کارگاه های آموزشی عمومی مسافران و همسفران نیک آباد
شنبه 22 مهر 1396 ساعت 10:35 | نوشته ‌شده به دست مریم رضوانی rezvani | ( نظرات )

روز پنج‌شنبه مورخ 96/7/20 جلسه دوم از دور بیستم کارگاههای آموزشی عمومی ویژه مسافران و همسفران شعبه نیک آباد با استادی دیده بان محترم آقای حکیمی، نگهبانی مسافر مرتضی و دبیری مسافر علی با دستور جلسه «از فرمانبری تا فرماندهی» و در ادامه «پرسش و پاسخ»  رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.


اگر کنگره را به عنوان کشتی نگاه بکنیم هر کدام از ما جایی داریم؛ راهنما، مرزبان، ایجنت برای خودش یک جایی دارد و همه اینها صاحب جایگاه هستند، لژیون ها هم مشخص است تائید می کنند شما اینجا بشین، شما اونجا بشین چرا می گویند این کار را بکنید؟ زیرا تعادل این سیستم حفظ بشود...

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان احمد هستم مسافر؛ از خداوند سپاسگزارم که توفیق داد امروز در محضر شما در این نمایندگی باشم. ابتدا تشکر می کنم از ایجنت محترم شعبه، اسیستانت محترم، از مرزبانان عزیز در بخش مسافران و همسفران، راهنمایان عزیز در بخش مسافران و همسفران، مسئول اوتی و از همۀ عزیزانی که خدمتگزار هستند سپاسگزاری می کنم و امیدوارم قدمی که بر می داریم برای خودمان و بهره ای که می بریم انشاالله انسان های دیگر هم بهره ببرند و سبب خیر باشیم. این دستور جلسه از فرمانبر داری تا فرماندهی است و در واقع دارد قانونی را مطرح می کند که روند یادگیری انسان در هر جایی که باشد این قانون برایش حاکم است که کاری که به او گفته می شود برای یادگیری باید انجام بدهد تا کم کم یاد بگیرد، تسلط پیدا بکند و اگر خواست و فرمان هم صادر شد به دیگر انسان ها هم انتقال بدهد و این روند یکی از اصل های اساسی کنگره 60 هست که آن را اجرا می کند چرا که اگر این قانون نبود چشم گفتن، اجرا کردن و قضاوت نکردن برای انسانها سخت جلوه می کرد و برای هر فرد دلیل و برهان می آوردند که باید این کار را انجام بدهی و سنگ روی سنگ بند نمی شد، به همین دلیل ساختاری که می خواهد شکل بگیرد و بر پایۀ نظم، انظباط و احترام است خیلی آن قوانین را با سیستم ارتش قیاس می کنند که اگر در آن سیستم نظم و احترام نباشد توانایی دفاع، نگهداری و نگهبانی را پیدا نمی کند.

یک فردی که وارد کنگره می شود چون دارد در جایی قدم می گذارد که از آن اطلاعی ندارد فقط می خواهد مشکلی که دارد بر طرف کند؛ قدم به قدم که بر می دارد راهنما به او می گوید این کارها را انجام بده، بعد از اینکه جذب شد فقط باید بگوید چشم و قضاوت و قیاس نکند چون قضاوت نادرست انسان را به اشتباه می اندازد، مشکل درست می کند و باعث می شود انسانهای دیگر هم نتوانند بهره لازم را ببرند.

شعبه نیک آباد از زمانی که حرکت خودش را آغاز کرد خیلی آرام و آهسته جلو رفت و در حال حاضر پتانسیل خوبی دارد و جز شعبی هست که مسئله خاصی در آن نیست اما همۀ ما باید تلاش بکنیم که خداوند نعمتی که در اختیار ما قرار داده را حفظ کنیم. اگر به فکر حفظ دیگران در ساختار کنگره نباشیم محفوظ بودن خودمان هم به خطر می افتد. اینجا لژیون تشکیل می شود و در لژیون یک قوانینی حاکم است که آن فردی که وارد لژیون شده را حفظ و نگهداری می کند، از نظر جغرافیایی اینجا پراکندگی مختلفی دارد با نام ها و شهر های مختلف، شاید کمتر از خود منطقه وارد شوند و از اطراف وارد کنگره بشوند اما اینها اهمیتی ندارد خیلی انسانها به جهت نا آگاهی و اطلاعات غلطی که دارند حاضر هستند در جهان اعتیاد باقی بمانند و با تمام مشکلات اعتیاد دست و پنجه نرم بکنند اما برای درمان خودشان اقدام نکنند که مبادا یک آشنا آن را ببیند! اما مهم اینجاست که این ساختار هست برای اینکه هر انسانی وارد می شود به او کمک بشود برای رسیدن به رهایی؛ این ساختار باید به گونه ای عمل کند که تعادل لازم را داشته باشد به همین جهت این دستور جلسه هست.

شما یک قایق را در نظر بگیرید آن کسی که قایق را هدایت می کند به شما می گوید کجا بنشین، نمی توانید همه بروید یک طرف قایق بنشینید چون اگر این کار را بکنیم قایق تعادل ندارد و وقتی می خواهد از کنار یک موج رد بشود امکان دارد آن را واژگون کند! می گوید سه نفر این طرف بنشینند، سه نفر آن طرف بنشینند، دو نفر وسط آنها بنشینند و خودش هم وسط قایق ایستاده چون تعادل این قایق باید برای حرکت حفظ بشود ما هم اگر کنگره را به عنوان کشتی نگاه بکنیم هر کدام از ما جایی داریم؛ راهنما، مرزبان، ایجنت برای خودش یک جایی دارد و همه اینها صاحب جایگاه هستند، لژیون ها هم مشخص است تائید می کنند شما اینجا بشین، شما اونجا بشین چرا می گویند این کار را بکنید؟ زیرا تعادل این سیستم حفظ بشود. حالا اگر یک راهنما، مسئول، سفر دومی یا اولی یا هر فردی بگوید نه من اینجا نمی خواهم بنشینم، می خواهم بروم آنجا بشینم یا  می گویند این کار را بکن می گوید نه من آن کار که فکر می کنم درست است را انجام می دهم یا به راهنما می گویند این کار را انجام بده بگوید نه من صلاح می دانم این کار را انجام بدهم و لژیونم را اینجور اداره می کنم و ما اگر بخواهیم طبق قوانین جلو نرویم با عملکردمان تعادل این  سیستم را بهم می زنیم و بالاخره در این مسیری که داریم حرکت می کنیم به یک طوفانهایی بر می خوریم و اولین اتفاقی که می افتد کشتی واژگون می شود و ساختار می ریزد به هم! وقتی ساختار ریخت به هم و این ساختار چپ شد دیگر نگاه نمی کند که این مقصر کیست و قایق چپ می شود؛ چون قانون است و به این چیزها توجه ندارد. هستی قانون را اجرا می کند وقتی فردی غیبت می کند قانون بر او جاری می شود، وقتی دروغ می گوید، سرزنش می کند، تجسس می کند، به دیگران بی احترامی می کند قانون بر او جاری می شود دیگر برای قانون مهم نیست این که این کار را می کند چه وضعیتی دارد، در چه جغرافیا و سطح سوادی است و در چه سطح اقتصادی است؛ برایش اهمیت ندارد و برای او قانون اجرا می شود به همین جهت تاکید می کنیم بر اجرای قوانین و حرمت کنگره.

ما به هم بی احترامی نمی کنیم چون در این صورت، حرمت را زیر پا گذاشته ایم. قطعا در هر لژیونی همه علیه سلام نیستند، همیشه دو سه نفری که به عنوان الگوی بد هستند و همیشه باید یکی دو تا باشد، چرا؟ برای اینکه من که دارم سفر می کنم ببینم هم لژیونی که خوب سفر می کند، قضاوت می کند که می خواهم اینگونه باشم یا آنگونه؟ من به عنوان راهنما باید چه کار کنم؟ وقتی مطمئن هستم که یک رهجو سفرش خوب نیست، یک یا دو بار به صورت خصوصی می گویم چند وقتی هست می بینم میزان نیستی، مشکلی داری، من می توانم کمکت کنم؟ می گوید نه خوبم؛ می گویم تجربۀ من نشان می دهد خیلی خوب نیستی و مشکلی داری این را بر طرف کن یعنی بار را می گذارم روی خودش، چند بار می گویم و دفعه بعد در لژیون مطرح می کنم. یک بار به او می گویم برو صورتت را آب بزن و بیا حتما خسته ای! یعنی هیچ موقع شخصیت انسان ها را در هیچ جایی در کنگره ترور نمی کنیم؛ ما با فعل کار داریم می گوییم تو این کار را که انجام می دهی نتیجه اش این است و به خودش می آید و باعث تعادل در یک لژیون می شود.

ساختار شعبه این است که تمام زیر گروه همه باید با هم هماهنگ بشوند و وظایف خودشان را بدانند و به درستی اجرا کنند.  در بهترین راه خوانده می شود که غذای نیمه پخته یا خام قابل خوردن نیست، حالا چه ربطی به درمان اعتیاد دارد که به عنوان بهترین راه است؟ دارد در پوشش یک مثال حرکت یک فرد را برای رسیدن به درمان قطعی ترسیم می کند؛ با یک مثال می گوید (نیمه پخته) هر یک از ما اگر ساعت های زیادی چیزی نخورده باشیم حاضر نیستیم غذای خام بخوریم این تمثیل برای این است که فردی که وارد کنگره می شود کاملا خام است یعنی نه از درمان چیزی می داند نه از مصرف چیزی می داند و نه بلد است چگونه درست مصرف کند. فردی که می آید کنگره اول درست مصرف کردن را یاد می گیرد بعد درست مصرف نکردن را یاد می گیرد، کاملا خام است، بیست سال است دارد شیره ،تریاک و همه چیز می زند ولی در ارتباط با کاری که انجام می دهد خام است و اطلاعات ندارد؛ وقتی وارد می شود مشاوره اولیه، بعد تازه واردین، بعد راهنما انتخاب می کند، راهنما می پرسد چی مصرف می کنی و می فرستد روی پروژه اوتی، وقتی فرستاد انگار برای پخته شدن یک سری مواد اولیه را ریخته اند درون این آدم، موقعی که سفرش را شروع کرد زیر این را روشن می کنند این روشن شدن که در سفر دوم می گوید پخته و صیقل داده می شود یعنی گداخته می شوی در سختی ها قرار می گیری، سوهان می کشند، از وجود آدم کم می کنند این تمثیل مشکلات است که به محض شروع سفر خودش را نشان می دهد حالا با تمام مشکلات سپری می کند و واردسفر دوم می شود و خطر اصلی آنجاست که فکر می کند وارد سفر دوم شده دیگر تمام است، مخصوصا افرادی که همسفران خود را کنگره نمی آورند می گوید حالا که دیگر تو نمی کشی چرا کار زیاد نمی کنی؟ چرا پول اینجوری و...  اشتباه اصلی اینجاست که فکر می کند آمد تهران، گل رهایی را گرفت و آمد اعلام کرد دیگر تمام اما تمام نشده وقتی گل رهایی را گرفتی تو تازه نیمه پخته ای، تو نه به درد خودت هنوز می خوری نه خانواده و نه به درد جامعه و هیچ کس نمی خوری تازه جا افتادن و پخته شدنت تازه آغاز می شود.

شما دو کیلو گوشت می خرید میشویید خیلی هم تمیز است و می اندازی توی قابلمه زیرش را روشن می کنی وقتی آب جوش آمد و چند دقیقه ای گذشت می بینی یک چیزهایی آمد روی آب کف می کند، بوی نا مطبوعی می دهد، چقدر نا خالص است، این چگونه از این گوشت تمیز زد بیرون؟ شما اگر این را در این موقعیت قرار نمی دادید ناخالصی آن می زد بیرون؟ مشکلات زندگی هم برای ما همین است؛ روشن می کند که ما چه کار کنیم، پخته شویم که هم به درد خودمان بخوریم و هم به درد دیگران. یک فرد مصرف کننده خام که هست هیچ خواب هم هست. می گویند همسفرت را بیاور یاری برساند به عنوان یک همراه، پرستار، همسفر و انسانی که دارد با تو زندگی می کند و چندین سال با اعتیاد تو درگیر بوده و اثرات مصرف تو در او هم هست او هم بیاید خوب بشود فکر نکن او می آید پلیس تو می شود او دیگر ته کار آقا را دیده، دیگر چه می خواهد ببیند (بماند که او حرمت نگه می دارد و چیزی نمی گوید) او را هم بیاور حالش خوب بشود و اگر او حالش خوب بشود در زندگی مشترک تجلی پیدا می کند، به بچه ها تربیت و خیلی چیزها بهتر می رسد و عوض می شود.

مسافر می آید سفر دوم می گوید من تخریب زیاد داشتم بروم تخریب ها را جبران کنم و می رود دو سال بعد با مصرف بر می گردد! برای همین در نوشتار می گوید برای درمان اعتیاد دو سفر الزامی است پس باید به این پختگی برسیم و بعضی افراد هستند که ماندگار می شوند و این ماندگاری خیلی کمک می کند، خدمتگزار می شوند و کمک می کنند انسانهای دیگر هم آن مسیر را طی کنند ما خیلی شنیده ایم که از هر دستی بدهی از همان دست می گیری؛ آقای مهندس مثالی زدند یک روباهی لک لکی را دعوت میکند ناهار، خلاصه غذایی درست می کند و سفره ای پهن می کند و غذای خودش را می ریزد توی یک بشقاب، غذای او را هم تو یک بشقاب ،لک لک نوک دارد از بشقاب که نمی تواند غذا بخورد خودش غذایش را می خورد و لک لک هر چه تلاش می کند می بیند نمی تواند بخورد و تشکر می کند و می گوید سیر شدم، خیلی خوشمزه بود. چند صباحی که می گذرد لک لک روباه را دعوت می کند روباه که می رود لک لک هم غذای خوش مزه درست می کند، موقعی که غذا را سرو می کند غذا را می ریزد تو دو تا تنگ و روباه هر چه تلاش می کند می بیند نمی تواند بخورد و می آید عقب و تشکر می کند؛ بعد فکر می کند و می گوید آن کاری که من کردم جوابش این کاری است که این کرد؛ یعنی هر کاری که انجام بدهی همان دوباره برای خودت است تعین کننده نوع رفتار دیگران با من، رفتار من است و این را باید یاد بگیریم و این فرمان بردار بودن است که به ما یاد می دهد.

راهنما می گوید تی دی اس، ساعت ها باید اینگونه باشد باید بگوید چشم و اجرا کند، سر این ساعت باید بیایی، باید بگوید چشم، سی دی باید بنویسی و گوش کنی باید بگویی چشم، ورزش کنی، چشم. امیدوارم همۀ ما قدر این ساختاری که شکل گرفته بدانیم. ما اینجا هستیم داروی مناسب هست، فضا و همه چیز هست، امکانات برای ما هست که ما به سلامتی برسیم امیدوارم که غافل نباشیم. 


و در ادامه یکی از مسافران که روز چهارشنبه گل رهایی را از دستان آقای مهندس دریافت کرده بودند، ورود خود را به سفر دوم اعلام نمودند.




نگارش: همسفر مریم رضوانی

عکاس: مسافر اسدالله

ارسال عکس: مسافر حسن

ویرایش و تنظیم: همسفر سحر


Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاههای آموزشی عمومی،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
موسسه کنکور آفبا شنبه 6 آبان 1396 03:34
سلام و سپاس
مطالب بسیار خوبی
اگر اجازه بدید با ذکر منبع کپی کنم
همسفرسحر جمعه 28 مهر 1396 09:02
آقای حکیمی بی نهایت سپاس بابت صحبتهایتان و لذت بردم از کلام نافذ و تاثیر گزارتان
تشکر فراوان از مریم عزیز و همینطور خدمتگزاران در بخش وبلاگ.
امیرحسین رشیدی یکشنبه 23 مهر 1396 21:08
ضمن خیر مقدم به یمن برکت قدوم اقای حکیمی در نمایندگی نیک اباد رهایی یکی دیگر از مسافرین این نمایندگی را به خودشان کمک راهنمای محترمشان ونمایندگی نیک اباد تبریک عرض مینمایم
مسافر رحمت شنبه 22 مهر 1396 19:30
با سلام.خیرمقدم خدمت آقای حکیمی و همراهان. خداوند بزرگ را شاکرم به خاطر چنین خدمتگزاران عزیز ی که بدون هیچ چشم داشتی چگونه زیستن رابه من می اموزند.سپاس سپاس
مرضیه(سلمان فارس) شنبه 22 مهر 1396 18:11
با سلام وخیر مقدم خدمت دیده بان محترم آفای احمد حکیمی بسیار بسیار از صحبتهای شما استفاده کردم مثل همیشه پُر از آموزش بود.
برای شماوکلیه دیده بانهای محترم آرزوی سلامتی دارم
وخدا را شاکرم بابت وجود شما عزیزان
وتشکر از عزیزان خدمتگزار در سایت شعبه نیک آباد
همسفر فاطمه شنبه 22 مهر 1396 13:50
ضمن خیر مقدم وخدا قوت خدمت دیده بان محترم آقای حکیمی خیلی انرژی وآموزش گرفتم از صحبت های ایشان خدا قوت هم خدمت خانم مریم وخانم سحر بابت تایپ وتنظیم گزارش خیلی عالی تمام صحبت های استاد نوشته شده بود.
حسن طاوسی شنبه 22 مهر 1396 12:21
خیر مقدم عرض می کنم خدمت آقای حکیمی و همراهان وتشکر از همسفران عزیز که زحمت تایپ و ویرایش این کارگاه آموزشی را به عهده داشتند
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: