اطوار و منازل خلقت آدمی از روز ازل، به قلم کمک راهنما فریدون
پنجشنبه 9 خرداد 1398 ساعت 17:22 | نوشته ‌شده به دست مرتضی ضیایی | ( نظرات )
همراه با مولانای جان در خصوص نفس انسانی
از عالم جماد تا عالم نبات


سلام دوستان فریدون هستم یک مسافر

 

۱-آمده اول به اقلیم جماد     وز جمادی در نباتی اوفتاد

 مولانا در این فصل جدید می پردازد به بیان مراحل و منازلی که نفس انسانی از آغاز تا انجام سفر و سیر کرده و میگوید نفس انسان ابتدا، به عالم جماد آمده و از عالم جمادی به عالم نباتی گام نهاده است.

 

  ۲-سالها اندر نباتی عمر کرد      وز جمادی یاد نآورد از نبرد

 

نفس سالیان سال در مرتبه نباتی به سر برده در حالیکه هیچ یادی از مرحله جمادی نکرده، زیرا طبیعت نبات با جماد فرق دارد از این رو بیاد نیاورد که قبلا در مرحله جمادی بوده است.

 

  ۳-وز نباتی چون به حیوانی فتاد      نامدش حال نباتی هیچ یاد

 

و چون نفس آدمی از مرحله نباتی به مرحله حیوانی وارد شد هیچ یادی از مرحله نباتی نکرد. نفس آدمی به هر مرحله ای که میرسید با آن مرتبه دلخوش میشود و مرحله پیشین را از یاد میبرد.

 

 

 

۴- جز همین میلی که دارد سوی آن       خاصه در وقت بهار و ضمیران

 

و به جز همین علاقه ای که آدمی به گل و گیاه دارد بخصوص در موسم بهار، برای آنست که انسان طبعا از باغ و حیوان و سبزه و گیاه منبسط و شاد و خوشحال میشود و بدین خاطر است که او قبلا بدان عالم تعلق داشته است.

 

  ۵- همچو میل کودکان با مادران          سر میل خود نداد در لبان

 

درست مانند علاقه ای که کودکان به مادران خود دارند اما سبب علاقه خود را به شیر خوردن نمیدانند، مولانا میگوید: طبیعت در انسان ، از این رو است که بلااستثنا همه افراد انسانی وقتی به دامن طبیعت پناه میبرد بر سر شوق می آیند و شادمان میشوند، مثل طفلی گم، شده و مادر خود را پیدا کرده است. اما غالب مردم راز اصلی علاقه و میلشان به طبیعت را نمی دانند، اگر از آنها بپرسی چرا طبیعت رو دوست دارین میگویند برای اینکه هوای سالم و اکسیژن فراوان و یا سکوت طبیعت و دیدن درختان و سبزه زار به ما آرامش میدهد و چنانکه از کودک شیرخوار بپرسی چرا به پستان مادر علاقه داری با یک زبان به شما میگوید به خاطر اینکه شیر بخورم و از گرسنگی نمیرم، اما راز اصلی، علاقه اوست. خداوند بزرگ چنین مقدر داشته که عصاره غذای مادر پس از اینکه به خون تبدیل شد از طرق خاص جنین باید تغذیه کند و همینکه جنین از مادر جدا شد و بصورت نوزادی متولد گردید، خون موجود در پستان مادر تبدیل به شیر شده و نوزاد میتواند از آن تغذیه کند. پس این شیر همان خونی است که قبل از تولد از آن میخورده است چون از دیرزمان با آن انس و الفت داشته از این رو سخت به آن علاقه مند است، داستان و سیر علاقه انسان به طبیعت نیز همینگونه میباشد.

 

  ۶- همچو میل مفرط هر نو مرید         سوی آن پیر جوان بخت مجید

 

 مانند علاقه شگرفی که هر مرید و شاگردی به پیر بخت یار بزرگوارش دارد، مثل علاقه شاگرد به استادش.

 

 ۷- حزو عقل این از آن عقل کل است        جنبش این سایه زآن شاخ گل است

 

زیرا عقل جزیی از مرید مبتدی از عقل کل پیر سر چشمه میگیرد و حرکت این سایه از حرکت شاخه گل بوجود می آید، منظور این بیت علاقه مرید به مراد حقیقی میباشد که تحت آموزش استاد مدارج کمال را پیموده و خلاصه هر چه دارد و کسب میکند از اوست.

 

  ۸- سایه اش فانی شود آخر در او           پس بداند سر میل و جستجو

 

سایه آن شاخه گل سر انجام در شاخه گل فانی شود، پس در آن موقع سایه راز حرکت و علاقه خود را به سوی شاخه گل در می یابد، در واقع این بیت می گوید که حرکت جمع ذرات هستی و کائنات حرکتی عاشقانه و توأم با فرمان است.

 

  ۹- سایه شاخ دگر ای نیک بخت          کی بجنبد، گر نجنبد این درخت؟

 

ای عزیز ای انسان اگر شاخه های این درخت حرکت نکند چگونه ممکن است که سایه شاخه ها تکان بخورد؟ پس حرکت کمال طلب مرید به واسطه حرکت حق طلبانه مرشد (استاد) لایق است.

 

  ۱۰- باز از حیوان سوی انسانی اش           میکشد آن خالقی که دانی اش

 

مولانا پس از گفتن نکاتی چند مجدد باز میگردد به بیان مراتب و مراحل سیر نفس انسان و میگوید بار دگر پروردگاری را که میشناسی آن نفس را از مرحله حیوانی به مرحله انسانی میکشد....

 

 ۱۱- همچنین اقلیم تا اقلیم رفت           تا شد اکنون عاقل و دانا و زفت

 

بر همین منوال انسان همه سرزمینها و مراتب وجودی را طی کرد تا اکنون خردمند و دانا و رشید و توانا شده است.

 

  ۱۲- عقل های اولینش یاد نیست          هم از این عقلش تحول کردنی است

 

 همانطور که انسان عقل های مراتب پیشین حیاط خود را به یاد ندارد، یعنی همانطور که انسان قدم به هر مرتبه ای میگذارد مرتبه قبلی را طبق فرمان فراموش میکند و همین عقل کنونی را پشت سر میگذارد و رو به جلو حرکت میکند و تکامل می پذیرد.

 

  ۱۳- تا رهد زین عقل پر حرص و طلب         صد هزاران عقل بینند بوالعجب

 

همینکه نفس از مرحله این عقل حریص در دنیای مادی رها شود صدها هزار عقل متحول و قویتر را خواهد دید. منظور این بیت که آدمی با سیر سلوک راه حق از عقل معاش و دنیا طلب رها شود به ادراکات و عقول بی نهایتی دست می یازد که حقیقتا مظهر العجایب و زیبائ هاست.

 

  ۱۴- گر چه خفته گشت و شد ناسی ز پیش        کی گذارندش در آن نسیان خویش

 

 گرچه روح و نفس انسان به واسطه هبوط به این عالم خاکی به خواب غفلت فرو رفته و مراتب و منازل پیشین خود را فراموش کرده است ، اما چگونه ممکن است خداوند اجازه دهد که همچنان در خواب غفلت و فراموشی بماند؟ حق تعالی با ارسال پیامبران و اولیاء مخصوص و کتب راهنمای بشر او را از این خواب بیدار میکند.

 

  ۱۵- باز آن خوابش به بیداری کشند           که کند بر حالت خود ریشخند

 

بار دیگر او را از خواب بیدار میکنند به طوریکه از خواب بر می خیزد و بر احوال و گذشته خود میخندد و ممکن است بر عالم برزخ و یا حلقه بعدی وقتی انسان میمیرد حجابهایی از برابر چشمان او کنار می رود و عوالم و زیبایی های بهتری بر او نمایان می گردد.

 

  ۱۶- که چه غم بود آن که میخوردم به خواب         چون فراموشم شد احوال صواب؟

 

وقتی که انسان بیدار میشود با خود میگوید این چه غم و حسرتی بود که من در دنیا و عالم رویا میخوردم؟ چرا احوال خوب و نیک و راستین را فراموش کردم ؟ وقتی که انسان از این دنیا به حلقه بعدی و یا آخرت کوچ میکند تازه متوجه می شود که زندگی خوابی بیش نبوده است از این رو به ریش خود می خندد.

 

  ۱۷- چون ندانستم که آن غم و اعتدال          فعل خوابست و فریبست و خیال؟

 

چندین بار به خود اندیشه میکند.... چرا متوجه نشدم که آن همه اندوه و پریشانی خواب و خیالی بیش نبوده؟

 

 ۱۸- هم چنان دنیا که حلم نایم است           خفته پندارد که این خود دائم است

 

مانند حیاط دنیوی که به منزله رویای شخصی که خوابیده است و کسی که خوابیده خیال میکند که صحنه های واقعی و پایدار است.

 

  ۱۹- تا برآید ناگهان صبح اجل              وارهد از ظلمت طن و دغل

 

تا اینکه بامداد زیبای مرگ طلوع کند و در آن وقت او از تیرگی پندار و بازی دنیا و فریب دنیا و اهل دنیا نجات می یابد.

 

  ۲۰- خنده اش گیرد از آن غمهای خویش          چون ببیند مستقر و جای خویش

 

در آن حال که جایگاه و منزل جدید خود را مشاهده می کند و به غمهایی که در دنیا میخورده میخندد و آگاه شود که در زندگانی قبلی و یا در دنیا برای امور بیهوده چه غصه ای می خورده است.

 

  ۲۱- آنچه کردی اندرین خواب جهان          گرددت هنگام بیداری عیان

 

 هر عملی که در خواب دنیا انجام دهی در بیداری حقیقی بعد از مرگ و یا در آخرت بر تو آشکار شود.

 

  ۲۲- هر چه تو در خواب بینی نیک و بد        روز محشر یک به یک پیدا شود

 

 هر چه در خواب انجام دهی (مراد خواب حیاط دنیوی است) یعنی هر عملی که در این دنیا انجام دهی مو به مو آن را در سرای دیگر یا آخرت خواهی دید.

 

  ۲۳- تا پنداری که این بد کردنی است           اندرین خواب و تو را تعبیر نیست

 

تو خیال نکنی که هر کار زشتی و ضد ارزشی که در این دنیای خواب گونه میتوان انجام داد و در روز آخرت و یا حلقه بعدی تعبیری نداره، این بدان معناست که هر فعل و عملی از آدمی سر میزند چه خوب چه بد نزد خدا حساب و کتاب دارد و پاداش و مجازات آن خواهد رسید.

 

  ۲۴- بلکه این خنده بود گریه و زفیر           روز تعبیر ای ستمگر بر اسیر

 

 ای کسی که در این دنیای خواب بر اسیران و ضعیفان ستم روا داری بدان که این خنده های فاتحانه تو در حلقه های بعدی به گریه و شیون تبدیل می شود. در عرف معبران خواب کسی که در خواب بخندد علامت این است که در بیداری دچار مشکل، غم و اندوه می شود. مولانا دنیا را به مرتبه خواب تنزل میدهد هرچه در این دنیا واقع شود عکس العمل آن در پس از مرگ مشهود است.

 

  ۲۵- گریه و درد و غم زاری خود            شادمانی دان به بیداری خود

 

اگر در این دنیای خواب گونه دچار گریه و غم و درد و ناله شوی بدان که در بیداری در دنیای دیگر به شادمانی تعبیر می شود.

 

  ۲۶- ای دریده پوستین یوسفان           گرگ برخیزی از این خواب گران

 

یعنی ای کسانی که در حق نیکان و مردم جفا می کنید بدان که روزی از این خواب سنگین بیدار خواهی شد.

 

  ۲۷- گشته گرگان یک به یک خوی های تو           میدرانند از غضب اعضای تو

 

هر یک از صفات و عمل نفسانی ات به صورت گرگی در می آید و با خشم و غضب اعضای تو را پاره پاره میکنند.

 

  ۲۸- خون نخسبد بعد مرگت در قصاص            تو نگو که مردم و یابم خلاص

 

 میگوید خونی که ناحق بر زمین ریخته شود از بین نمی رود، حتی پس از مرگ نیز قصاص خواهی شد. پس نگو پس از مرگ از دنیا، دیگر از عذاب خلاص خواهی شد.

 

  ۲۹- این قصاص نقد حیلت سازی است          پیش زخم آن قصاص این بازی است

 

گویا میپرسند اگر در آخرت هم قصاص هست پس قصاص دنیا برای چیست؟ جواب: قصاص نقد یعنی قصاصی که در دنیا جاری شود و تدبیری است برای نظم بخشیدن به نظام جامعه و این قصاص در مقابل قصاص آخرت بازیچه ای بیش نیست.

 

  ۳۰- زین لعب خواندست دنیا را خدا           کین جزا لعب است پیش آن جزا

 

از این رو قدرت مطلق دنیا را بازیچه خوانده که این جزای دنیوی در برابر جزای آخرت بازیچه ای بیش نیست.

 

 ( آیه ۶۴ سوره عنکبوت؛ و این حیاط دنیوی نیست جز بازیچه و سرگرمی)

 

بر گرفته از شعر مولانا دیوان مثنوی معنوی

 

 با احترام؛ فریدون جنابی کمک راهنمای لژیون ۲۴ نمایندگی شادآباد


منبع: وبلژیون کمک راهنما فریدون جنابی
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مقالات،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافر توحید پنجشنبه 16 خرداد 1398 20:39
خداقوت استاد جنابی عزیز
بسیار عالی بود.
خداقوت به وبلاگ نویسان عزیز
کورش جمعه 10 خرداد 1398 23:33
مسافر کورش
بسیار عالی زیبا وپرمعنا واقعا بنده را به فکر عمیق فرو برد
مسافرمهدی احمدی جمعه 10 خرداد 1398 18:11
باسلام وعرض خداقوت خدمت اقامرتضی مسئول سایت
مطلبی که درسایت قرارداید بسیارزیبا واموزنده وپرمعنابود
واین که حضرت مولانا اینگونه انسان راوصف کرده بسیارجای تعمق دارد بازهم ازاین مطالب قراردهید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو