WeblogSkin

وبلاگ نمایندگی نیک آباد - کارگاه آموزشی خصوصی ویژه همسفران هفته راهنما
کارگاه آموزشی خصوصی ویژه همسفران هفته راهنما
چهارشنبه 19 اردیبهشت 1397 ساعت 17:24 | نوشته ‌شده به دست مریم شفیعی | ( نظرات )

روز سه‌شنبه جلسه نهم از دور ششم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی ویژه همسفران شعبه نیک‌آباد در تاریخ 97/2/18 با استادی اسیستانت محترم شعبه خانم مرجان و نگهبانی خانم زهره و دبیری خانم سعیده، جشن باشکوهی به مناسبت هفته راهنما با حضور جمعی از دوستان محبت رأس ساعت 17 برگزار شد.

شما بدون اینکه حرف بزنید و مشکلتان را مطرح بکنید یک راهنما کاملاً متوجه می‌شود و تا آخرش می‌رود، شما اشک می‌ریزید معنا و مفهوم اشکتان رو درک می‌کند. رفتارتان، عملکردتان، مشکلاتتان و بیماری‌هایتان، سردردهایتان، غم‌هایتان، افسردگی‌هایتان و همه‌ی این‌ها را راهنماها با تمام وجود درک کردند و از این گذرگاه سخت گذشتند. به خاطر همین است که این فرد می‌تواند به بهترین شکل و بهتر از هر کس دیگری کمک کند. 

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان مرجان هستم یک همسفر

خدا را شکر می‌کنم که امروز در این جشن زیبا با حضور کمک راهنمایان محترم و بقیه‌ی اعضا لیاقت و سعادت پیدا کردم که خدمت شما همسفران خوب و بسیار مهربان شعبه نیک‌آباد باشم. امیدوارم بتوانیم در کنار هم جشن باشکوه و پرانرژی برگزار کنیم، جشنی که به نام جشن راهنما نام‌گذاری شده و اینکه یک هفته در کنگره به نام هفته راهنما نام‌گذاری می‌شود نشان از این دارد که این جایگاه بسیار پراهمیت و ارزشمند هست. اگر دقت کرده باشید روزهای رهایی آقای مهندس تنها و تنها سرشان رو، جلوی راهنماها خم می‌کنند و برایشان احترام بسیار زیادی قائل هستند و این خودش یکی از نشانه‌هایی است که ما بفهمیم با چه جایگاه و چه افراد بزرگی روبه‌رو هستیم و چه‌کار بزرگ و باعظمتی این افراد انجام می‌دهند. امیدوارم که همه‌ی ما بتوانیم در این هفته به نحو شایسته قدردان زحماتشان باشیم و بتوانیم با سپاسگزاری، هم به کلام و هم با قلبمان و هم با عمل بتوانیم مراتب قدردانیِ خودمان را به‌جا بیاوریم.

اما اینکه در کنگره صحبت از راهنما می‌شود؛ راهنما چه فردی هست؟ تمام افرادی که در کنگره شال نارنجی دارند راهنما هستند و اولاً خودشان روزی از این گذرگاه سخت عبور کردند و دریک گذرگاه سخت بودند، شما بدون اینکه حرف بزنید و مشکلتان را مطرح بکنید یک راهنما کاملاً متوجه می‌شود و تا آخرش می‌رود، شما اشک می‌ریزید معنا و مفهوم اشکتان رو درک می‌کند. رفتارتان، عملکردتان، مشکلاتتان و بیماری‌هایتان، سردردهایتان، غم‌هایتان، افسردگی‌هایتان و همه‌ی این‌ها را راهنماها با تمام وجود درک کردند و از این گذرگاه سخت گذشتند. به خاطر همین است که این فرد می‌تواند به بهترین شکل و بهتر از هر کس دیگری کمک کند. راهنماها در کنگره کسانی هستند که شرایط تاریکی اعتیاد را یک روزی با تمام وجودشان درک کردند و تجربه کردند و امروز در حال خدمت هستند تا حال خوش امروزشان را با شما تقسیم کنند و به شما کمک کنند شما هم به آن‌ها برسید درواقع راهنمایان شما، فردای شما هستند و شما دیروز راهنمایتان هستید هیچ شکی در این نداشته باشید.

در کنگره افرادی که راهنما می‌شوند طبق یک شرایط خاصی راهنما می‌شوند و این‌طور نیست که چند جلسه‌ای بیایند و اصل مطلب را بگیرند و بعد به آن‌ها بگویند استاد و به ایشان لژیون بدهند که راهبری کند. آن‌ها در جلسات  آموزشی حداقل یک سال نشسته‌اند که دقیقاً به یاد ندارم چند ساعت را گذرانده‌اند و آموزش‌دیده‌اند و در آزمون کمک راهنمایی شرکت کرده‌اند، بعد از قبولی در آزمون مصاحبه شدند توسط مرزبانان، اسیستانت یا ایجنت شعبه تائید شدند و آن موقع یک لژیون را به او می‌دهند تا بتوانند فعالیت خود را شروع و ادامه دهند.

این جایگاه بزرگی است؛ افرادی که دوست دارند و به‌نوعی به دنبال تعادل هستند وارد جرگه‌ی کمک راهنمایی می‌شوند، افرادی که دوست دارند آنچه را که آموختند بتوانند به مرحله عمل دربیاورند و در طی این عمل کردن به تعادل برسند به نظرم سوای اینکه یک جایگاه هست یک مسیره یک مسیر بسیار زیبا برای رشد و تعالی؛ کسانی که کمک راهنما می‌شوند قطعاً بیشتر از رهجوهایشان می‌دانند اما آن‌ها هم یک‌جوری درگیری دارند با نیروهای تاریکی، به خاطر اینکه از آن گروه نیروهای تاریکی کندند و الآن جدا شدند و آن نیروهای بازدارنده طبق مبحث جهان‌بینی که داریم این نیروها به‌هیچ‌وجه حاضر نمی‌شوند نیروهای خوب خودشان رو از دست بدهند و مدام در حال کلنجارند با خودشان و برای اینکه بتواند روی خط مستقیم و در مسیر مستقیم قدم بردارند انرژی زیادی می‌خواهند درواقع دارند یک کار دوجانبه انجام می‌دهند هم دارند خودشان چون دارند با نیروهای تخریبی می‌جنگند و تلاش می‌کنند که بتواند درست عمل کنند و هم اینکه از این‌طرف نیمه‌ی روشنشان به رهجوهایشان کمک بکنند برای همین است که آن‌قدر کارشان مقدس و ارزشمند است.

امیدوارم همه‌ی ما بتوانیم قدر کمک راهنماهایمان را بدانیم و به عقیده من یک رهجو اگر بخواهد قدردان و سپاسگزار راهنمایش باشد باید چند تا کار را بتواند به‌درستی انجام بدهد؛ اول اینکه وقتی وارد لژیون می‌شود خالی وارد بشود، اینکه فکر بکند از راهنمایش بیشتر می‌داند درواقع یک مانع برای رسیدن و آنچه باید به آن برسد هست و مطمئن باشید که راهنمای شما بیشتر از شما می‌داند چه سنش بیشتر از شما باشد چه حتی سنش کمتر از شما باشد به همین دلیلی که اول عرایضم گفتم او مسیری را قبلاً رفته، تجربه کرده و بلده، می‌داند کجا چاه است کجا چاله هست و کجا ممکن است که اشتباه بکنید برای همین راه را برای شما روشن می‌کند پس بهتر است ایمان داشته باشید که راهنما از شما بیشتر می‌داند پس خالی بیایید و همیشه آماده‌باشید که در لژیون چیز جدیدی یاد بگیرید که به درد خودت وزندگی‌ بخورد و اگر این‌گونه فکر کنید ملزم می‌شوید که به راهنمایتان احترام بگذارید که اگر احترام گذاشتید همه‌ی افرادی که در کنار شما هستند به شما احترام خواهند گذاشت و گفتیم که راهنما فردای شماست و رهجوهای شما هم به شما احترام خواهند گذاشت مطلب بعدی اینکه حتماً فرمان‌بردار باشید اگر راهنمای شما به شما می‌گوید سکوت کنید باید سکوت کنید و اگر سکوت اختیار نکنید حتماً ضربه خواهید خورد. اگر به شما می‌گوید سی دی را بنویسید حتماً به دردتان می‌خورد این‌ها جزو بایدهایی است که یک رهجو باید انجام دهد و این می‌شود فرمان‌برداری این‌ها مسائل خیلی مهمی هستند که وقتی رعایت می‌کنید در ادامه یاد می‌گیرید تفکر و تعقل کنید که چگونه مشکلاتتان را حل کنید درواقع این راهنماست که راه را به شما نشان می‌دهد فقط نشان می‌دهد، راهنماها شمع هستند ولی شمعی که فقط به ما می‌گوید منبع روشنایی کجاست بقیه‌ی کار به عهده‌ی خود ماست مثل یک باغبان که بذر را می‌کارد ولی بقیه‌ی کار با خود بذر هست اینکه چه بستری را برایش فراهم کرده استفاده بکند، آرام‌آرام رشد کند و آن پوسته را بشکافد و تبدیل به نهالی بشود که در آینده درختی بشود و ثمر بدهد. این‌ها دیگر به عهده باغبان نیست این‌ها همش به عهده همان بذر یا همان گیاه است.

و اما قدردانی از این جایگاه‌ها چه حسی دارد و چه کمکی به ما می‌کند؟ قدردانی یکی از تمرین‌هایی است که ما در این مسیر انجام می‌دهیم به جهت اینکه گره‌های خودمان را بتوانیم بازکنیم اینکه آدم بتواند از خودش بکند و بتواند زحمت‌های یک نفر را ببیند و از آن قدردانی کند و این کار هرکسی خیلی‌ها نمی‌توانند از کلمه مچکرم، کلمه دستت درد نکند، کلمه سپاسگزارم  را اصلاً نمی‌توانند به زبان بیاورند چه برسد به اینکه بخواهند قدمی بردارند و به آن عمل کنند.

ما به‌عنوان رهجو موظف هستیم که به خاطر تمام آن چیزهایی که از راهنماهایمان آموختیم تشکر کنیم که این تشکر اشکال مختلفی دارد که نهایتاً با زبان، قلب، کلام و رفتارمان و از همه مهم‌تر با آن پاکتی که با عشق به راهنماهایمان هدیه می‌دهیم. هر چه که این‌ها به هم نزدیک‌تر باشد؛ یعنی آنچه به زبان می‌آوریم با آنچه در پاکت می‌گذاریم و آنچه عمل می‌کنیم موقع باز شدن گره‌های ما هستند و آن گشایش در زندگی ما اتفاق می‌افتد، خواهی‌نخواهی گشایش اتفاق خواهد افتاد.

من صمیمانه این هفته را خدمت کمک راهنمایانی که در شعبه نیک‌آباد خالصانه خدمت می‌کنند تبریک عرض می‌کنم این راهنمایان بسیار دنبال یادگرفتن هستند و هیچ موقع هم نمی‌گویند ما دیگر همه‌چیز می‌دانیم آن‌ها همچنان دنبال یادگرفتن هستند و تلاش می‌کنند که خودشان را به آن نقطه‌ای که لازم هست برسانند و به رشد و تعالی برسند و کامل شوند و هیچ‌وقت هیچ راهنمایی نمی‌تواند بگوید اینجا دیگر برای من بس است و دیگر همه‌چیز یاد گرفتم که اتفاقاً آن لحظه‌لحظه سقوط یک راهنما، یک مرزبان، یک اسیستانت یا یک رهجوی سفر دومی هست و این را در کنگره تجربه کردیم.

و در آخر تقدیر و سپاس خدمت کمک راهنمای بزرگوار خودم که دیگر در کنگره نیستند اما من همیشه سپاسگزارشان هستم خدمت خانم آنی و آقای امین بزرگوار که درس‌های جهان‌بینی‌شان برای تک‌تک ما همیشه راه گشا بوده و امیدوارم همه‌ی ما بتوانیم در این هفته از راهنما هامون قدردانی و سپاسگزاری کنیم. از اینکه به صحبت‌های من گوش دادید مچکرم امیدوارم در ادامه جشن بسیار خوب و پرانرژی داشته باشیم. ما هیچ جایی پیدا نمی‌کنیم که این‌قدر به ما حال خوب بدهد و اگر پیدا کنید محال ممکن است در برابرش وجهی را دریافت نکنید قدر کنگره را بدانید چراکه اگر قدردان نباشیم از ما گرفته می‌شود.

ضمنا در ادامه جلسه مراسم تقدیر و تشکر از کمک راهنمایان شعبه توسط اسیستانت محترم سرکار خانم مرجان برگزار گردید:

در این هفته عزیز جای داشت که خدمت سه معلم گرامی که در جمع ما بودند تبریک و قدردانی کنیم.

نگارش و تایپ: همسفر مریم (لژیون دوم)

ویرایش و تنظیم: همسفر مریم (لژیون چهارم)

عکاس: همسفر زهره (لژیون دوم)

 

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
حسن طاوسی شنبه 22 اردیبهشت 1397 10:51
سلام به عزیزان که خدمت کردند و زحمت کشیدند تا جشن با شکوهی برگزار شود...
ولی عکاس ها کیفیت مطلوبی نداره
همسفر زهرا پنجشنبه 20 اردیبهشت 1397 13:38
با تشکر از همه عزیزانی که برای برپایی این جشن با شکو ه خدمت کردند زندگی شان پر از روشنایی و قدمهاشان پایدار
همسغر زهره لژیون سوم پنجشنبه 20 اردیبهشت 1397 13:12
تشکر و سپاس از همه ی‌ کسانی که در این جشن ما را همیاری کردند.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic