خلاصه سی دی انتقال صفات
جمعه 21 اردیبهشت 1397 ساعت 11:43 | نوشته ‌شده به دست مریم رضوانی rezvani | ( نظرات )

به نام قدرت مطلق

خلاصه سی دی (انتقال صفات از آقای امین)

Image result for ‫سی دی انتقال صفات‬‎

افکار و اندیشه باعث تغییر و کمک به مسافر می‌شود. وقتی یک هم‌سفر تصویرسازی کند که مسافرش مواد مصرف می‌کند یا نه این نگاه و اندیشه توان و نیروی شخص رامی گیرد فکر بد نسبت به شخص ناخودآگاه این حس بد را به مسافر انتقال می‌دهد براثر پیوند محبت که بین اشخاص وجود دارد افکار هم می‌تواند تأثیرگذار باشد.

من با دوستم رفته بودیم بیرون و در حال صحبت کردن بودیم دوست ما حرف خیلی می‌زد یکی دو مطلب به او گفتم کمی اثر کرد. بعد باهم رفتیم آب‌میوه و سیگار گرفتیم، دوستم به من گفت: تو آدم خوبی، مؤثری، کمک می‌کنی ولی من آدم انگل و بی‌خودی هستم اول ناراحت شدم ولی بعد متوجه شدم که عیب و مشکل از مثلث شخصیت (مربوط به ضلع بی‌لیاقتی) بود؛ که به او ضربه واردشده بود؛ و همیشه احساس بی‌لیاقتی را همراه خود دارد... تمام صحبت‌ها و حرف‌ها و اظهارنظرهایی که می‌کند درواقع تلاشی هست که ثابت کند من آدم بالیاقتی هستم. من می‌فهمم، قدرت تجزیه‌وتحلیل دارم، از مطالب سر درمی‌آورم، من خیلی مطالعه می‌کنم و یا برای اینکه دیگران او را یک آدم فهمیده، توانمند، یک شخص بااستعداد و بالیاقت هست و توانایی دارد بپذیرند و خیلی برایش مدرک مهم بود. یا فلانی فلان دانشگاه درس‌خوانده خیلی برایش اهمیت داشت؛ و آرزو داشت که فلان دانشگاه درس بخواند. هیچ‌وقت هم به نتایج خودش نمی‌رسید مثل رؤیا بود. مدرک دیگران و دانشگاه دیگران برایش خیلی اهمیت داشت؛ و این‌ها همه به خاطر احساس بی‌لیاقتی هست. اگر برای کسی که احساس بی‌لیاقتی می‌کند تمام مدارک جمع کنی بگذارید جلو چشمش بازهم باور نمی‌کند و کمکی به این شخص نمی‌شود؛ و باز احساس ناراحتی و بی‌لیاقتی می‌کند چون این‌یک عطش و دقیقاً باید نقطه مقابل آن را انجام دهد؛ و این دوست من‌بعد از چند دقیقه ساکت شد و هیچی نگفت و بعد برای من یک خواب تعریف کرد که تو خواب مرا بردند جایی که استادهایی دور مرا گرفته بودند و در جسم و صور پنهان من آزمایش‌هایی انجام می‌دادند و همان موقع من با خودم می‌گفتم من قاتى این‌ها چه‌کار می‌کنم؛ که از خواب پریدم و دیگر هم تکرار نشد. همین‌که تو خواب این جمله را گفته بود یعنی اینکه من لیاقت این‌همه کمک را ندارم اگر شخصی احساس کند که ناتوان است و هیچ کاری از دستش برنمی‌آید این احساس اجازه نمی‌دهد که این شخص از جایش تکان بخورد. اجازه نمی‌دهد که توانایی و استعدادهایش را ظاهر کند شاید این مشکل در ده نفر سه الی چهار نفر داشته باشند. این القاءها نیروهای بازدارنده هستند توانایی‌هایی که در وجود انسان هست امکان زندگی را فراهم می‌کند؛ مانند دیدن، شنیدن، خوردن و هضم غذا همه این‌ها توانایی هست.

 تعریف احساس بی‌لیاقتی: اگر انسانی باور کند که از پنجاه الی هفتاد درصد توانایی که در درونش هست را نمی‌تواند به کار گیرد یا به کاربرد و خیلی از چیزها را نمی‌تواند دریافت کند مربوط می‌شود به احساس بی‌لیاقتی

اما احساس گناه هم خیلی قوی و قدرتمند هست کسانی که احساس گناه دارند؛ و همیشه دنبال متهم می‌گردند که بگویند اگر این آدم‌ها نبودند من در زندگی دچار مشکل نمی‌شدم، یا فلانی در زندگی زناشویی و کار من دخالت کرد و همه تقصیرها را به گردن این‌وآن می‌اندازند و دیگران را محکوم می‌کنند.

اول باید خودش را به‌صورت کامل محکوم کرده باشد بعد سراغ دیگران برود. هرکس باید اول ظرف خودش را پر کند بعد ظرف دیگری را مثال: برای پر شدن و ریختن آب در حوض، استخر و یا مخزنی باید لوله یا شلنگ پر از آب باشد تا اضافه آب لوله یا شلنگ به منبع موردنظر ریخته شود. بعضی‌ها حدود پنج سال پیش مسئله‌ای برایشان به وجود آمده هنوز گردن دیگران می‌اندازند و در مورد او صحبت می‌کنند و همیشه سایه و احساس گناه کردن هست؛ و تا این شخص از این حالت رها نشود احساس آرامش نمی‌کند. همین احساس تهدید، بی‌لیاقتی و احساس محکومیت کافی است. من تو خیلی از نزدیکان می‌بینم که کسانی که تردید دارند دنبال قدرت هستند می‌خواهند جایگاهی داشته باشند که کسی به آن‌ها نگوید بالای چشم تو ابروست و یا به آن‌ها آسیب به رساند. باید یک شوک وارد شود انسان تعادل شخصیت دارد زیر بار این حر ف نمی‌رود. می‌خواهد متهمش کند می‌گوید برو دنبال کارت قبول نمی‌کند و اجازه نمی‌دهد که توانایش ر و زیر سؤال ببرد برخورد می‌کند و می‌گوید من آن آدمی نیستم که تو دنبالش می‌گردی ولی وقتی‌که تخریب شد تا یک نفر به او چیز گفت خوشگلی، یا زشتی، چاقی، لاغری، باهوشی هرچه دیگران بگند قبول می‌کند و این احساس به او دست می‌دهد ولی اگر این‌طور نباشد جمله‌های بالا را این‌گونه جواب می‌دهد به خودم مربوط است قبول نمی‌کند و اجازه نمی‌دهد که احساسات و عواطف او را تحت تأثیر قرار دهند.

وقتی شخصیت انسان ترک خورد ورق برمی گرده مثال: اگر دست من سالم باشد یکی به من دست بزند من هیچ احساس دردی نمی‌کنم عکس‌العمل هم نشان نمی‌دهم ولی اگر دست من زخم باشد، بخیه خورده، شکسته و مو برداشته باشد اگر کسی ناخودآگاه دستش به من خورد ممکن است فحش و ناسزا بگویم. پس احساس بی‌لیاقتی مثل زخم می‌ماند. منتهی در صور پنهان تا شخص درمانش نکند خوب نمی‌شود گذشت زمان هم نمی‌تواند کمک کند تغییر تفکر و تغییر نگرش زخم کهنه را درمان می‌کند. شخصی که احساس بی‌لیاقتی می‌کند تا به او گفته شود تو نمی‌توانید این کار را بکنید میزند زیر گریه، سرخ می‌شود، به هم می‌ریزد و می‌گوید چرا این‌جوری شدم. چرا شما این‌جوری فکر می‌کنید. پس زخم‌های درونی ممکن است پانصد سال کهنگی داشته باشد. مثال: ما در یک خانواده‌ای زندگی می‌کنیم که ازنظر امکانات قوی برخوردار هستیم. یک نفر فقیر می‌آید و از ما کمک می‌خواهد دلمان برایش می‌سوزد به او غذا می‌دهیم و قبول می‌کنیم که به‌عنوان اینکه گناه، ثواب دارد مقداری پول به او می‌دهیم یکی از اعضای خانواده قبول می‌کند که حقوق مناسبی برایش در نظر گرفته شود که در منزل بماند و چون گاو و گوسفند هم داشتیم به ما کمک کند خانواده قول نمی‌کنند ولی به اصرار یکی از اعضا می‌ماند شخصی که راضی بود آن فقیر بماند به مسافرت می‌رود وقتی برمی‌گردد می‌بیند که خواهر و برادرهای او را فقیر کشته خانه را آتش زده و هرچه پول بوده را با خودش برده این آدم تا ابد احساس گناه می‌کند و می‌گوید اگر من به حرف خانواده گوش‌داده بودم، اگر به مسافرت نرفته بودم، چرا چشم‌هایم را باز نکردم تقصیر من بود. من مسئول قتل شدم هزار سال هم بگذرد نمی‌تواند به دیگران کار بدهد و به چرخه طبیعت برگردد

درباز یعنی چه: انسان وقتی ضلع شخصیتش (تهدید) ترک بخورد این آدم یک درباز دارد همیشه یک سری صحبت‌ها و افکار می‌توانند وارد شوند مثلاً یک موضوعی را مطرح می‌کند و شروع می‌کند چی فکر کند چه چیز به او الهام بشود ضلع شخصیت تهدید خردشده دنبال قدرت هستم اگر کسی جواب سلام مرا نداد، تحویل نگرفت زود به هم می‌ریزیم و با خود می‌گویم نکند نقطه‌ضعفی از من دیده من که خیلی محبت کردم و این افکار دائماً تو ذهن می‌آید چرا؟ چون یک درباز وجود دارد پنج سال به موضوعی فکر کردن یعنی پنج ساعت انرژی منفی از در وارد می‌شود؛ و بعد این انرژی انباشته‌شده را به‌صورت انتقام، گرفتن حال طرف، برخورد کردن و یک روش برای عکس‌العمل درباز همان زخم است. اگر کسی به این نقطه رسید که تشخیص داد که کدام از سه ضلع را در وجودش دارد پنجاه‌درصد مسئله بیماری و رنجی که دارد حل می‌شود شناخت میکروب، شناخت مسئله پنجاه‌درصد درمان حل می‌شود. السوأل نصف العلم: کسی که سؤال می‌کند نصف علم را بلد است. باورها و توانایی‌هایی که یک شخص در درونش به او وارد می‌شود شخصیت شکل می‌دهد. کسی که شخصیت سالم دارد بازندگی و طبیعت می‌تواند ارتباط داشته باشد و کاری به دانایی ندارد دانایی پایین هم می‌تواند سرحال باشد غصه و بیماری روانی ندارد.

ویژگی‌های یک شخص سالم عبارت‌اند از:1-احساس امنیت: من امنیت دارم در صلح و آرامش به خواسته‌هایم بر البته اگر تلاش به کنم قطعاً به خواسته‌هایم مارسم.

2-احساس شایستگی: یعنی من توانایی و یادگیری درس و...رادارم و هر وقت بخواهم به من کمک می‌کنند.

3-احساس معصومیت: حرکت من در زندگی در جهت خیر باشد اگر درون هر انسان باشد دچار آرامش و حالت تعادل هست.

مثلث تاریکی یا تخریب شخصیت:

1-احساس بی‌لیاقتی

2-احساس تهدید

3-احساس گناه

در ادامه سی دی آقای امین فرمودند: که در بخش خانواده به هم‌سفران آموزش و دستورالعمل کاری یاد می‌دهند. به مسافرت اطمینان کن مسافران چون گیرنده هستند مطلب را به هر نوعی که باشد می‌گیرند. اینجا بازهم یک مثلث درست می‌شود.

1-دستورالعمل گفتاری 2-عمل کردی 3-پندار یا اندیشه

افکار و اندیشه باعث تغییر و کمک به مسافر می‌شود. وقتی یک هم‌سفر تصویرسازی کند که مسافرش مواد مصرف می‌کند یا نه این نگاه و اندیشه توان و نیروی شخص رامی گیرد فکر بد نسبت به شخص ناخودآگاه این حس بد را به مسافر انتقال می‌دهد براثر پیوند محبت که بین اشخاص وجود دارد افکار هم می‌تواند تأثیرگذار باشد. بعضی از هم‌سفران می‌گویند که من تو کارهای مسافرم دخالت نمی‌کنم، حرف نمی‌زنم. درسته حرف نمی‌زنید ولی از درون منفجر می‌شوید. یا می‌گویند من که صبر کردم، گذشت کردم و...

تو فقط جمع کردی، انباشته کردی برای منفجر کردن یا منفجرشدن

صفات قابل‌انتقال هست. مثلاً یک ویژگی در درون دیگران هست که باعث ناراحتی من می‌شود؛ و مربوط به صور پنهان است. با فاعل کار ندارد به فعل مربوط است. اگر کسی بیماری سرطان دارد و من خوشحال به شوم آن قسمت بدن من هم می‌گوید آخ جون پس تو هم می‌گیرید و باید تجربه کنید. اگر در خانه فرزندی کار اشتباهی را انجام می‌دهد کار و حرکت او را زشت و بد بدانیم نه اینکه شخص را محکوم کنیم. محکوم کردن فعل باعث می‌شود که شخصیت شخص محکوم نشود

نگارش و تایپ: همسفر فاطمه (لژیون یکم)

 

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: سی دی های جهان بینی،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر زهرا شنبه 22 اردیبهشت 1397 08:06
سپاس از خانم فاطمه عزیز بسیار دلنشین بود
شنبه 22 اردیبهشت 1397 07:55
خداقوت خانم فاطمه ی عزیز، بسیلر زیبا و پر محتوا بود.
مریم همسفر داوود جمعه 21 اردیبهشت 1397 18:07
خداقوت خدمت خانم فاطمه عزیز
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: