دلنوشته
چهارشنبه 18 دی 1398 ساعت 07:21 | نوشته ‌شده به دست مریم رضوانی rezvani | ( نظرات )
به نام او که پیشرو راه مستقیم است

کنگره معجزه زندگی‌ام بود

دلنوشته ای به قلم همسفر فاطمه 




سلام دوستان فاطمه هستم یک همسفر:
این دستور جلسه من را به دوران قبل از آمدنم به کنگره می‌برد که چقدر در دوران مصرف مسافرم من و فرزندم سختی کشیدیم، چقدر بی‌تفاوتی و بی‌احترامی از مسافرم دیدیم، روزی نبود که با گریه سپری نکرده باشیم، به زمین و زمان ناسزا می‌گفتم، از همه توقع داشتم که به مسافرم کمک کنند، روزهای زندگی‌ام تکراری شده بود و مثل یک‌مرده متحرک زندگی می‌کردم، گاهی برای اینکه فرزندم روحیه‌اش از این بدتر نشود مجبور بودم خودم را بزنم به بی‌خیالی و فضای شادی را برای او فراهم کنم، هیچ دل‌خوشی به زندگی نداشتم از همه‌چیز و همه‌جا ناامید بودم حتی هرز گاهی برای تفریح به‌جایی می‌رفتم که حال و هوایم عوض شود و  اصلاً تأثیری نداشت چون هر جا که می‌رفتم ذهنم خسته بود و فکرم درگیر مسافرم و اینکه چه بلای خانمان‌سوزی است که بر سرمان آمده است و دست از سر من برنمی‌داشت. درونم پر از حس نفرت به مسافرم بود تا جایی که وقتی از درمان مسافرم ناامید شده بودم فقط از خدا خواستم که به‌جایی برود که چند سالی اصلاً جلوی چشم من و فرزندم نباشد، فضای خانه فضای خیلی خسته‌کننده و دلگیری بود و حتی در خانه هم آسایش نداشتیم.
فقط و فقط به دنبال یک معجزه بودم که خدا را هزاران هزار بار شکر می‌کنم که راه کنگره برایمان باز شد. در حین ناباوری که از درمان اعتیاد مسافرم ناامید شده بودم کنگره به من امید داد، کنگره به من خانواده داد تا دوباره بتوانیم در آغوش گرم خانواده با خوشی کنار هم زندگی کنیم، کنگره ما را احیاء کرد و من دیگِ آن مرده متحرک نیستم، کنگره به من کمک کرد که به خودم بیایم و ضد ارزش‌ها را از خودم دور کنم. حس نفرتم را و خیلی از  حس‌های بدی که در درونم بود را از من دور کرد، کنگره همه‌چیزش را رایگان در اختیار من قرارداد تا بیایم آموزش بگیرم، کنگره من را در صراط مستقیم قرارداد، با درمان اعتیاد مسافرم آرامش و آسایش دوباره به زندگی‌مان برگشت، کنگره به من فهماند که تخریب من بیشتر از مسافرم است، کمک کرد تا من بیایم و آموزش بگیرم و ضد ارزش‌ها را از خودم دور کنم و به تعادل برسم. من باید قدردان کنگره باشم کنگره معجزه زندگی‌ام بود. پس من باید در کنگره خدمت کنم و از هیچ خدمتی دریغ نکنم و فرمان‌بردار خوبی برای کمک راهنمای عزیزم باشم. کنگره به من و  همه کسانی که در کنگره احیاء شده‌ایم کمک راهنمایان عزیز و گران‌قدری داده که بدون هیچ چشم‌داشتی خالصانه و عاشقانه به ما آموزش می‌دهند و به کنگره خدمت می‌کنند. 

به امید اینکه بتوانیم ذره‌ذره با خدمت و درست حرکت کردن گوشه‌ای از زحمات کنگره را جبران کنیم.

 

نگارش و تایپ: همسفر فاطمه (لژیون چهارم)


Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،

برچسب‌ها: کنگره 60 نیک آباد،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر سعیده شنبه 21 دی 1398 14:32
ممنون از خانم فاطمه بابت دلنوشته ی زیبایشان و خدا راشکر که در کنگره یک همسفر درک می شود تا بتواند خودش را پیدا کند.
همسفر لیلا لژیون دوم پنجشنبه 19 دی 1398 00:00
خانم فاطمه عزیز دلنوشته زیبایی بود
دلنوشته ها تلنگری است برای ما همسفران که یادمان باشد کجا بودیم و الان کجا هستیم
خدا قوت
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو