WeblogSkin

وبلاگ نمایندگی نیک آباد - دلنوشته
دلنوشته
یکشنبه 27 آبان 1397 ساعت 10:30 | نوشته ‌شده به دست همسفر زهره tavoosi | ( نظرات )
به نام نامی عشق
کورسوی امیدی در دل
دل نوشته ای به قلم همسفر لیلا



خوشبختی چیزی نیست که آن را جائی بجویی، خوشبختی را باید خودت خلق کنی؛ 

سلام دوستان لیلا هستم همسفر صمد؛

نمیدانم دقیقا از کجا شروع کنم ولی احساس کردم که دلنوشته ای بنویسم این احساس ناخودآگاه به سراغم آمد و شاید ناشی از این است که یک هفته نتوانستم به کنگره بیایم و در وجودم احساس خلاء می کنم.  هرچند مرور خاطرات گذشته برای من دردناک و غم انگیز است ولی وقتی به گذشته می نگرم و این راهی که طی این ۸۲ روز گذرانده ام دلگرم و امیدوار و مشتاق برای ادامه مسیر می شوم. عزمم را جزم می کنم و توکل می کنم که ثابت قدم باشم.

من و مسافرم با تمام مشکلات عدیده ای که داشتیم بعد از شش سال به اصرار خودمان بهم رسیدیم. دوران عقد طولانی و پرفراز و نشیبی که داشتیم سپری شد. رفتارهای مشکوک مسافرم هر روز منجر به بحث می شد ولی هر دفعه با یک دروغی قضیه را جمع می کرد و بعد از ساعاتی دلخوری قضیه تمام می شد و روز از نو و روزی از نو. ۱۶خرداد ۱۳۹۷ از طریق برادر همسرم متوجه شدم که همسرم هروئین مصرف می کند. دنیا بر سرم آوار شد و بخاطر فشار عصبی وارده راهی بیمارستان شدم. به خانه پدرم که در شهر دیگری بود رفتم و روز و شبم گریه و بی خوابی شده بود. یک شب در اینترنت سرچ می کردم مشاوره آنلاین برای درمان هروئین یک متنی نوشته بود و یک شماره تلفن، شماره را یادداشت کردم و فردای آن شب پیام دادم. خودش را اینطور معرفی کرد: رامین هستم یک مسافر و گفت من نه پزشک هستم و نه روانپزشک فقط مصرف کننده بودم و از طریق کنگره رها شده ام. من چیزی از حرفهایش متوجه نمی شدم گفتند به همسرتان بگویید با من تماس بگیرند ولی من که با وی قهرم و حتی جواب پیامها و تماسهایش را نمی دادم و خطم را هم عوض کرده بودم و درخواست طلاق هم داده ام باید چه کار کنم؟ چند روز گذشت و حرفهای آقای رامین در ذهنم بود که با قهر چیزی حل نمی شود اگر می خواهید زندگی کنید کمکش کن ...؛

ولی من دائم در ذهنم می گفتم چرا من؟ وقتی زندگی من تباه شده  است بمانم و کمک کنم؟؟ من طلاق می گیرم و راحت می شوم و افکاری از این قبیل ...؛

بالاخره تصمیم گرفتم به همسرم زنگ بزنم و قراری بگذارم و به آقای رامین زنگ زدند و ایشان کنگره را معرفی کردند. چند روز بعد همسرم پیام دادند اگر نت داری آدرس کنگره های اصفهان را برای من پیدا کن. کورسوی امیدی در دلم روشن شد که او می خواهد واقعا ترک کند هرچند به قولش د وماه بود که پاک بود ولی قرص مصرف می کرد. بالاخره تصمیم گرفتم با وی به کنگره بیایم با همه ناامیدی ها و دلخوری هایی که داشتم. روز پنجشنبه بود وارد سالن که شدیم کسی هنوز نیامده بود استرس داشتم وقتی جلسه شروع شد همه چیز برایم تعجب آور بود از نظم جلسه، از پوشش های یکدست سفید، از قوانین خاصی که بود و ... در پایان جلسه مشترک وقتی به جلسه همسفران آمدم همه با آغوش باز از من استقبال کردند و پذیرایی و باز هم تعجب من اضافه شد که چقدر جو صمیمی است و من کسی را نمی شناسم ولی اینقدر صمیمیت برای چه؟ حرفی از غرور نبود خانمی با شال زرد برای من چایی آوردند که بعد فهمیدم خانم مریم مرزبان محترم بودند. موضوع جلسه صورت مسئله اعتیاد بود. موقع مشارکت و اعلام سفر افرادی را می دیدم که 20 سال؛ 10، ... تخریب و الان به رهایی رسیدند و همچنان به تعجبهای من اضافه می شد که خوابم یا بیدار؟ مگر اعتیاد درمان دارد؟ خانم زهرا اولین مشاوره را برای من برگزار کردند حرفهای دلگرم کننده ای بود. در جلسه بعدی که به کنگره آمدم خانم مرجان آمده بودند و خانم سودابه همراهشان بودند و جمله ای به من گفتند که این آشی هست که پخته شده میتوانید بمانید ادویه بهش اضافه کنید و خودت و مسافرت ازش بخورید یا پا بزنید و این دیگ را خالی کنید ولی وقتی صورت مسئله را حل نکرده ای و آنرا پاک کرده ای این مسئله تا آخر عمر با تو می ماند.

بازهم تعجب ولی این بار امیدواری بیشتر شد بطوریکه برای سه شنبه ها لحظه شماری می کردم و می کنم. با ورودم به لژیون و آشنایی بیشتر با دوستان، زندگیم کمی بهتر شده و متوجه شدم درمان اعتیاد جزئی از اهداف کنگره است در این مکان جهان بینی مسافر و همسفرش تغییر می کند و هنر درست زندگی کردن را آموزش می دهند که برای هرکسی لازم است نه صرفا فرد مصرف کننده بلکه برای خانواده اش هم لازم است.

در پایان از آقای مهندس و خانواده ایشان تشکر می کنم که راهی را برای نجات انسانها پیدا کردند و تمام اعضای کنگره ۶۰ و شعبه نیک آباد که اینگونه تعبیرشان می کنم، از فرشتگان سفید پوش که بی چشم داشت زحمت می کشند تشکر و قدردانی می کنم. امیدوارم تمام کسانی که با بیماری اعتیاد درگیرند به رهایی و آرامش برسند.آمین

 

نگارش و تایپ: همسفر لیلا (لژیون سوم)

ویرایش و تنظیم: همسفر زهره (لژیون سوم)

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،

برچسب‌ها: کنگره 60، دلنوشته،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافر مجتبی بطحائی چهارشنبه 30 آبان 1397 22:36
خداقوت همسفرتنهاچیزی که لازمه ب هدف رسیدن دردرمان اعتیاداست اول عشق وایمان ب جایگاه وب فرمان عقل رسیدن انشاا..شاهدرهایتان باشیم
همسفر زهرا لژیون چهارم سه شنبه 29 آبان 1397 13:32
باسلام و خسته نباشی خدمت خانم لیلا دلنوشته زیبایی بود نمیدانی چقدر از حضورتان در شعبه خوشحالم آرزوی بهترینها را برایتان دارم وامیدوارم شاهد رهایی شما باشم
همسفر نجمه سه شنبه 29 آبان 1397 13:14
لیلای عزیزدلنوشته بسیار زیبای بود و وقتی خواندم اشک چشمانم را گرفت وخدا راشکر کردم که واقعا ما رو خیلی دوست داشته که چنین راهی برای ما باز شد امیدوارم موفق وسربلند باشی ...
حسن طاوسی سه شنبه 29 آبان 1397 12:44
بیاید
این آتش ویرانگر را مهار کنیم.
و آتش را تبدیل به بزرگترین پرنده نماءیم
که سرعت صوت را همراه داشته باشد
.
.
.
.
.
و استادی باشید برای شعله های آتش
که می خواهند سوار بر نور بشوند
و از خاکستر شدن گریزان هستند.
پایدار و پیروز باشید..
لیلا همسفر صمد دوشنبه 28 آبان 1397 21:39
سپاس از شما دوستان محبت بابت توجه و دعاهای زیباتون
مسافرمهدی احمدی دوشنبه 28 آبان 1397 20:56
باسلام خدمت شماهمسفرگرامی دلنوشته باتعمقی بود.
ولی بدانید که برای حل مشکل اعتیاد که دنیا دردرمان آن فلج شده است ولی درکنگره امکان پذیراست باید سخت مبارزه کردباید هدف درمان باشد نه قطع موادواین دوپارامترتفاوت بسیارزیادی دارند وشرط اول آن فرمانبرداری است.برایتان ارزوی موفقیت دارم
دوشنبه 28 آبان 1397 19:16
خانم لیلا عزیز دلنوشته عالی بود امیدوارم همیشه موفق باشید
همسفر آمنه دوشنبه 28 آبان 1397 17:26
سلام هم لژیونی عزیزم دلنوشته بسیار زیبایی بود انشاالله در راهی که قدم گذاشتی موفق وموید باشی وامیدوارم قطار زندگیت بر روی ریلهای خوشبختی به حرکت در آید
حسن رضوانی دوشنبه 28 آبان 1397 17:14
سلام عالی بود مرسی خدا قوت
همسفر لیلا لژیون دوم دوشنبه 28 آبان 1397 11:26
با سلام خدمت لیلای عزیزم دلنوشته زیبایی بود امیدوارم سفر خوبی داشته باشید وگل رهایی را از دستان توانمند اقای مهندس بگیرید
همسغر زهره ( لژیون سوم) دوشنبه 28 آبان 1397 08:31
لبلای عزیم دلنوشته بسیار زیبایی بود و انشالله با قدم های استوار به راهی که قدم گذاشته ای به مقصد که رسیدن به آرامش است برسید.
مسافر بهرام لژیون دوم یکشنبه 27 آبان 1397 21:06
باعرض سلام وخسته نباشی خدمت همسفر لیلا دلنوشته بسیار زیبا وعالی بود.انشاالاه موفق و پیروز باشی.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic