WeblogSkin

وبلاگ نمایندگی نیک آباد - مشارکت مکتوب
مشارکت مکتوب
یکشنبه 24 فروردین 1399 ساعت 23:05 | نوشته ‌شده به دست مریم رضوانی rezvani | ( نظرات )

به نام خدایی که انسان را آفرید
مشارکت مکتوب همسفران لژیون چهارم
در باب دستور جلسه هفتگی؛ وادی هشتم



با حرکت، راه نمایان می شود.

باید راهی را رفت که به ما آموخت که چگونه آتش را مهار و از گرمای آن استفاده کنیم. باید آموخت و خدمت کرد چراکه همین راه است که ما را تعالی می‌بخشد.


سلام دوستان زهرا هستم همسفر مجتبی:
ما انسان‌ها برای رسیدن به خواسته‌هایی که داریم زندگی می‌کنیم و دوست داریم به آن خواسته‌ها برسیم و تلاش می‌کنیم اما با پیش آمدن مشکلات به‌راحتی کنار می‌کشیم غافل از این‌که برای رسیدن به خواسته باید حرکت کرد چون سکون بر هر کاری جایز نیست. هر فرد با توجه به خواسته‌ای که دارد خودش می‌تواند مسیرش را تعیین کند و از مشکلات نهراسد چون تمام مشکلات برای ساخته‌شدن و بهتر شدن انسان است و اگر تلاش و حرکت نکنیم دچار ناامیدی می‌شویم و نیروهای بازدارنده باعث می‌شوند که به هدف نرسیم چون کارشان این است که انسان را از حرکت بازدارند. پس انسان باید جاری باشد تا موفق شود و اگر راکد و بی‌حرکت باشد مانند گنداب می‌شود و درگیر یکسری حس‌های منفی می‌شود که باعث تخریب او می‌شوند در قسمت جسم، روان و جهان‌بینی
پس برای رسیدن به خواسته باید هدف مشخص داشته باشیم و تلاش کنیم.
انسان به خاطر داشتن اختیار هم می‌تواند به راه فسق و فجور و کینه برود و هم می‌تواند راه تقوا، ارزش و محبت را انتخاب کند. گاهی پیمودن مسیر بسیار سخت است اما هنگامی‌که حرکت می‌کنیم و اولین قدم را برمی‌داریم کم‌کم مسیر پیدا می‌شود.
مهم‌ترین مقوله دریافتن راه دوری از ضد ارزش‌هاست، پس باید بازپرداخت بدهی کنیم و خسارت به خود، خانواده و جامعه را به صفر برسانیم و درباز پرداخت بدهی مهم‌ترین جبران باید نسبت به خودمان باشد که با تغییر در اندیشه و جهان‌بینی، تغییر در گفتار و رفتار ما نیز صورت بگیرد و این تعادل و آموزش و خدمت سالم ما را در مسیر نگه می‌دارد و رفتن در این مسیر ما را برای عملی کردن پیمان آماده می‌سازد. در اول و آخر این وادی اشاره به پیمان شده است، به نظر می‌رسد که مهم‌ترین نکته در مسیر زندگی عملی کردن به همین پیمان است تا پله‌پله به تکامل برسیم.
با حرکت است که راه نمایان می‌شود، اما کدامین راه؟ راهی که بارها پیمانش را بسته‌ایم اما پیمان بارها و بارها نقض شده است و راه بیراهه گشته، ارزش ضد ارزش شده و انسان گناهکارتر و مسیر حرکت گم‌تر و پیدا کردن همان مسیر سخت‌تر، یا راهی که به ارزش‌ها ختم شده و ما را در مسیر برای رسیدن به هدف یاری کرده است؟ پس باید راهی را رفت که به ما آموخت که چگونه آتش را مهار و از گرمای آن استفاده کنیم. باید آموخت و خدمت کرد چراکه همین راه است که ما را تعالی می‌بخشد.
وقتی باحال خراب وارد کنگره شدم و در راستای فرامین و دستورات کنگره حرکت کردم و ادامه دادم یادم باشد که زیر ساختارهایی همراه با تخریب به درون من هجوم آورده بود و همین حرکت و تلاش خودم بود همراه با صبر برای رسیدن به هدف که همان رهایی بود و بازهم به حرکت ادامه دادم و اگر فرمان صادر شود بازهم ادامه می‌دهم.

(تو پای درراه بنه و هیچ مگوی خود راه بگویدت که چون باید رفت.)

 

سلام دوستان زهرا هستم همسفر حسین:
برداشت من از وادی هشتم 
با حرکت راه نمایان می‌شود.
اگر حرکت را مانند یک پیکان در نظر بگیریم 
ابتدای آن نقطه آغاز حرکت طول پیکان مسیر حرکت و انتهای آن هدف خواهد بود. حال برای حرکت، ابتدا باید هدف مشخص‌شده باشد و بعد باید مطالعاتی در مورد مسیر حرکت داشت و اطلاعاتی جمع‌آوری نمود اما نباید خیلی وسواس به خرج داد زیرا خیلی از مسائل قابل پیش‌بینی نیستند و باید دل را به دریا زد و حرکت را آغاز نمود و ساختارهای ذهن را عملیاتی کرد. آنچه مسلم است در مسیر اتفاقاتی خواهد افتاد که ما آن‌ها را پیش‌بینی نکرده‌ایم و اصلاً قابل پیش‌بینی نیستند و فقط با حرکت کردن و رسیدن به آن‌ها برایمان آشکار خواهد شد. ممکن است به چند راهی‌هایی برسیم که تنها یک یا چند مورد خاص آن ما را به مقصد می‌رساند و نیاز به انتخاب داشته باشد. در اینجا تفکر و اختیارات، امکانات و توشه‌ای که با خود به سفر آورده‌ایم ازیک‌طرف و نیروهای مثبت و منفی و دوستان و ...هم از طرف دیگر به انتخاب ما می‌انجامد.
و اما آن توشه و لوازم موردنیاز چیست؟ تجربیات، آموزش‌ها، مراحل تکاملی که پشت سر گذاشته‌ایم و از آن مهم‌تر میزان سلامت جسم و روان ما و... می‌تواند بهترین توشه ما باشد و اینجاست که آقای مهندس می‌گویند حداقل خود را به صفر برسانید، یعنی با حداقل تخریب وارد سفر شوید، ‌کینه‌ها را دور بریزید و محبت، عشق و مثبت اندیشی  را ارباب قلبتان نمایید و تا جایی که می‌توانید جبران خسارت کنید.
به روایت دیگر وادی هشتم می‌گوید: تحت هیچ شرایطی سکون جایز نیست، من ممکن است برای انجام کاری روزها و هفته‌ها فکر کنم، ولی اگر فقط فکر کردن باشد،  هیچ بهره‌ای نصیبم نمی‌شود، همان‌گونه که وادی پنجم هم می‌گوید: تفکر قدرت مطلقِ حل مشکلات نیست، باید بعد از تفکر بلند شوم، در مسیر قرار بگیرم و حرکت کنم، آن‌وقت به‌مرور، راه و مسیر هدفم مشخص می‌شود و همراه با علائم، تابلوهای راهنما، آموزش‌های فراگرفته و ‌تجربیاتی که از بزرگان آموخته‌ام حتماً به مقصد می‌رسم، آن‌وقت که به مقصد رسیدم و دانستم که خواستن توانستن است باید با خودم و باقدرت مطلق پیمان ببندم که تا هستم در صراط مستقیم باشم، نمی‌شود که نیروهای برتر مرا به مقصدم برسانند و من شکرگزار نباشم، نمی‌شود بی‌توجه باشم و‌ نمی‌شود دوباره خود را در ورطه تاریکی و هلاکت بیندازم و راه رهایی همان عهد و ‌پیمان بستن واقعی است.


سلام دوستان فاطمه هستم همسفر حمزه:
تیتر وادی هشتم به ما می‌گوید که در سکون بودن هیچ‌چیز به وجود نمی‌آید و همه‌چیز درحرکت شکل می‌گیرد. در مسیر زندگی انسان تفکرات و ساختار تعیین‌کننده مسیر حرکتشان هست. خداوند وقتی ما را خلق کرد و قوه اختیار به ما داد دو راه برای ما نشان داد یکی راه فسق و فجور و دیگری راه تقوا و ارزش‌ها که اگر ما در صراط مستقیم باشیم و ضد ارزش‌ها را از خودمان دور کنیم و حرکت درست داشته باشیم به‌طرف ارزش‌ها و تقوا می‌رویم. ما وقتی مشکلی داریم برای اینکه بتوانیم آن را برطرف کنیم باید بلند شویم حرکت کنیم تا راه برایمان نمایان شود اینکه سر جایمان بنشینیم و هیچ حرکتی نداشته باشیم در تاریکی می‌مانیم و به‌جایی نمی‌رسیم. ممکن است در مسیر خواسته‌هایمان سختی و مشقت باشد باید تحمل داشته باشیم؛ و نترسیم بلند شویم و حرکت کنیم که قطعاً راه برایمان باز می‌شود و هنگام اینکه می‌خواهیم برای خواسته‌ای حرکت کنیم باید هدفمان هم مشخص باشد. با مشخص شدن هدف و خواست خودمان ذره‌ذره راه برایمان نمایان می‌شود ما اگر در مسیر ضد ارزش‌ها حرکت کنیم  از مسیر و هدفمان دورتر می‌شویم و به نقطه‌ای کور می‌رسیم و در تاریکی می‌مانیم. ما برای اینکه به هدفمان در زندگی که صلح و آرامش و محبت است برسیم باید جبران خسارت داشته باشیم هم از خودمان هم از خانواده هم از جامعه ما اگر در زندگی‌مان مشکلاتی داریم و نتوانستیم راه‌حلی پیدا کنیم به خاطر این است که هم تفکراتمان غلط بوده هم اینکه ضد ارزش‌های درون ما هست. پس برای اینکه به روشنایی برسیم باید از ضد ارزش‌ها دوری‌کنیم و به‌طرف ارزش‌ها حرکت کنیم و با یک هدف مشخصی که داریم ذره‌ذره راه برایمان نمایان می‌شود در وادی هشتم در مورد پیمان صحبت می‌کند که مهم‌ترین مسئله در زندگی‌مان عمل کردن به پیمان‌هاست با اجرای فرمان‌ها خداوند و در مسیر ارزش‌ها به هدفمان می‌رسیم وقتی در صراط مستقیم و تقوا هستیم با خودمان پیمان ببندیم که در این راه استوار و ثابت‌قدم باشیم وقتی جهان‌بینی درست داشته باشیم در رفتار و کردار و گفتار ما تأثیر می‌گذارد و همین امر باعث می‌شود همیشه از ضد ارزش‌ها دوری‌کنیم. اگر به دوران قبل از آمدنمان به کنگره برگردیم می‌بینیم که چقدر در تاریکی و ظلمات بودیم و هر راهی می‌رفتیم به بی‌راه می‌رسیدیم چون نه هدف مشخصی داشتیم و نه تفکر درستی داشتیم. آشنایی ما با کنگره باعث شد به تفکر سالم برسیم و مسئولیت کارهای خودمان را خودمان به عهده بگیریم و با حرکتمان و حضورمان در جلسات و لژیون‌ها راه برایمان نمایان شد و اینکه هدف ما هم مشخص شد که با حرکت و درست سفر کردن به رهایی رسیدیم. کنگره تمام بیراهه‌ها را برایمان نمایان کرد. پس باید در کنگره بازپرداخت داشته باشیم. در کنگره بمانیم خدمت‌ها رو بگیرم و به هم نوع خودمان کمک کنیم و در آزمون کمک راهنمایی شرکت کنیم تا به مقام کمک راهنمایی برسیم.


سلام دوستان فاطمه هستم همسفر محمد:                                                     

خوب ما در ابتدا از هفت وادی عبور کردیم و اگر به‌خوبی مطالب آن‌ها را درک کرده باشیم و آموزش گرفته باشیم به‌طور حتم آماده حرکت هستیم و می‌توانیم حرکت خوبی را شروع کنیم.
وادی هشتم می‌گوید: با حرکت راه نمایان می‌شود در شروع و ابتدا حرکت لازم است که با اطلاعات کافی در نظر گرفتن مسیر و مشخص کردن هدف حرکت را شروع کرد و برای رسیدن به آن هدف تلاش کرد. ممکن است درراه رسیدن به هدف به‌سختی و مشکلاتی برخورد کنیم اما زمانی که حرکت کنیم دیگر سختی را احساس نخواهیم کرد و راه کم‌کم  پیدا می‌شود این حرکت کردن است که ما را از یک نقطه‌به‌نقطه دیگر می‌رساند و وضعیت ما را تغییر می‌دهد و برای رسیدن به روشنایی و خوشبختی تا حرکت نکنیم  هیچ تغییری به وجود نمی‌آید  اینکه حرکتی نکنیم  اشتباهی نکنیم نشانه خوب حرکت کردن نیست بلکه نشانه سکون است حتی اگر اشتباهاتی هم انجام بدهیم باید از آن‌ها درس بگیریم و باانرژی بیشتر و از روی تفکر حرکت را آغاز کنیم.


سلام دوستان اکرم هستم یک همسفر:
وادی هشتم می‌گوید با حرکت راه نمایان می‌شود.
آقای مهندس گفتند:


گر مرد رهی میان خون باید رفت 
از پای فتاده سرنگون باید رفت
تو پای‌به‌راه بنه و هیچ مپرس
خود را بگویدت که چون باید رفت

در این شعر منظور این وادی کاملاً مشخص‌شده است چراکه وقتی ما می‌خواهیم حرکتی را آغاز کنیم و راهی را شروع کنیم نباید نگران و مردد باشیم که آیا راه پستی‌وبلندی دارد، چقدر زمان می‌برد، من می‌توانم از پس آن بربیایم یا نه و هزاران سؤال و بهانه دیگر؛ زیرا ما تا پیش‌ازاین هفت وادی که مانند هفت شهر عشق بود را پشت سر گذراندیم و اگر با دقت به آن‌ها توجه می‌کردیم در مورد تفکر، مسئولیت، هدف، حرکت، ارزش‌ها، ضد ارزش‌ها و عقل چیزهای مفیدی یاد گرفته‌ایم والان زمانی است که باید به‌فرمان عقل گوش فرا دهیم و با اطمینان پا در مسیر راه بگذاریم چون تا زمانی که نشسته باشیم هیچ اتفاقی نمی‌افتد یعنی با حرکت  است که آن زایش پدیدار می‌شود و به تجربیات جدید دست پیدا می‌کنیم. ما در مسیر حرکت دو تا راه داریم صراط مستقیم  و غیرمستقیم یا همان ضد ارزش‌هاست. در اینجاست که قدرت انتخاب برای ما کاربردی می‌شود و اکثر مردم میگویند:  که انسان جایزالخطاست ولی آقای مهندس میگویند که انسان با اختیار کامل به دنیا می‌آید  و خداوند این نعمت اختیار را به ما داده که انتخاب کنیم پس انسان صاحب انتخاب است یعنی اینکه می‌تواند انتخاب کند قبل از اینکه حرکت کند. حالا دو راه داریم اگر به‌طرف ارزش‌ها برویم خداوند با تمام کائنات به یاری ما در این مسیر می‌آید تا به مقصد یا هدفمان برسیم و اگر به‌طرف ضد ارزش‌ها و غیرمستقیم  حرکت کنیم نیروی شیطان که خیلی هم قوی هست به سراغمان می‌آید که به تباهی و نابودی ختم می‌شود. وقتی‌که انسان شروع به حرکت می‌کند حتماً باید یک برنامه از قبل داشته باشد که برای ما در کنگره  همان وادی‌هایی است که تا الآن گذراندیم و نکته مهم  درحرکت ما این است. ابزاری که می‌خواهیم همراه خود داشته باشیم چه ابزار یا وسایلی است؟ به نظر من یکی از ابزارهای خیلی مهم کفش است. کفش در مسیر راه خیلی به ما کمک می‌کند که از چه جنسی باشد. در مسیر اهداف کفش باید از جنس ایمان باشد. مثلاً ما می‌خواهیم با دوستان یک روز کوهنوردی برویم نمی‌شود کفش ما مجلسی باشد چون در ابتدای راه خسته می‌شویم و پشیمان برمی‌گردیم. وقتی من کفش مناسبم را بپوشم این کفش باعث قوت قلب برای من می‌شود. شاعری می‌گفت:

صد هزاران راه را به بیراهه می‌پیموده‌ام
حال اما کفش ایمان را ببین پاک‌کرده‌ام 

تا قبل از این چون ایمان و اعتقاد کافی به کارمان نداشتیم یا اگر داشتیم خیلی محکم و پابرجا نبودیم به خاطر همین به بیراهه ختم می‌شد و به نتیجه مطلوب نمی‌رسیدیم  ولی الآن این کفش نمی‌گذارد که ما مسیرمان را اشتباه بریم و در ضمن اگر در قلبمان عشق به خدا را داشته باشیم و خواسته ما قوی باشد اگر عشق به هدف داشته باشیم جای تردیدی باقی نمی‌ماند که توی این راه می‌خواهیم قدم بگذاریم چه اتفاقی برای ما می‌افتد و باید به‌جای تردید با عشق و ایمان پیش ببریم تا به آن سرمنزل مقصود برسیم.

ز تو از تو رازگویم به زبان بی‌زبانی
به تو از تو راه جویم به نشان بی‌نشانی

کسی که به نیروهای الهی ایمان داشته باشد هیچ ترسی ندارد چون تمام نشانه‌ها سر راهش ظاهر می‌شوند فقط لازم است چشم دلش را باز کند و ببیند و اگر مست از می ناب خدا باشد حتی حاضر است پا در مسیری بگذارد که خداوند فرمان داده و برای او بی‌نشان است چراکه مطمئن از فرمان الهی است.

ای راه نمای از منزل چو شوی مست
نی راه به خود دانی و نی راه نمایی 

و در ادامه این وادی از جبران خطاهایی که همه در زندگی انجام داده‌ایم صحبت کرده است. من آموختم که اگر خواسته یا ناخواسته در زندگی‌ام کسی را رنجاندم و باعث از بین رفتن باورها اعتمادها و دل‌شکستگی‌ها شده‌ام، از وقت و عشق و احساس دیگران و... سوءاستفاده کرده‌ام الآن زمانی است که تا فرصتی برای زندگی دارم  به همه اطرافیان و عزیزان و جامعه‌ام ادای دین کنم و اگر پیمانی بسته چه در زندگی یا در جامعه با تعهدات و رعایت روابط و ضوابط کامل و با عشق بر سر پیمانم بمانم تا جامعه و جهانی سالم برای خود و نسل‌های بعدی داشته باشیم.

پیر پیمان کش من که روانش خوش باد
گفت پرهیز کن از صحبت پیمان‌شکنان

 

با احترام: اعضا لژیون چهارم


Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مشارکت مکتوب،

برچسب‌ها: کنگره 60 نیک آباد،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مریم همسفر داوود پنجشنبه 28 فروردین 1399 10:08
تشکر
آموزنده و مفید بود.
زهره همسفر حمید سه شنبه 26 فروردین 1399 10:41
خداقوت خدمت اعضای لژیون چهارم بسیار عالی و آموزنده بود موفق باشید.
اکرم همسفر امید لژیون ۴ دوشنبه 25 فروردین 1399 17:44
خداقوت به استاد عزیزم وهم لژیونیهای گلم
مسافرمجتبی بطحائی دوشنبه 25 فروردین 1399 14:19
خداقوت خدمت اعضای لژیون چهارکه به این زیبائی دستورجلسه رابازنمودید
مسافرمهدی احمدی دوشنبه 25 فروردین 1399 14:00
باعرض سلام وخداقوت خدمت کمکراهنمای محترم همسفران خانم مریم واعضاءلژیون چهارم
مشارکتهای شما رامطالعه نمودم،مشارکتها بسیار خوب عنوان شده بود وبسیار پُر محتوا بود.
به قول دیدبان محترم اقای ترابخانی عزیز اصل خود وادی راجناب مهندس خودشان عنوان نموده اند ودرموردش برایمان صحبت نموده اند مافقط دراین باب نظرمان وبرداشتمان را بیان میکنیم
که برداشتهای شما از این دستور جلسه وازاین وادی بسیار زیبا وارزشمند بود.
برای شما وکمک راهنمای گرامیتان ارزوی موفقیت میکنم
مسافرمحمدرضا یزدانی لژیون۵ دوشنبه 25 فروردین 1399 13:26
با سلام خداقوت خسته نباشید
زهراهمسفرمجتبی دوشنبه 25 فروردین 1399 10:36
باتشکر فراوان از اعضای لژیون چهارم وکمک راهنمای عزیز خانم مریم موفق ومؤید باشید.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات