کارگاه آموزشی عمومی (تولد سه سالگی مرزبان محترم آقا داوود)
جمعه 23 آذر 1397 ساعت 14:27 | نوشته ‌شده به دست مریم رضوانی rezvani | ( نظرات )

به نام قدرت مطلق الله

روز پنج‌شنبه مورخ 97/9/22 جلسه سوم از دور بیست و چهارم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی نمایندگی نیک‌آباد ویژه مسافران و همسفران با نگهبانی کمک راهنما مسافر مرتضی، استادی ایجنت محترم مسافر علی‌رضا و دبیری موقت مسافر علی با دستور جلسه وادی چهارم و تأثیر آن روی من و تولد سه‌سالگی مسافر داوود رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

در حیاتی که هستیم مسئولیت زندگی بر عهده خودمان است. حیات یعنی زندگی کردن و در مسائل زندگی که به من مربوط می‌شود امکان گریز است انسان دیر زیر بار مسئولیت می‌رود. باید بدانیم این زندگی مال من است و در مشکلاتی که برای خود به وجود آوردم خود باید به حل آن بپردازم این وادی می‌گوید که ما نباید مسئولیت را به خدا واگذار کنیم.

خلاصه سخنان استاد:

دستور جلسه امروز دو بخش است؛ یک بخش آن وادی چهارم و تأثیر آن روی من و بخش دوم تولد مرزبان محترم آقا داوود است. در دستور جلسات سالیانه هرماه یک وادی قرارگرفته است وادی اول چگونه فکر کردن و از قوه به فعل درآوردن را می‌گوید، وادی دوم امید را به ما نوید می‌دهد و اعتمادبه‌نفس ما را بالا می‌برد، وادی سوم تأکید می‌کند که هیچ موجودی به میزان خود انسان به فکر خود انسان نیست و اما وادی چهارم سکوی پرتابی است که من به خودم بیایم که اگر لباسی بخواهم بخرم باید خودم آن را تهیه کنم و مسئولیت این کاربر عهده خودم است.

سرفصل وادی چهارم گویای این قضیه است که در حیاتی که هستیم مسئولیت زندگی بر عهده خودمان است. حیات یعنی زندگی کردن و در مسائل زندگی که به من مربوط می‌شود امکان گریز است انسان دیر زیر بار مسئولیت می‌رود. باید بدانیم این زندگی مال من است و در مشکلاتی که برای خود به وجود آوردم خود باید به حل آن بپردازم این وادی می‌گوید که ما نباید مسئولیت را به خدا واگذار کنیم. مثلاً در ماشین را باز بگذاریم و برویم خانه و بگوییم توکل بر خدا، البته توکل داشتن ایمان من را می‌رساند اما آیا این کاری که من می‌کنم درست است؟

حرکت در صراط مستقیم ما را هدایت و حمایت می‌کند. انتخاب کنگره با ما بود و وقتی کنگره را انتخاب کردیم نیروهایی که سر راه ما قرار گرفت نیروهای الهی بوده چون ما انتخاب کردیم، سپس حرکت کردیم در مسیری که قرار گرفتیم و پذیرش مسئولیت‌ها باعث شد که امروز با امنیت خاطر اینجا بنشینیم.

یکی از عوارض اعتیاد سلب مسئولیت است هر مصرف‌کننده‌ای می‌خواهد مسئولیت کار خود را به گردن خانواده بیندازد خداوند یاری کسانی است که می‌خواهند از ظلمات به سمت نور حرکت کنند. ما در سر دوراهی خیر و شر راه ضد ارزش‌ها را انتخاب کردیم و حالا هر چه به امام‌زاده‌ها دخیل ببندم، آیا مشکل حل می‌شود؟ این کار زمانی انجام می‌شود که مشکل خود را بپذیرم و حرکت کنم.

افرادی که در حال تجربه هستند این را می‌دانند که ما به کنگره می‌آییم که علم و هنر زندگی کردن را بیاموزیم در اینجا به ما علمی می‌آموزند که شاید بیش از ۷۰ درصد از جامعه نمی‌دانند. کجا به ما این‌گونه تفکر کردن را می‌آموزد؟ و اینکه اینجا قوه عقل ما را به کار می‌اندازد قطع مصرف مواد را جاهای دیگر هم می‌دهند اما آیا این آموزش‌ها را هست؟

بخش دوم دستور جلسه تولد آقا داوود است؛ من یک مدتی است به شعبه نیک‌آباد آمده‌ام و در خدمت آقا داوود که مرزبان‌اند هستم کمک راهنما آقای حسن رضوانی واقعاً رهجوهای خوبی پرورش داده‌اند و این حس خوبی است که من نسبت به ایشان دارم.

تولدها به‌نوعی گویای آموزش و پیام است من سه بار تولد گرفتم و هر سه بار مرتبط با وادی نهم بود و این نشان‌دهنده این بود که نقطه تحملم پایین بوده و اما تولد آقا داوود با وادی چهارم بود. آقا داوود یکی از افراد پرتلاش شعبه هستند خدمتی که ایشان انجام می‌دهند در قسمت مرزبان مالی هستند ایشان بدون اینکه علمی به این کار داشته باشند کار خود را به‌خوبی انجام می‌دهند اگر او مسئولیت‌پذیر نبود آیا می‌توانست در قسمت مالی خدمت کند؟ وقتی کسی نسبت به خودش و شهر وجودی‌اش مسئولیت‌پذیر باشد نسبت به جامعه خود هم مسئولیت‌پذیر است.

آقا داوود همیشه باروی باز از من استقبال می‌کند و با آرامش برخورد می‌کند. به آقا داوود تبریک میگویم به کمک راهنمایش آقای حسن و همچنین به آقای  مهندس تبریک می‌گویم که خود و خانواده‌شان را وقف کنگره کردند که ما با آرامش در این مکان قرار بگیریم، به همسفر آقا داوود که کمک راهنما هستند و در سایت هم خدمت می‌کنند تبریک میگویم و به کمک راهنمایشان خانم سحر تبریک عرض می‌کنم.

رهایی

اعلام سفر مرزبان محترم مسافر داوود:

سلام دوستان داوود هستم یک مسافر: آنتی ایکس مصرفی من تریاک، شیره و شیشه، باده سال تخریب و چهارده گرم مواد وارد کنگره شدم، یازده ماه سفر کردم به روش DST همراه با داروی OT با راهنمای سفر اولم کمک راهنمای محترم مسافر آقا حسن و کمک راهنمای فعلی ایجنت شعبه لژیون مرزبانی  مسافر آقا علی‌رضا،  رشته ورزشی پیاده‌روی و رهایی از دام اعتیاد سه سال و پنج ماه که آزاد و رها هستم.

آرزوی مسافر آقا داوود:

آرزو می‌کنم که هیچ بنده‌ای گرفتار بند اهریمن و دام اعتیاد نشود و اگر هم  ناخواسته گرفتار شدند راه کنگره برایشان باز شود.

آرزوی همسفر خانم مریم:

آرزو می‌کنم که انشا الله  سال آینده در شعبه خودمان جلسات برگزار شود و دیگر مستأجر نباشیم.

مشارکت مسافر داوود:

بازهم خداوند را شکر می‌کنم که دوباره این جایگاه را تجربه می‌کنم. از آقای مهندس و خانواده

محترمشان تقدیر و تشکر می‌کنم. از ایجنت شعبه و کمک راهنمای سفر اولم مسافر آقا حسن تشکر می‌کنم. رهایی خود را مدیون آقای مهندس می‌دانم که اگر ایشان نبودند  مشخص نبود جایگاه من کجا بود یا گوشه زندان و یا جاهایی بدتر از آن بودم، من باحال خراب وارد کنگره شدم، چون مصرف من هم شیره بود و هم تریاک و شیشه به همین علت تخریب بیشتری داشتم، معده درد و هزار درد جورواجور دیگر هم داشتم. شب‌ها خوابم نمی‌برد. اگر هم به‌سختی می‌خوابیدم احساس خفگی داشتم همیشه با خودم می‌گفتم آخر من براثر خفگی در خواب می‌میرم. یک پسرعمو داشتم که در جوانی از دنیا رفته بود وقتی حالم بد می‌شد با خود می‌گفتم من هم بااین‌حال بدم مثل او می‌میرم. اصلاً حالم  خوب نبود، به ستوه آمده بودم، سردرگم بودم، به حساب‌وکتابم اهمیتی نمی‌دادم. اگر به کسی بدهکار بودم یا از کسی طلب داشتم برایم فرقی نمی‌کرد دنبال تسویه‌حساب نبودم. ساعت پنج صبح می‌خوابیدم تا موقع ظهر و عصر وقتی هم بیدار می‌شدم شروع می‌کردم مواد مصرف کنم.

یک سال که  من عازم سفر مشهد بودم در آن سفر مسافر علی هم آنجا بودند به او گفتم  من تریاک دنبال خودم آوردم  بیا برویم باهم مصرف کنیم. ایشان گفتند من دیگر مواد مصرف نمی‌کنم درمان شدم گفتم کجا و چگونه؟ گفتند در نیک‌آباد شعبه‌ای به نام کنگره ۶۰ وجود دارد. همین کلمه در ذهن من جرقه‌ای ایجاد شد. بعد از مشهد رفتیم تهران منزل دوستان و فامیل‌های نزدیکمان و دریک زیرزمینی که محل عبور و مرور موش‌ها بود را برای مصرف مواد انتخاب کردیم، یادم می‌آید که آن روز چقدر از اطرافیان حرف شنیدیم و در مورد مصرف‌کنندگان چه صحبت‌هایی شد با خودم عهد کردم وقتی پایم به نیک‌آباد رسید  در اسرع وقت به کنگره می‌روم. چون واقعاً دیگر خسته شده بودم. یادم هست برای اولین روزی که به شعبه آمدم  برای تشکیل پرونده رفتم پیش آقا صادق ایشان گفتند حتماً باید همسفرت راهم بیاورید. گفتم همسفرم که مصرف‌کننده نیست گفتند، مگر این همسفرانی را که اینجا می‌بینید مصرف‌کننده‌اند، برای آموزش بیشتر بهتر است که همسفر شما باشند. من آن روز چون آشنایی با سیستم نداشتم و طرز تفکرم هم اشتباه بود فکر می‌کردم که کسانی که با همسفر می‌آیند آن‌ها هم مصرف‌کننده هستند. پیام آقا صادق را به همسفرم دادم و ایشان هم قبول کردند همسفر من شوند و الحق که اگر نبودند شاید من به درمان واقعی نمی‌رسیدم. چون در سفر اول خیلی حواسشان به من بود. دقت می‌کردند که من فراموش نکنم و داروهایم را به‌موقع مصرف کنم، پا به‌پای من آمد.

این رهایی را مدیون ایشان می‌دانم. حواسشان به جلسات من بود تذکر می‌داند که امروز  شما جلسه دارید یادت باشد که زودتر باید بروید. حرف آخر اینکه کنگره مرا نجات داد، همیشه وقتی از کمپ می‌گذشتم  بدنم می‌لرزید می‌گفتم آخر یک روزی هم مرا به اینجا می‌آورند. ولی خدا را شکر با ورودم به کنگره غیر از درمان اعتیاد مشکلات روحی و روانی من هم حل شد.

سخنان کمک راهنما خانم مریم:

تولد تاریخ شناسنامه ما نیست، تولد روز رهایی ما از عادت‌های ناپسندمان است.

سلام دوستان مریم هستم یک همسفر: بسیار خداوند را سپاسگزارم که به بنده اجازه دادند که در این جایگاه قرار بگیرم. من به نیابت از خانم سحر عزیز اینجا هستم و از طرف ایشان به خانم مریم تبریک می‌گویم. خانم سحر به خاطر اینکه هفته‌ای یک‌بار روز پنج‌شنبه  در کرمان در حال خدمت هستند  نتوانستند حضورداشته باشند. امروز بسیار روز خوبی و زیبایی است و  پیام دارد برای کسانی که در سفر اول هستند. بدانند که آن‌ها هم می‌توانند با درست سفر کردنشان رها شوند و تولد بگیرند. اگر مسافر داوود و خانم مریم امروز حال خوب و انرژی‌دارند به خاطر این است که درمان شدند در حال خدمت هستند، خدمت‌ها باعث می‌شود سطح انرژی بالا برود؛ و برای ادامه مسیر شخص را آماده‌تر می‌کند. اگر من بخواهم از خانم مریم تعریف کنم. ایشان استوار قدم برمی‌داشتند. حرکت خوبی داشتند همسفر خوبی بودند مسافرشان را همراهی می‌کردند. الآن هم در جایگاه کمک راهنمایی در حال خدمت و آموزش هستند. من هم سومین سال رهایی مسافر آقا داوود را ابتدا به ایجنت شعبه آقا علی‌رضا، کمک راهنما مسافر آقا حسن و کمک راهنما خانم سحر عزیز و خانم مریم هم لژیونی خودم  و همچنین از طرف هم لژیونی‌ها خانم فاطمه و خانم زهره تبریک می‌گویم. به امید آن‌که خانم مریم در جایگاه‌های بالاتری قرار بگیرند. امیدوارم سالیان سال در شعبه جشن مسافر آقا داوود گرفته شود.

 

سخنان کمک راهنما خانم مریم همسفر آقا داوود:

سلام دوستان مریم هستم یک همسفر: خداوند را بسیار شاکرم که توفیقی پیدا کردیم با کنگره آشنا شدیم و در کنگره به درمان رسیدیم، توانستیم جایگاه کمک راهنمایی و مرزبانی را تجربه کنیم. بازهم خدا را شکر می‌کنم که بعد از رهایی توفیقی حاصل شد که برای گرفتن آموزش بیشتر در شعبه باشیم. قرار گرفتن در جایگاه خدمتی سرشار از آموزش است. از آقای مهندس تشکر می‌کنم که چنین راهی را در اختیار ما قراردادند. از اسیستانت محترم شعبه خانم مرجان تشکر می‌کنم، از کمک راهنمای خوب و دوست‌داشتنی خودم خانم سحر عزیز تقدیر و تشکر می‌کنم و این روز قشنگ راهم تبریک می‌گویم. خانم سحر عزیز همان‌گونه که مدت‌ها از اصفهان به نیک‌آباد می‌آمدند تا ما آموزش بگیریم و به حال خوش برسیم مدتی هست که خدمتی را در کرمان آغاز کردند خانم سحر گفتند خیلی دوست دارند که در این تولدها باشند اما حضورشان در کرمان لازم است این‌قدر عاشق خدمت بودند که اکثراً با آژانس می‌آمدند تا برای رسیدن به حال خوش و آرامش به ما کمک کنند. از طرف ایشان به مسافرم و کمک راهنمای مسافرم آقای حسن رضوانی تبریک می‌گویم. گفته‌شده در چنین مواقعی که کمک راهنما نمی‌توانند در تولد رهجویشان باشند می‌شود کسی که در طول سفر اول با من بوده و من را می‌شناسد به نیابت از ایشان تشریف بیاورند و کمک راهنما محترم خانم مریم در تمام طول سفر اول با من بودند و خیلی از همدیگر آموزش گرفتیم، حتی باهم امتحان کمک راهنمایی دادیم و باهم قبول شدیم و همیشه باهم همگام بودیم و من خیلی خوشحال هستم که دوست هم لژیونی من در کنار من هستند و از ایشان تشکر می‌کنم و بهشون تبریک می‌گویم. از مسافرم تشکر می‌کنم که اگر ایشان نبودند من در این مکان نبودم و این تولد را بهشون تبریک می‌گویم، از کمک راهنما مسافرم آقا حسن و ایجنت محترم آقا علی‌رضا تشکر می‌کنم و همچنین از همه‌کسانی که در این راه به ما کمک کردند تشکر می‌کنم. کنگره یک مکان مقدس و امنی است که غیر از درمان اعتیاد، رسیدن به حال خوش، روش درست زندگی را یاد می‌دهد و باعث احیاء وزنده شدن ما می‌شود؛ اما اینکه در کنگره موفق باشیم و به درمان برسیم و یا اینکه به درمان نرسیم بستگی به خودمان دارد که چقدر خواسته داریم آیا خواسته داریم و به کنگره ایمان آورده‌ایم؟ آیا برای رسیدن به خواسته خود تلاش می‌کنیم و طبق قوانین کنگره حرکت می‌کنیم؟ اگر این‌گونه باشیم به نتیجه می‌رسیم و بهترین بهره را می‌بریم اما متأسفانه افرادی در اثر خواسته ضعیف و اینکه قدر این کنگره و صندلی را نمی‌داند و به نتیجه نمی‌رسند و مقصر را کنگره می‌داند.

حضور یک همسفر هم در کنار یک مسافر نقش بسیار مهمی دارد چراکه او هم برای درمان جسم، روان و جهان‌بینی خودش نیاز به آموزش دارد. باعث می‌شود بیماری اعتیاد را بشناسد و مسافرش را درک کند، باهم آموزش می‌گیرند و بیشتر به هم نزدیک می‌شوند درنتیجه برای استحکام خانواده خود هم تلاش می‌کنند تا به آرامش و آسایش برسند. امیدوارم که شما هم رهایی، تولدها و این جایگاه‌ها را تجربه کنید.

سخنان همسفر مبینا:

همه انسان‌ها تصور می‌کنند بهترین راه کوتاه‌ترین راه است درنتیجه به‌درستی یا نادرستی آن توجه ندارند. راهی را می‌روند که زودتر به خواسته‌هایشان برسند لذا مشق‌هایشان همیشه ناتمام و بی‌محتوا باقی می‌ماند و مجبورند دوباره بنویسند. غذای نیمه‌پخته و یا خام قابل‌خوردن نیست.

سلام دوستان مبینا هستم یک همسفر: من هم تولد سه‌سالگی پدرم را تبریک می‌گویم و از آقای مهندس، آقای علی‌رضا، آقای حسن رضوانی، خانم سحر تشکر می‌کنم و خیلی خوشحالم که پدرم  به درمان رسید.

نگارش و تایپ: کمک راهنمایان محترم خانم زهره و خانم فاطمه

عکاس: کمک راهنما مسافر مرتضی

 

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاههای آموزشی عمومی، تولدها،

برچسب‌ها: کنگره 60 نیک آباد،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
علی نادعلیان سلمان فارسی یکشنبه 25 آذر 1397 23:32
با سلام. داوود عزیزخیلی دلم میخواست سعادتی داشتم در این جشن با شکوه شرکت کنم اما به دلایلی که میدانید نتوانستم در جمع بسیار زیبایتان باشم واین واقعا برای من باعث تاسف بود اما خدا را شکر که حداقل این امکان فراهم است که از این طریق میتوانم ارادتم را نسبت به شما دوست عزیز ابراز نمایم وبا همه وجود این جشن فرخنده را به شما مرزبان عزیز وهمسفر محترمتان وراهنمای عزیزتان حسن اقا وراهنمای همسفرتان وایجنت نمایندگی علیرضای عزیز تبریک وشادباش بگویم انشاالله که عذر بنده را خواهید پذیرفت
به همه خدمتگذاران در بخش وبلاک هم خداقوت عرض میکنم
یکشنبه 25 آذر 1397 13:35
باسلام وخداقوت خدمت مرزبان محترم آقاداودوهمسفرانشان ورودشماراب چهارمین سال رهائیتان ازبند اعتیادرابه خودتان وایجیت محترم شعبه وکمک راهنمای محترم آقاحسن وتمامی اعضای کنگره 60 تبریک میگویم
همسفرسحر شنبه 24 آذر 1397 18:04
آنچه کاشته اید رشد خواهد نمود و تمامی دشتها را سبزپوش خواهد کرد...
با سلام خدمت اعضای خوب شعبه نیک اباد.
عرض تبریک و شادباش خدمت مریم عزیز و مسافر محترم آقا داود و مبینای عزیز و همینطور خداقوت و تبریک فراوان خدمت ایجنت محترم آقاعلیرضا و کمک راهنمای محترم آقای حسن و خانم مرجان و همینطور خانم طاهره عزیز.
تشکر از خانم مریم عزیز که در کنار هم لژیونی خودشان بودند و همراهیشان کردند.
بهترینها را برای شما خانواده خدمتگزار و مهربان ارزومندم.
ممنون از عزیزانی که به زیبایی این تولد زیبا را در وبلاگ انعکاس دادند.
مرتضی ضیایی شنبه 24 آذر 1397 17:11
ما در کنار یکدیگر شاهد اعجاز کنگره ۶۰ هستیم اعجازی که واقعا باوری است در ناباوری این آغاز جدید را به بردار لژیونی خودم آقا داود کمک راهنمایی محترم حسن آقا همسفران عزیزشان و کمک راهنمایی همسفر شان ایجنت محترم شعبه وهمه عزیزان خدمتگزار شاد باش عرض میکنم
مسافر محمد،شعبه نیما یوشیج(بهشهر) شنبه 24 آذر 1397 14:27
با تبریک به آقا داوود.خدا قوت و خسته نباشید عرض میکنم به راهنمای محترم ایشان آقا حسن.
خدا قوت به عزیزان سایت
همسفر طاهره شنبه 24 آذر 1397 13:07
خانوم مریم عزیز سه سال رهایتون را به خودتون و مسافرتون تبریک می گویم امیدوارم همیشه شاد وپیروز
حمید نیکبخت شنبه 24 آذر 1397 08:38
سلام، مجدداً سومین سالروز رهایی رو به آقا داوود مرزبان محترم، همسفر محترمشون، کمک راهنمایان گرامی آقای حسن رضوانی و سرکار خانم سحر شادباش میگم. جشن زیبائی داشتیم و بسیار لذت بردم. برای این زوج محترم آرزوی بهترینها رو دارم.
مسافررحمت .نیک آباد شنبه 24 آذر 1397 03:13
باسلام.اقا داود مبارک باد این تولد فرخنده .موفقیت شما را درگاه خداوند متعال مسئلت می نمایم.
مسافر مهدی جمعه 23 آذر 1397 23:20
پروردگار را هزاران کرور شکر که باکنگره اشنا شدم وشاهد همچنین صحنه های شادی هستم
همسفر فاطمه جمعه 23 آذر 1397 20:59
با عرض سلام وخداقوت خدمت استاد جلسه ایجنت محترم آقا علی رضا جشن بسیار خوب وپرانرژی بود.بازهم این تولد زیبا راخدمت خانم مریم عزیز تبریک می گویم
تا باد چنین بادا...
حسن رضوانی جمعه 23 آذر 1397 20:34
سلام سومین سال رهایی آقا داوود از بند اعتیاد ور هایی از بند نیروی منفی را تبریک می گویم به ایجنت محترم و آقا داوود و خانواده اش
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: