گفت وگو با قبول شدگان در آزمون کمک راهنمایی
یکشنبه 21 آبان 1396 ساعت 12:37 | نوشته ‌شده به دست مریم رضوانی rezvani | ( نظرات )

حسی غیر قابل توصیف......

گفت‌وگو با قبول‌شدگان در آزمون کمک راهنمایی



امروز با دو نفر از عزیزان همسفر، خانم فاطمه و خانم زهره که در آزمون کمک راهنمایی موفق شدند و پیمان مقدس کمک راهنمایی را بستند و در ادامه شال کمک راهنمایی را از دستان پرمهر آقای مهندس دریافت کردند، گفت‌وگویی داریم؛ در ابتدا به این دو عزیز تبریک عرض می نمائیم و آرزوی موفقیت را برایشان داریم.

لطفاً خودتان را به‌رسم کنگره معرفی نمایید وبفرماییدچه مدتی است که به کنگره می‌آیید؟

خانم فاطمه: سلام دوستان فاطمه هستم همسفر علی، ماسال 91 وارد کنگره شدیم و مسافرم 5 سال مصرف تریاک داشتند درمان با روش DST و داروی اپیوم و باراهنمایی آقای صادق و راهنمای خوب خودم خانم سحر 13 ماه سفر کردیم، رشته ورزشی هردوی ما والیبال، رهایی 4 سال و سه ماه

در این مدت تجربه چه جایگاه‌های خدمتی را در کنگره داشتید؟ مهمانداری، میکروفن گردانی، راهنمای تازه واردین، وبلاگ نویسی، مرزبانی و خدا راشاکرم که اکنون در جایگاه کمک راهنمایی قرار گرفتم.

شما برای شرکت در آزمون کمک راهنمایی چقدر مطالعه داشتید و آیا از قبل برنامه‌ریزی داشتید؟ من امسال سال اولی نبود که امتحان می‌دادم دو سال قبل هم امتحان دادم ولی چون هدفی نداشتم و هیچ برنامه‌ای هم نداشتم موفق نشدم ولی امسال با حس بهتری مطالعه کردم و فکر می‌کنم خدمت مرزبانی اعتمادبه‌نفس مرا بیشتر کرد و همین‌طور کمک راهنمای عزیزم خانم سحر بسیار تأثیر داشت.

آیا امتحاناتی که در شعبه گرفته می‌شد و یا کلاسهای کمکی که از طرف مرزبانی تشکیل می‌شد تأثیری در موفقیت شما داشته؟ بله تأثیر داشت، البته من چون در جایگاه مرزبانی قرار داشتم و فرصت نشستن در لژیون را نداشتم ولی سعی می‌کردم صداها را ضبط کنم و در منزل استفاده می‌کردم و در امتحانات هم شرکت می‌کردم.

هدف شما از شرکت در آزمون کمک راهنمایی چه بود؟ خدمت و آموزش گرفتن

آمادگی برای تشکیل لژیون و پرورش رهجو رادارید؟ انشا الله، چون آموزش‌های کنگره چیزی نیست که بخواهی امروز یاد بگیری و روز دیگر آموزش دهی بلکه باید مدام در حال آموزش گرفتن باشم و به‌روز باشم و آموزش‌ها یک‌طرف نیست بلکه من هم باید از رهجوهایم آموزش بگیرم.

با توجه به اینکه شما دو بار دیگر در آزمون کمک راهنمایی شرکت کردید و موفق نشدید آیا حس ناامیدی در شما به وجود آمد؟ ناامیدی یک نیروی بازدارنده است و باعث می‌شود هیچ تلاشی برای ادامه مسیرمان انجام ندهیم. سال اول کسی در این آزمون نمره قبولی را نیاورد ولی سال دوم خدا را شکر شما و خانم مریم موفق شدید که من بسیار خوشحال بودم و اولین کسی بودم که به شما تبریک گفتم ولی یک جورایی حس ناامیدی پیدا کردم و این به خاطر تفکر اشتباه من بود چون تلاش نکرده بودم و کمی منیت هم داشتم که باعث می‌شد کمتر آموزش بگیرم ولی با خدمت کردن در وبلاگ و نوشتن دل نوشته و گزارش لژیون که حال مرا خوب می‌کرد توانستم از این حالت خارج شوم و خودم را برای مرحله بعدی آماده کنم.

چه شد که دوباره امتحان دادید؟ خواسته‌ای که از بدو ورودم به کنگره داشتم. قبل از کنگره هم علاقه به ادامه تحصیل داشتم ولی به دلایلی نتوانسته بودم ادامه بدهم و عشقی که به شغل معلمی داشتم همه‌ی این‌ها مرا بیشتر به کنگره و آموزش‌های آن علاقه‌مند ‌می‌کرد و اما قرار گرفتن در جایگاه مرزبانی باعث شد اعتمادبه‌نفسم برگردد و بیشتر از پیش تلاش کنم و با حس بهتری در امتحان حضورداشته باشم و از اول تا آخر انگار نیروهایی به من کمک می‌کردند و با حس بسیار خوبی امتحانم را نوشتم.

الگوی شما در کنگره چه کسی یا چه کسانی هستند؟ راهنمایان به‌خصوص خانم سحر

زمانی که متوجه قبولی خودتان در آزمون کمک راهنمایی شدید چه احساسی داشتید و اولین عکس‌العمل شما در آن زمان چه بود؟ وقتی خانم سحر تماس گرفتند من در حال نان پختن بودم که شعله تنور را کم کردم و جواب دادم ایشان بلافاصله تبریک گفتند ابتدا تعجب کردم و وقتی گفتند در آزمون قبول شدید ناخودآگاه گفتم نکند به خاطر اینکه می‌خواهید ناامید نشوم می‌گویید ولی ایشان گفتند خودم اسم شمارا دیدم حس بسیار عجیبی داشتم و انگار نعمت بسیار بزرگی را به من داده بودند بلافاصله از خوشحالی با شما تماس گرفتم و دیگر نمی‌دانم چگونه بقیه‌ی نان‌هایم را پختم. چون جواب آزمون خیلی طول کشیده بود و بسیار منتظر بودم برایم باورکردنی نبود تا اینکه اسامی قبول‌شدگان شعبه را در سایت دیدم و حسی داشتم که قابل توصیف نیست.

این انتظار را به چه چیز تشبیه می‌کنید؟ انتظار هرچند سخت است اما در رابطه با این موضوع شیرین هم بود چون شوق رسیدن به جایگاه کمک راهنمایی بود.

آیا برای قبولی در آزمون فقط حفظ کردن مطالب و سی‌دی‌های کنگره کافی است؟ خیر تجربه‌ها و آموزش‌هایی که می‌گیریم مهم‌تر است.

روش DST  را چگونه می‌بینید و آیا مسافر شما تجربه‌ی روش‌های دیگری غیر از کنگره داشتند و تصور می‌کردید راه درمانی هم وجود داشته باشد؟ تجربه روش سقوط آزاد را داشتند که موفق نشدند و اصلاً باورم نمی‌شد راه درمانی باشد و در کنگره چون می‌گفتند یک سال باید بیایید، اوایلش می‌گفتم زمانش زیاد است ولی در ادامه خودم هم دوست داشتم به کنگره بیایم و مشوق اصلی من مسافرم و خانواده‌ام بودند که اگر ایشان نبودند چه در جایگاه مرزبانی و چه در جایگاه کمک راهنمایی نمی‌توانستم قرار بگیرم و وقتی هم قبول شدم مسافرم چندین برابر من خوشحال بودند.

احساس خوبتان را هنگام بستن پیمان و دریافت شال برای ما بگویید. زمانی که آقای مهندس گفتند پیمان‌نامه را در دست راست بگیرید انگار نامه اعمالتان را در دست راست گرفته‌اید حس بسیار عجیبی پیدا کردم، گریه‌ام گرفته بود چون در محضر آقای مهندس و دیده‌بانان بودیم و پیمان می‌بستیم، به یاد همه بودم سفر اولی‌ها و سفر دومی‌ها را دعا کردم که انشا الله آن‌ها هم این حال خوب را حس کنند.

شیرین‌ترین و تلخ‌ترین لحظه‌هایی که در کنگره 60 داشتید کدامند؟ شیرین‌ترین لحظه رهایی مسافرم بود که به دلیل اینکه راهنما نداشتم به تهران نرفتم ولی سعی کردم در منزل با بچه‌ها جشن بگیریم و بهترین غذا را پختم، اتاقی که در آن اپیوم مصرف می‌کرد را تمیز کردم و وسایلش را جمع کردم و لحظات خوبی بود که هرگز فراموش نمی‌کنم و یکی دیگر از لحظات شیرینم گرفتن شال کمک راهنمایی بود و تلخ‌ترینش هم‌زمانی بود که مسافرم سفر سیگارش را خراب کرد و بعد متوجه شدم اشتباه از من بود که نباید در کارش دخالت می‌کردم.

کلام پایانی:

از آقای مهندس و خانواده محترمشان کمال تشکر رادارم که باعث چنین اتفاقات زیبایی در زندگی من شدند و از کمک راهنمایان در قسمت همسفران کمال تشکر رادارم و همین‌طور از خانم سحر عزیز نیز بابت همه‌ی زحماتشان سپاسگزاری می‌کنم.

لطفاً خودتان را به‌رسم کنگره معرفی نمایند وبفرمایندچه مدتی است که به کنگره می‌آید؟

 همسفر زهره: سلام دوستان زهره هستم همسفر حمید آنتی ایکس مصرفی مسافرم شیره با دو گرم شیره وارد کنگره شدیم، روش درمان DST داروی درمان OT،  13 ماه سفر کردیم با کمک، کمک راهنمایان محترم آقای حسن و خانم سحر عزیز و به مدت یک سال و پنج ماه است که آزادورها هستیم و دو سال و هشت ماه است که به کنگره میاییم.

 شما برای شرکت در آزمون کمک راهنمایی چقدر مطالعه داشتید و آیا از قبل برنامه‌ریزی داشتید؟ چون بچه کوچک داشتم نمی‌توانستم برنامه‌ریزی داشته باشم ولی مسافرم خیلی کمکم کرد برای اینکه بتوانم در امتحانات شعبه شرکت کنم و از کوچک‌ترین زمان برای مطالعه منابع استفاده می‌کردم و چون برای امتحانات در شعبه خودم را آماده می‌کردم سعی می‌کردم در کلاس‌های کمکی هم شرکت کنم و همین امر باعث می‌شد پیش بروم.

 آیا امتحاناتی که در شعبه گرفته می‌شد و یا کلاس‌های کمکی که از طرف مرزبانی تشکیل می‌شد تأثیری در موفقیت شما داشته؟ بسیار زیاد تأثیر داشت. اگر امتحانات نبود، تلاش نمی‌کردم که بخوانم و خودم را محک بزنم که چقدر آموزش گرفتم و با سؤالات آشنا بشوم و همین‌طور کلاس‌های آموزشی که می‌گذاشتند باعث شد خودمان را به منابع امتحانی برسانیم و به نظر من چون در طول سفر وقت نمی‌شود تمام منابع آموزش داده بشه این بهترین فرصت بود و این‌یک حرکت دسته‌جمعی با برنامه‌ریزی مرزبانان و مدیر وبلاگ خانم سحر بود و بچه‌های شعبه سی‌دی‌های آزمون را خلاصه‌نویسی می‌کردند و در سایت می‌گذاشتند از منابع نمونه سؤال آماده می‌کردند و همه‌ی اعضا چه سفر اولی‌ها و چه سفر دومی‌ها درگیر این آزمون بودند و ما این موفقیت را مدیون تلاش همه‌ی عزیزان می‌دانیم.

از چه زمانی حس کمک راهنما شدن در شما ایجاد شد؟  زمانی دوست داشتم معلم شوم یا استاد دانشگاه ولی در جریان زندگی نتوانستم و وقتی بچه‌های شعبه اینجا استاد می‌شدند با خود گفتم آنجا که نتوانستم لااقل باید بتوانم اینجا و مهم‌تر از آن در زندگی‌ام یک استاد شوم و در ادامه وقتی در قسمت راهنمای تازه واردین بودم و تازه‌واردین را راهنمایی می‌کردم حس کمک راهنما شدن را بیشتر داشتم.

الگوی شما در کنگره چه کسی یا کسانی بودند؟ در ابتدا آقای مهندس و آقای امین که با سی دی هاشون همیشه برایم سرشار از آموزش بودند، کمک راهنمایم و همین‌طور سفر دومی‌ها به‌خصوص شما و خانم مریم که بعد از موفقیت در آزمون بازهم در امتحانات شرکت می کردید و همین امر باعث می‌شد برای شرکت در امتحانات شعبه بیشتر تلاش کنم.

هدف شما از شرکت در آزمون کمک راهنمایی چه بود؟ وقتی امتحانات را می‌دادم متوجه شدم که می‌توانم در آزمون موفق شوم و امتحانی که برای آزمون دادم فقط به خاطر کمک راهنمایی نبود بلکه آموزش گرفتن بیشتر بود ولی بیشترین نکته‌ای که مرا تشویق می‌کرد برای تلاش بیشتر، زحمات کمک راهنمای عزیزم بود چون می‌دیدم با چه سختی به شعبه ما می‌آیند و به ما آموزش می‌دادند وظیفه خودم دانستم که من هم باید از آموزش‌هایی که گرفتم به دیگران انتقال بدهم و همیشه از خداوند می‌خواستم یکی از بچه‌های شعبه ما بتوانند قبول شوند که بتوانیم زحمات این عزیزان را جبران کنیم.

 زمانی که متوجه قبولی خودتان در آزمون کمک راهنمایی شدید چه احساسی داشتید و اولین عکس‌العمل شما در آن زمان چه بود؟ وقتی خانم سحر تماس گرفتند و گفتند تبریک میگم من در خواب‌وبیداری بودم گفتم برای چی؟ گفتند در آزمون قبول شدید واقعاً شکه شدم چون مدت زیادی گذشته بود و از نتایج خبری نبود با خودم می‌گفتم هیچ‌کداممان قبول نشدیم ولی وقتی شنیدم که من و خانم فاطمه و خانم مریم قبول شدیم بسیار خوشحال شدم و حس عجیبی به من دست داد. وقتی تلفن را قطع کردم اشک شوق در چشمانم جاری شد و یک هورایی کشیدم فوراً پسرم را از خواب بیدار کردم و گفتم بلند شو که قبول شدم پسرم هم با تعجب و خوشحالی گفت چی شده شاسی‌بلند برنده شدی؟ بعدازاین خوشحالی به فکر فرورفتم که مسئولیت سنگینی به دوشم افتاده خدا کند که بتوانم درست انجام دهم.

آمادگی برای تشکیل لژیون و پرورش رهجو رادارید؟ انشا الله، فکر نمی‌کردم آن‌قدر زود در این جایگاه قرار بگیرم و می‌گفتم چند ماه طول می‌کشد تا بتوانم لژیون داشته باشم و امیدوارم بتوانم مسئولیتم را طبق پیمانی که بستم انجام دهم.

آیا برای قبولی در آزمون فقط حفظ کردن مطالب و سی‌دی‌های کنگره کافی است؟ خیر به نظر من باید مطالب را با تمام وجود بپذیریم و بفهمیم چراکه تمام مطالبی که من حفظ کرده بودم هیچ‌کدام در آزمون نیامده بود و من سؤالات را با حس و تجربه‌ای که داشتم جواب می‌دادم.

پیامی برای افرادی که می‌خواهند خود را برای آزمون سال آینده آماده کنند دارید؟ باید بگم که تلاششان را از همین امروز شروع کنند و تمام منابع را برای یک ماه آخر نگذارند و به‌گونه‌ای باشد که زمان امتحان فقط یک مروری بر روی منابع داشته باشند.

 روش DST  را چگونه می‌بینید و آیا مسافر شما تجربه‌ی روش‌های دیگری غیر از کنگره داشتند و تصور می‌کردید راه درمانی هم وجود داشته باشد؟ به یاد دارم هر وقت به مسافرم می‌گفتم ترک کن می‌گفت ترک کردن خیلی راحته و هرزمانی بخواهم می‌گذارم کنار ولی من خودم به ایشان می‌گفتم کم‌کم، کم کن تا به صفر برسی و از وقتی شنیدم روش کنگره هم به‌صورت پله‌ای است همیشه از خدا می‌خواستم روزی بتوانیم به کنگره بیاییم ولی مسافرم چند بار در کمپ اقدام به ترک داشتندکه مشکلاتی که براشون پیش می‌آمد درروش DST این اتفاقات نیفتاد و شیرین‌ترین و جذاب‌ترین روش همین روش DST است.

در این مدت تجربه چه جایگاه‌های خدمتی را در کنگره داشتید؟ مهمانداری، میکروفن گردانی، راهنمای تازه‌واردیم، دبیری لژیون، خدمت در وبلاگ و اکنون دبیر جلسه خصوصی همسفران هستم.

 احساس زیبایتان را هنگام بستن پیمان و دریافت شال برای ما بگویید. زیباترین و قشنگ‌ترین حس را داشتم و به یاد زمانی افتادم که به سن تکلیف رسیده بودم و یکسری قوانین را باید رعایت کنم و واقعاً قابل وصف نیست فقط آن لحظه آرزو کردم همه‌ی کسانی که آرزوی کمک راهنما شدن رادارند به این جایگاه برسند.

شیرین‌ترین لحظه و تلخ‌ترین لحظه برای شما کدام لحظه بوده؟ شیرین‌ترین لحظه، لحظه‌ای بود که وارد کنگره شدم چون با استرس زیادی وارد شدم ولی وقتی فضای کنگره را دیدم، عشق و محبتی که بین بچه‌ها بود را حس کردم به نظرم بهترین لحظه بود که با تصوراتم فرق داشت و تلخ‌ترین لحظه اصلاً در کنگره وجود ندارد.

و اما سخن پایانی:

از آقای مهندس سپاسگزاری می‌کنم و همین‌طور از مسافرم که در این راه بسیار به من کمک کردند، از راهنمای عزیزم خانم سحر بسیار تشکر می‌کنم و اگر زحمات ایشان نبود ما نمی‌توانستیم این جایگاه را تجربه کنیم، از همه‌ی اعضای کنگره 60 که خدمت گذارندتشکر و قدردانی می‌نمایم، از شما نیز تشکر می‌کنم به خاطر تهیه‌ی این مصاحبه

بازهم موفقیت در آزمون را به شما  تبریک عرض می‌نماییم و ممنون که وقت خود را در اختیار ما گذاشتید.

تهیه گزارش و تایپ: همسفر مریم (لژیون دوم)

عکاس، تنظیم و ویرایش: همسفر مریم (لژیون چهارم)

 

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافر مرتضی رضوانی شنبه 27 آبان 1396 11:11
مجددا تبریک و شادباش عرض می کنم به کمک راهنمایان محترم و تشکر از قسمت همسفران بابت تهیه ی گزارش
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: