال این است که عامل بوجود آمدن این تومورها چیست؟ که ما تومور را در قسمتی از بدن برمی داریم و دوباره در قسمت دیگری بوجود می آید. هر سلول مثل یک شهری است و هر سلول یک نیروگاه دارد که اسمش میتروکندری است که تشکیلات بسیار زیادی دارد و یک پروتئینی در سلول بنام چاپرون است که وظیفه این پروتئین این است که پروتئین هایی که از نظم و نظام خودشان خارج شده اند را کنترل بکند که اگر این پروتئین ها درست نشدند زیر نظر یک چاپرون دیگر قرار می گیرند و اگر باز درست نشدند دستور نایودیشان صادر می شود چون اگر باقی بمانند ایجاد تخریب و مشکل می کنند که در این صورت تعدادشان زیاد می شود و باعث می شوند که سلولها تغییر شکل و تغییر وضعیت بدهند و آنوقت تبدیل به توده و سرطان می شوند. در کنگره هم همینطور است دقیقاً باید این برنامه اجرا شود.. حالا این قضیه چه مال راهنما، مرزبان، دیده بان، رهجوی سفر اولی یا دومی باشد فرقی نمی کند، مثلاً وقتی یک سفر اولی خرابکاری کرد بار اول و بار دوم گذشت می کنیم ولی بار سوم جلویش را می گیریم.. یا راهنمایی که زیر نظر اسیستانت است و اسیستانت گزارش بدهد که این راهنما از کنترل خارج شده است و روی برنامه اش نیست و تولید ندارد و ایجاد مشکل می کند و قوانین و حرمت کنگره را رعایت نمی کند و رهجوهایش بی تربیت هستند و... این همان پروتئینی است که از نظم و نظام خارج شده است که با چند بار تذکر دادن اگر باز به کارش ادامه داد لژیونش جمع می شود. حالا این قضیه به یک نمایندگی هم می کشد که فوری آن را تعطیل می کنیم که چندین بار این کار را کرده ایم. پس این را بدانیم که در سیستم کنگره، این چاپرون ها و نظارتها باید باشند چون کار تمام ما در این قسمت خدمت کردن است و روزی که نتوانیم خدمت بکنیم از سیستم خارج می شویم.

استاد: حال اگر این حالت تغییر شکل در اثر علمی که از نظر جهان مادی مطرح است ناپیدا باشد آنگاه توان در اداره کل حیات مادی و معنوی یعنی پیدا و ناپیدا دچار اشکال می گردد.

ما در سیستم امروزمان اصلاً به این تغییر شکل سلولها توجه نمی کنیم که این تغییر در اثر چه چیزی بوجود آمده است؟ فقط به این توجه می کنیم که غده ای را که بوجود آمده است را از بین ببریم که پایه اکثر بیماریها تغییر شکل سلول است.. حالا می خواهد بیماری MS، پارکینسون،آلزایمر، سرطان و... باشد و ما روی آن تغییر شکل باید بررسی و تحقیق انجام بدهیم و من در تئوری ایکس همین مسئله را مشخص کرده ام که ما داریم کاری انجام می دهیم که جلوی تغییر شکل سلولها را بگیریم که می بینیم در متد DST این تغییر شکل و بیماری برطرف می شود.. روز چهارشنبه که رهجوها رهاییشان را اعلام می کنند ما دو مورد جالب داشتیم که یک مرد ۷۲ ساله که سرطان خون داشته اعلام کرد که من ۴ ماه بعد از درمان DST سرطان خونم کاملاً خوب شده است و مدارک پزشکی ام موجود است.. این را نمی گویم که از فردا هر کس مریض دارد پیش من بیاورد من پزشک نیستم من یک محقق هستم که نظریه ای دارم که باید رویش کار شود. مورد دیگر هم کسی بود که به درمان رسیده بود و ناراحتی ریوی و تنفسی داشت و فقط یک سوم ریه اش کار می کرد که آن شخص هم کاملاً خوب شده است و شخص دیگری هم می گفت بعد از اتمام سفرم دستهایم که اصلاً حس نداشت الان حس به دستهایم برگشته است.. منظور من این نیست که من درمان کننده هستم خیر.. اصلاً این کاره نیستم ما داریم می گوییم که علت چیست؟ یعنی مرکز هر چیزی تغییر شکل سلول یا همان چاپرون ها هستند که به تمام قسمتهای بدن، مغز فرمان می دهد و مغز توسط ناقلهای عصبی، نوروترانسمیترها، هورمونها، مدیاتورها، غدد درون ریز و برون ریز و... فرمان می دهد که اینها اگر خوب کار نکنند سلولها تغییر شکل می دهند.

استاد: و چون قابلیت هضم و فهم برای سیستمهای متوالی حیات آن در انسان تعبیه نشده به همین علت علم و فهم آن عمومی نیست و یا اگر باشد در این قسمت بسیار نادر و کمیاب است.

پس برای این که در ما تغییر شکل سلولی ایجاد نشود به دو چیز احتیاج داریم.. یکی؛ مواد غذایی که مورد استفاده قرار می دهیم باید مناسب باشد و عامل دیگر تفکر و اندیشه ماست.. فکر ما باید سالم باشد کسی که یک آدم بهم ریخته ای است بیشترین ضربه را خودش به خودش می زند و انواع و اقسام بیماریها به سراغش می آیند.

یک پیام دارم که الان در کشور ما فصل انتخابات است و تکلیف همه بچه های کنگره60 این است که در انتخابات شرکت بکنند و به عنوان فردی از آحاد جامعه در سرنوشت جامعه باید دخالت بکنند.. حالا رأی دادن در هر انتخاباتی باشد. ولی شما به چه کسی می خواهید رأی بدهید به ما هیچ ارتباطی ندارد من هیچ وقت در کنگره نمی گویم به چه کسی رأی بدهید یا ندهید و هیچ کس در کنگره60 چه دیده بان چه راهنما چه مرزبان چه دوستان شما حق این که در کنگره بخواهند تبلیغات بکنند را ندارند و هر کسی خودش می داند که به چه کسی می خواهد رأی بدهد.

ما در سیاست دخالت نمی کنیم که منظور از دخالت نکردن این نیست که نرویم رأی بدهیم بلکه این دو موضوع متفاوت است. اگر ما در کنگره بخواهیم رسماً از یک کاندیدا طرفداری بکنیم این می شود در کار سیاست دخالت کردن و این خطر بزرگی برای NGO است NGO باید از اینگونه مسائل صددرصد پرهیز بکند چون بین ما اختلاف بوجود می آید. کاری که ما در کنگره60 انجام می دهیم این است که همه ما روی نقطه مشترکمان کار می کنیم و به غیر اشتراکها کاری نداریم.. چون انجام این کارها بین ما تضاد و مشکل بوجود می آورد، وگرنه در کنگره60 افراد مختلفی هستند با عقاید و نگرشهای مختلف.. ولی وقتی به کنگره می آیند فقط یک کنگره ای هستند. پس خواهش می کنم محیط کنگره را بگذارید یک محیط امن باقی بماند و فارغ از این مسائل دسته بندی و گروه بندی های سیاسی باشد.

تهیه وتدوین :مسافر مرتضی

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: سی دی های جهان بینی،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
اسدالله سعادت پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 23:52
با سلام خدمت برادر عزیزم،واقعا دست میرزا،تشکر بابط زحمات شما ای کاش همه قدر میدانستند
همسفر مریم پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 12:36
خدا قوت خدمت آقای ضیایی بسیار عالی بود.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: