WeblogSkin

وبلاگ نمایندگی نیک آباد - گفت‌وگویی شیرین و لذت‌بخش به مناسبت روز دختر
گفت‌وگویی شیرین و لذت‌بخش به مناسبت روز دختر
جمعه 14 تیر 1398 ساعت 13:18 | نوشته ‌شده به دست مریم رضوانی rezvani | ( نظرات )

به نام قدرت مطلق الله

دختران فرشتگانی هستند از آسمان            برای پر کردن قلب ما با عشق بی‌پایان

گفت‌وگویی شیرین و لذت‌بخش به مناسبت روز دختر با دختران گل کنگره 60 شعبه نیک‌آباد

 

تقدیم به همه دختران
 
همه آن موجودات پاک و الهی که وجودشان مایه حیات بشر است
روز دختر مبارک


امروز روز دختر است و من این روز قشنگ را به شما و همه دخترهای گل تبریک می‌گویم و به مناسبت این روز قشنگ می‌خواهیم گفت‌وگویی داشته باشیم با دختران گل کنگره 60 نیک‌آباد

اول خودتان را معرفی کنید و بگویید اسم قشنگ شما چیه؟

سلام عرض می‌کنم مبینا هستم یک همسفر

سلام دوستان مبینا هستم همسفر داوود

سلام فاطمه هستم همسفر حسین مسافر

سلام شیما هستم

سلام دوستان مارال هستم یک همسفر

سلام دوستان معصومه هستم یک همسفر

سلام دوستان زهرا هستم همسفر علی

از اینکه پدر و مادر شما به کنگره می‌آیند چه حسی دارید؟

همسفر مبینا: حس خیلی خوبی دارم و دوست دارم من هم بیایم و دوستانم را ببینم و همچنین خواهرم هم هستند و در کنگره دوست پیدا کردم.

مبینا همسفر داوود: دوست دارم و خیلی هم خوشحال هستم که به کنگره می‌آیند.

همسفر فاطمه: بابایم به کنگره نمی‌آید ولی مامانم که می‌آید من خیلی دوست دارم.

همسفر مارال: خیلی خوشحالم و امیدوارم پدر من هم رهایی‌اش را بگیرد.

همسفر شیما: من چند بار به همراه عمو خودم به کنگره آمدم و کنگره یک جای خیلی خوبی است که کسانی که مواد می‌کشند می‌توانند بیایند و به درمان برسند.

همسفر معصومه: دوست دارم

زهرا همسفر علی: از اینکه می‌بینم با شوق‌وذوق می‌آیند و عاشقانه خدمت می‌کنند خیلی خوشحالم و امیدوارم خوشحالی آن‌ها ادامه‌دار باشد.

آیا خود شما هم آمدن به کنگره را دوست دارید و یا اینکه دوست ندارید به همراه آن‌ها به کنگره بیاید؟ چرا؟

همسفر مبینا: خیلی دوست دارم همراه پدر و مادرم بیایم و دوست‌های جدیدی پیدا کنم.

مبینا همسفر داوود: دوست دارم که بیام چون چیزهای خوب و جدیدی یاد می‌گیریم و با بچه‌ها دور همدیگر به‌صورت لژیون جمع می‌شویم، بازی می‌کنیم و نقاشی می‌کشیم.

همسفر فاطمه: من خیلی دوست دارم مادرم من را هم به کنگره بیاورد.

همسفر معصومه: دوست دارم بیایم

زهرا همسفر علی: خیلی دوست دارم و قبلاً خیلی می‌آمدم و با بچه‌ها لژیون تشکیل می‌دادیم و بچه‌ها را سرگرم می‌کردم ولی به دلیل مدرسه، امتحانات و زیادشدن درس‌ها دیگر نتوانستم بیایم ولی آمدن به کنگره را دوست دارم

دوست داری چگونه دختری برای پدر و مادرت باشی؟

همسفر مبینا: دختر خیلی خوبی باشم و برایشان یک کار خیلی خوب انجام بدهم که سورپرایز بشوند.

مبینا همسفر داوود: دوست دارم دختر خیلی خوبی باشم و بهشون کمک کنم.

همسفر مارال: دختر خیلی خوبی باشم که از دست من راضی باشند و بتوانم بهشون کمک کنم.

همسفر شیما: دختر خوبی باشم.

همسفر معصومه: دختر خوب و دوست دارم مثلاً روز مادر هست خودم کارهای خانه را انجام بدهم و نگذارم مادرم انجام دهد.

زهرا همسفر علی: دوست دارم بتوانم باکارهایی که می‌کنم خوشحالشان کنم، دختری نباشم که مایه عذاب آن‌ها باشم.

تابه‌حال شده به پدر و مادرت بگویی دیگر به کنگره نرو؟

همسفر مبینا: نه

مبینا همسفر داوود: نه

همسفر مارال: من روزهایی که کنگره هست به پدر و مادرم خیلی تأکید می‌کنم که به کنگره بیایند و به مادرم هم می‌گویم من هم به همراه شما می‌آیم.

زهرا همسفر علی: خوب حدود ۷ سال است پدر و مادرم به کنگره می‌آیند و کوچک‌تر که بودم و به کنگره می‌رفتند و تنها می‌شدم می‌گفتم نرو ولی وقتی مبینم دوست دارند و حس خوبی به کنگره‌دارند دیگر نمی‌گویم نروید.

به نظر خودت پدر و مادر شما از زمانی که به کنگره آمدند برخورد و رفتارشان بهتر شده یا بدتر؟

همسفر مبینا: خوب شدند، خیلی خوب

مبینا همسفر داوود: خیلی بهتر شده

همسفر مارال: بهتر شده است

همسفر معصومه: بهتر

همسفر معصومه: بهتر شده است.

زهرا همسفر علی: خیلی بهتر شده و تغییر کرده‌اند.

امروز در کنگره تولد هم داشتیم، شما چه حسی نسبت به تولدها و جشن‌ها در کنگره‌دارید؟

همسفر مبینا: من عاشق تولد هستم و خیلی خوشحال هستم که در کنگره 60 هم تولد هست.

مبینا همسفر داوود: حس می‌کردم تولد خود بابایم است.

همسفر فاطمه: اگر بابایم سیگار را هم دیگر نکشد ما هم تو کنگره جشن تولد می‌گیریم و من دوست دارم.

همسفر شیما: حس خیلی خوبی دارم و انشا الله تولد عمو من هم باشد و من بیایم.

همسفر مارال: من تولدی که امروز بود حس می‌کردم تولد پدرم است و خیلی خوشحال بودم.

همسفر معصومه: حس خیلی خوبی

زهرا همسفر علی: روزهایی که در کنگره تولد هست حس می‌کنم دارند دوباره متولد می‌شوند و این حس خیلی خوبی است.

آیا پدر و مادر شما در کنگره خدمت هم می‌کنند؟ چه خدمتی؟ آیا کار درستی انجام می‌دهند؟ چرا؟

مبینا همسفر داوود: بله مادرم کمک راهنما هستند و پدرم هم تازه مرزبانی‌اش تمام‌شده است، بله کار خوبی انجام می‌دهند چون به مردم کمک می‌کنند که بتوانند درمان شوند.

همسفر معصومه: پدرم کمک راهنما هستند و مادرم مرزبان بودند، کار خوبی می‌کنند چون به دیگران آموزش می‌دهند.

زهرا همسفر علی: مادرم تو جایگاه کمک راهنمایی خدمت می‌کنند و جایگاه مرزبانی را پشت سر گذاشتند و فکر می‌کنم با این کار هم آموزش‌هایشان بیشتر می‌شود و هم زندگی‌شان بهتر می‌شود و من فکر می‌کنم فقط رهایی گرفتن کافی نیست و با قرار گرفتن در جایگاه‌ها چیزهای جدیدی یاد می‌گیرند.

دعایی، آرزویی و یا حرفی دارید که بزنید؟

همسفر مبینا: آرزو دارم خیلی دوست پیدا کنم و با آن‌ها بازی کنم.

مبینا همسفر داوود: آرزو می‌کنم کسانی که مصرف‌کننده هستند با کنگره آشنا بشوند و به درمان برسند.

همسفر فاطمه: خدا را شکر (مکث) که به کنگره می‌آییم.

همسفر شیما: آرزو می‌کنم منظم به کنگره بیایند تا به درمان برسند.

همسفر مارال: آرزو می‌کنم پدرم هم رهایی و هم تولد بگیرند و بتوانیم همه این کلاس‌ها را بیاییم.

همسفر معصومه: آرزو می‌کنم پدر و مادرم همیشه به کنگره بیایند.

زهرا همسفر علی: چون روز دختر هست آرزو می‌کنم هیچ دختری نباشد که پدر یا مادرش در دام اعتیاد باشد چون اعتیاد زندگی‌ها را از هم می‌پاشد.

خیلی خوشحال شدم که امروز با دختران گلی مثل شما گفت‌وگو داشتم، خیلی انرژی گرفتم و گفت‌وگوی شیرینی بود، از شما تشکر می‌کنم که به سؤالات توجه کردید و خیلی زیبا پاسخ دادید و آرزوی سلامتی و موفقیت را برای شما دارم.


تهیه گفت و گو: همسفر مریم کمک راهنما لژیون چهارم


Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مصاحبه و گفت و گو،

برچسب‌ها: کنگره 60 نیک آباد،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافرمجتبی بطحائی سه شنبه 18 تیر 1398 07:47
باسلام وخداقوت خدمت کمک راهنمای محترم خانم مریم بابت مصاحبه بسیارزیباولذتبخشتان تشکر
همسفر مهری یکشنبه 16 تیر 1398 15:03
با سلام وخدا قوت به کمک راهنمای محترم خانم مریم بابت تهیه چنین مصاحبه خوب وعالی وتبریک به همسفران کوچک سپاس گذارم
همسفر نجمه شنبه 15 تیر 1398 19:24
بسیار زیبا بود واز خدا میخوام ،دل این کودکان بی گناه وپاک رو خوشحال کنه و رهایی پدارشون همیشگی باشه .روز دخترو به تمامی دختران کنگره ۶۰ تبریک میگم وخدا قوت به کمک راهنمای محترم .خانوم مریم بابت مصاحبه خوبشون ،
همسفر نجمه شنبه 15 تیر 1398 19:24
بسیار زیبا بود واز خدا میخوام ،دل این کودکان بی گناه وپاک رو خوشحال کنه و رهایی پدارشون همیشگی باشه .روز دخترو به تمامی دختران کنگره ۶۰ تبریک میگم وخدا قوت به کمک راهنمای محترم .خانوم مریم بابت مصاحبه خوبشون ،
مریم همسفر مرتضی شنبه 15 تیر 1398 18:27
بسیار بسیار عالی و به جا بود از صحبتهای دختران گلمون لذت بردم امیدوارم تک تکشون به آرزوهای قشنگشون برسند
ممنون از خانم مریم عزیز بابت مصاحبه عالی بود.
مسافرمهدی احمدی شنبه 15 تیر 1398 13:02
باعرض سلام وخداقوت
وعرض تشکر ازکمک راهنمای محترم خانم مریم بابت تهیه این گزارش زیبا ازهمسفران کوچک ودوستداشتنی بسیارمساحبه زیبائی بود لذت بردم وازشماتشکرمیکنم
وهمچنین ازهمسفرکوچولو هاهم بابت مشارکتهای زیبا ودوستداشتنیشان کمال تشکررادارم وبرایشان بهترین هاراارزومیکنم
حسن رضوانی شنبه 15 تیر 1398 11:54
سلام مطالب همسفران بسیار خالصانه وشیرین بود درود بر شما
زهرا همسفرمجتبی شنبه 15 تیر 1398 10:32
باعرض خدا قوت خدمت کمک راهنما خانم مریم که این مصاحبه بسیار زیبا را انجام دادند وتبریک روز دختر به دختران گلم امیدوارم در زندگی شاد وبانشاط باشید وبا کسب آگاهی ودانایی زندگی خوبی را برای خودودیگران بسازید.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات