WeblogSkin

وبلاگ نمایندگی نیک آباد - دلنوشته
دلنوشته
دوشنبه 22 اردیبهشت 1399 ساعت 00:00 | نوشته ‌شده به دست zohreh najafi | ( نظرات )
به نام نامی عشق
دلنوشته هایی به مناسبت هفته راهنما



لژیون اول:

سلام دوستان فاطمه هستم همسفر:

اندیشه ام از تو سبزوآباد شده
از جهل وغم این فکرتم آزاد شده
در مکتب پاک وشاد استاد ببین
غم رفته زجانم ودلم شاد شده

در ابتدا هفته راهنما را به همه ی راهنمایان عزیز وبه خصوص راهنمای خوب خودم خانم فاطمه ، تبریک عرض می کنم. در تمام زندگی شغل معلمی را خیلی دوست داشتم ، چون با سخت کوشی تلاش می کرد ، آنچه را که تدریس می کند ، ما یاد بگیریم و به مدارج بالا برسیم.زمانی که من وارد کنگره شدم ، اشخاصی را دیدم، که آنچه را آموخته بودند ، با تمام وجودوبا ایثار، فداکاری، عشق ومحبت در اختیار همه
قرار می دادند، که به آن ها در کنگره راهنما گفته می شود.

راهنمای من راه ومسیر درست زندگی کردن را نشانم داد و باعث شد که من آدرس خودم را که گم کرده بودم پیدا کنم. به من یاد داد که نیروهای منفی از جمله ترس، ناامیدی که باعث تاریکی درونم شده بود را تشخیص دهم واز تاریکی به روشنایی حرکت کنم ، به زندگی با دید دیگری نگاه کنم واین آرامشی را که من در زندگی دارم ،مدیون راهنمای خوبم خانم فاطمه هستم وهمچنین از راهنمای مسافرم هم تشکر می کنم که باعث شدند که این آرامش وعشق ومحبت به زندگیمان برگردد. دعای مهدی فاطمه همیشه بدرقه راهتان باشد.

سلام دوستان نجمه هستم همسفر مسلم :

اول از همه هفته راهنما را به تمامی  راهنمایان عزیز، تبریک میگویم و یک تبریک وخدا قوت به کمک راهنمای خوب خودم خانم فاطمه عزیز.

درمورد کمک راهنما ،راهنما کسی است که با هیچ چیز و هیچکس نمی شود مقایسه کرد، راهنمایی که خودش لحظه های خوب وبد را تجربه کرده ،راهنمایی که با عشق و محبت خالصانه  را دوست دارد و به هم نوع خودش کمک کند. به نظر من راهنما همانند مادری است که از خودش می گذرد تا به فرزندانش برسد و به آنها راه درست را یاد بدهد. راهنمای عزیزم ،باید بابت تمام زحمات از شما قدر دانی کنم  وسپاسگذار باشم چرا که اگر شما نبودی که راه درست را به من بیاموزی و من در حال حاضردرچنین ارامشی نبودم، دستان پرمهرت را بوسه باران می کنم و از خداوند بهترین ها را برایتان آرزو می کنم.

سلام دوستان نجمه هستم همسفر:

راهنما واستاد بزرگوارم!

تورا به چه مانند کنم که دل دریایی ات سرشار از آرامش است وهمچون کوه در مقابل حوادث روزگار ایستاده ای. ای نجات بخش آدمیان از ظلمت جهل ونادانی به روشنایی. زمانی که مقابلم مینشینی ولب به سخن می گشایی ومهر ومحبت خود را در وجودم می افشانی انگار پرستوهای بهاری شروع به آواز خواندن می کنند.زمان زیادی نیست که لحظه های شیرینی را با شما می گذرانم ولی همین زمان کم باعث شد که مرا از پرتگاه ها ولغزش های زندگی بیرون بکشی ومرا با کلمات زیبایت به رهایی از قفس تاریکی برسانی.

شما برای من ماهی روشن در شب تاریک بودی که با نور خود آغاز فصل روشنایی دروجود من شدی وبا تمام وجود عشق وایثار واز خود گذشتگی تو را احساس میکنم وبا تمام وجود میگویم عاشقانه دوستت دارم واز زحماتت قدر دانی وتشکر میکنم.همیشه زنده وپاینده باشی.

لژیون دوم:

سلام دوستان زهرا هستم همسفر:

 زمانی که شخصی یا عزیزی برای ما وقت گرانبهایش را می گذارد تا چیزی به ما بیاموزد یا آن که کاری را برای ما انجام دهد رفتار درست و پسندیده آن است که به خاطر زحمت ،وقت وکاری که برایمان انجام داده است خیلی مودبانه از او تشکر کنیم هرچند که او نیاز به تشکر ما نداشته باشد و برای رضایت خدا و آرامش درونی خود این کار را انجام دهد اما تشکر و قدردانی کوچک ما می تواند قلبش را شادمان کندومن به شخصه این هفته ی زیبا وقشنگ را به کمک راهنمایم خانم مریم تبریک عرض می کنم.

سلام دوستان فاطمه هستم همسفر:

یک روز پاییزی وقتی از تمام دنیا دلم گرفته بود و غم تمام وجودم را احاطه کرده بود و نه راه پس داشتم و نه راه پیش خداوند درس را به روی من گشود به نام کنگره ۶۰ و از این بابت خداوند را روزی هزاران بار شاکرم. هیچ وقت حال آن روزم را فراموش نمی کنم استاد حرف میزد و من گریه میکردم. فکر میکردم فقط من در این دنیا به این درد گرفتارم و فقط من غمی ناگفته و بزرگ دردل دارم و دنیا برایم تمام شده و نامفهوم بود و با گذشتن ۳ جلسه قرار شد من راهنما انتخاب کنم انگار می دانستم چه کسی را باید انتخاب کنم. آن روزها اول راهنمای من نگهبان جلسه بود. انگار فرشته می دیدم وبا نگاه کردن به او آرامش می گرفتم. در نگاهش محبت موج می زد. کلا لبخندش درد نگفته ام را التیام می بخشید. وقتی در لژیون نشستم و مرا به آغوش کشید آغوشش برایم امن ترین نقطه جهان بود؛ چنان آرامشی گرفتم که می خواستم همان لحظه زمان به پایان برسد و زندگی من با همان آرامش به پایان برسد. آری راهنمای عزیزم مادری مهربان مریم عزیزم صبرت و تشویق به صبر کردنت زندگیم را ساخت ومن را تبدیل به انسانی کرد که همیشه صبر کنم و منتظر حکمت و رحمت خداوند بمانم. کلامت آنقدر شیوا و دلنشین بود که تمام ناخوشیهایم رااز یاد بردم، من حتی چگونه فکر کردن را از تو آموختم. با تلنگرهایت هربار مرا به درون خودمی کشاندی و یاد آور تمامی گم شده هایم بودی همیشه دلگرمم کردی تا در جاده زندگی را با امید سپری کنم سنگ صبور روزهای سختم جسم و جان را غبار گرفته بود نه چیزی میدیدم نه می شنیدم تو مرا آگاه کردی واین غبار را پاک کردی با تو :ای مهربانم! تو ای که گاهی یک آموزگار می شوی تابیاموزم تمام ندانسته ها را و گاهی مادری می شوی نگران که از عمق نگاهم سنگینی غم نشسته بر قلبم را میخوانی. گاهی خواهری می شوی رازدار تمام نا گفته هایم گاهی هم پدری باجذبه .....تو جنست با فرشته ها فرق دارد تو راهنمای نفرت به عشق، غم به شادی و رسیدن به آرامش با چه کلامی از تو سپاسگزاری کنم که زبانم قاصر است ای مهربان دربرابر این همه لطف و محبت فقط از خداوند برایت آرزوی طول عمر روز افزون  و تنی سالم را دارم واین هفته را ازصمیم قلبم به شما تبریک می گویم دوستت دارم بهترین.

سلام دوستان سمیه هستم یک همسفر:

خانم مریم عزیزم خدا را هزاران بار شکر میکنم که مسیر کنگره را برایم باز کرد. وقتی به گذشته برمی گردم و روزهای سختی که داشتم، روزهایی که مملو از تاریکی ویاس بودند روزهایی که سخت ترین ایام زندگی ام بودند...خدا را شکر میکنم که حالا با وجود کنگره وراهنمایی صبور ودلسوز چون شما ودر کنار مسافرم بهترین روزهای زندگی ام را سپری میکنم روزهایی که شیرینی وحلاوتش را مدیون راهنمایی های دلسوزانه شما هستم ....از خدای مهربانم بهترین ها را برایتان ارزو میکنم و هرچه از این پس در زندگی رخ دهد همه را مرهون کمک های شما میدانم ....امیدوارم بدانید که چقدر در زندگی ام نقش سازنده داشته اید صبوری تان را می ستایم وعاشقانه دوستتان دارم .

سلام دوستان اعظم هستم همسفر:

 سلام به خانم مریم عزیز هفته ی راهنما رو به شما تبریک و تهنیت عرض می کنم و از خداوند منان آرزوی توفیق روز افزون برای شما خواهانم.حدود ۵ ماه پیش زمانی که در اوج ناامیدی به سر می بردم جشن همسفر بود و من بارها از مسافر عزیزم خواهش کرده بودم که من را همراه خودش به کنگره بیاورند اما راضی نمی شدند اما روز جشن همسفر ایشون به من گفتن که ازت خواهش می کنم همراه من بیایی مطمئنم اگه اومدی حالت خوب می شود من که چند ماه بود انتظار می کشیدم باکمال میل قبول کردم و همراه مسافرم به کنگره آمدم. آن شب خانم مریم استاد جلسه بودند و آرامش خیلی خوبی از اون جلسه گرفتم و نا گفته نماند که من اون شب از اول تا آخرش در حال اشک ریختن بودم نمیدونم اشک شوق بود اما حال خوبی پیدا کردم و فوق العاده انرژی گرفتم و در راه برگشت به خانه به مسافرم گفتم که در حق من کوتاهی کردی که زودتر من رو با این فضای پر از خوبی و آرامش آشنا نکردی و من کنگره ۶۰ و حس و حال خوب الانم رو مدیون مسافر  آقا مجتبی بطحایی و همچنین مسافر خانم سعیده آقا حبیب هستم که به توصیه های ایشون مسافر من راضی شدند که من به کنگره بیام و هرچند لایق خدمت کردن تا به حال نبودم اما واقعا از صمیم قلب خوشحالم که خدا این لطف رو شامل حال من کرد و از همه مهم تر استاد راهنمای عزیزم که خانم مریم هستند و این چند ماه به من درس صبوری و بردباری و درس زندگی دادن واقعا تشکر می کنم و ایشان الگوی بسیار ارزشمند من در زندگی هستند و آرزوی بهترین ها رو برایشان دارم.

سلام دوستان زهره هستم همسفر:

راهنمای عزیزم یاد تو همیشه در ذهنم عشق تو در قلبم و عطر مهربانت همیشه در وجودم جاری است. بی انصافی است که تو را به شمع تشبیه کنم زیرا شمع را می سازند تا بسوزد اما تو می سوزی تا بسازی. راهنمای عزیزم تو بودی که راه روشنی را نشانم دادی و حرکت در مسیر درست زندگی را به من آموختی. من آرامش و صبوری را از چشمانت یاد گرفتم که تبلور عشق و محبت است. این هفته زیبا را به شما و تمامی کمک راهنمایان کنگره 60 تبریک عرض می نمایم.

لژیون سوم

سلام دوستان نجمه هستم همسفر:

 تقدیم به کسی که آموخت مرا تا بیاموزم.

قلم بر می دارم می نویسم از همه خوبی ها ی زندگی؛ عشق، صبر، استقامت و هر آنچه بر روی زمین زیباست زندگی با همه تلخی ها زیباست و تنها فردی که لایق عشق است که معنی حرف های نزده ام را بهتر از خودم می فهمد، چراغ راهم شده به سوی صراط مستقیم؛ هیچ کار خدا بی حکمت نیست، شما را در کنار من قرار داد تا معنی همه ی خوبی های عالم در وجودتان را جستجو کنم تا به همه ی زیبایی ها ایمان پیدا کنم من همه ی دگرگونی های در وجودم را مدیونتان هستم. 
دانای عشق، شمع فروزان هستی روزتان مبارک؛ شما ای استاد، ای راهنمای زندگیم روشنایی بخش تاریکی جان هستید و ظلمت اندیشه را نور می بخشید چگونه سپاس گویم مهربانی و لطف شما را که سرشار از عشق و یقین است چگونه سپاس گوی؛
تأثیر علم آموزی شما را که چراغ روشن هدایت را بر کلبه مهر وجودم فروزان ساخته است. استاد راهنمای عزیز ساربان علم و عشق روزت خجسته باد. یاری ها و راهنمائیهای بی چشم داشت که بسیاری از سختی ها را برایم آسان تر نمود سپاسگزار کسانی هستم که سر آغاز تولد من هستند تولدی دوباره را برای من رقم زدند. از یکی زاده می شوم و از دیگری جاودانه، پروردگار حسن عاقبت، سلامت و سعادت را برای آنان مقدر نما.

لژیون چهارم

سلام دوستان طیبه هستم یک همسفر:
 تقدیم به راهنمای عزیزم خانم مریم و همه کمک راهنمایان عزیز شعبه نیک اباد
کلمه راهنما در کنگره 60 به معنی ایثار، فداکاری، عشق، محبت و هر کلمه زیبای دیگری است. واقعاً در کجای این جهان هستی می‌توان چنین انسان هایی را یافت کرد که بدون هیچ دستمزد و پاداشی بتوانند از شیره جان خودشان بگذرند تا بتوانند به انسانهای دیگر کمک کنند، بتواند به انسان های دیگر زندگی ببخشند، رهایی ببخشند و دیگران نیز در آرامش زندگی کنند. قبل از اینکه وارد کنگره بشوم در اوج نا امیدی، جهل و تاریکی زندگی می کردم و تمامی حس‌های بد و منفی را مثل یک کوله بار سنگین با خودم به این طرف و آن طرف می کشیدم و همه انسان های اطراف خودم را مقصر اصلی مشکلات خودم می‌دانستم ولی وقتی راه کنگره برای من باز شد و وارد لژیون شدم و از راهنمای خودم آموزش گرفتم معنی همه این چیزها برای من روشن شد و حال و افکار من هر روز بهتر و بهتر شد. راهنمای عزیزم خانم مریم چگونه می توانم این همه لطف و محبت شما را به زبان بیاورم، چگونه می توانم ذره‌ای از آنها را جبران کنم، شما به من زندگی دوباره دادید، به من روح تازه ای دادید، وجود شما در زندگی من چیزی نبود جز یک معجزه از طرف خداوند، شما به من آموختید که چگونه می توانم یک تفکر صحیح داشته باشم، شما به من آموختید که فرق بین صبر کردن واقعی و تحمل کردن چیست، به من یاد دادید که بتوانم در هر شرایطی از زندگی که هستم از آن لذت ببرم، درست زندگی کنم و از وجود خودم خرسند باشم. براستی کجای این جهان هستی می‌توانستم چنین معلمی داشته باشم و این آموزش‌ها را بگیرم؟! خانم مریم عزیزم هزاران آفرین بر شما باد و ممنون که در کنارم هستید و دوستت دارم.

سلام دوستان ندا هستم یک همسفر:
راهنمای کنگره ۶۰ کسی است که راه درست زندگی کردن را می آموزد، راه و روش درمان اعتیاد و را به رهجویی که گم کرده راه است نشان می دهد و راهنمایی می کند. راهنما همچون فانوسی هست که راه را روشن می کند و رهجو باید دنباله رو این راه باشد. وظایفی که یک رهجو در مقابل راهنما دارد این است که فرمانبردار خوبی باشد تا به سلامت به پایان راه برسد و بین راهنما و رهجو ارتباط حسی هست که راهنما با توجه به حرف های رهجو و حسی که دریافت می کند می تواند رهجو را راهنمایی کند. کمک راهنمایان محترم همیشه و در همه حال در تلاش جهت آموزش رهجو هستند که در ایام بحران کرونا نیز شاهد زحمت های بی دریغ این عزیزان بودیم. خداقوت به این عزیزان که در همه حال به فکر آموزش جویندگان راه هستند و در پایان تشکر و سپاس فراوان دارم از کمک راهنما خوب و محترم خودم که همیشه استوار و پرتلاش هستند.
خانم مریم عزیزم من این هفته را بسیار و بسیار خدمت شما تبریک عرض میکنیم زبانم در برابر زحمت های مهربانانه شما قاصر است انشاءالله بتوانیم زحمت های شما را جبران کنیم و رهجوی خوبی برای شما باشیم. هزاران بار این هفته را خدمت شما استاد عزیز تبریک عرض می کنم.

سلام دوستان فاطمه هستم همسفر حمزه:
اگر بخواهم به دوران قبل از آمدنم به کنگره برگردم چیزی نیست که مرا خوشحال کند فقط یادآوری آنها باعث خرابی حالم می شود، یادآوری خاطرات تلخی که در ذهن من حک شد و با خودم فکر می کردم باید اینها را تا آخر عمرم به دوش بکشم و فکر نمی کردم روزی پیش بیاید که این خاطرات تلخ بروند و خوشی جایش را بگیرد. در آن زمان، من زندگی را تمام شده می دیدم. آری امروز آن سختی ها تمام شد، تاریکی که درون آن بودم تمام شد. با ورودم به کنگره نور به همه زندگی ام تابید و منشاء نور برای من کمک راهنمایم بود. خدا را هزاران بار شکر که در کنگره حضور پیدا کردم و من این حال خوش را توانستم در کنگره دریافت کنم. تفکر سالمی را که بدست آوردم، از خودگذشتگی، فداکاری، عشق و محبت را صبوری و همه انرژی های مثبتم را توانستم از کمک راهنمایم به دست بیاورم که خودش نمونه بارزی از خودگذشتگی، عشق، محبت، صبوری و فداکاری است. خانم مریم عزیزم من هر چه دارم از شما و آموزش های شما دارم، در زمان مصرف مسافرم خیلی ها برایم دست تکان دادند ولی تنها دستی که تکانم داد دستان پر از مهر و محبت شما بود که مرا به اینجا رساند، اکنون من به وجود خودم، مسافرم و بچه ام و این زندگی سالمی که دارم افتخارم می کنم. افتخار می کنم که آموزش های گران بهای شما را سرلوحه زندگی ام قرار دادم. دست های خدا دیدنی نیست حس کردنی است خانم مریم عزیزم به راستی که شما دستهای خداوند هستید که من با تمام وجود حسش کردم و میبوسم و برپیشانیم میگذارم. زحمات شما اینقدر بیشمار است که من نمی دانم چگونه قدردان زحمات شما باشم. خانم مریم عزیزم کمک شما به ما رهجوها ممکن است دنیا را تغییر ندهد ولی می تواند دنیا را برای ما تغییر دهد، تغییری که به وضوح در زندگی ام می بینم، با وجود شما و آموزش های گران بهایتان دوباره توانستم سر پا بمانم، دوباره توانستم با دید بهتری به زندگی نگاه کنم و شکرگزار خدا باشم، به خاطر این معجزه بودن در کنار شما به من قدرت میدهد، اگر وجود کنگره و شما و آموزش های آن نبود معلوم نبود من از کجا سر در می آوردم، با هر بار در آغوش گرفتن شما آرامش خاصی می گیرم و انرژی می گیرم، بودن در کنگره در کنار شما به من قدرت می دهد. شما به گونه ای به من آموزش دادید و پرورش دادید که من به این باور رسیدم که من هم وجود دارم، من هم می توانم و توانایی های که من به دست آوردم، همه سر چشمه از آموزش های شماست. من با دم نفس هایم خوبی و گذشت را از شما دریافت می کنم و با بازدم نفس هایم کینه و نفرت و حس های بدم را بیرون می کنم. خانم مریم عزیزم همه وجودتان را وقف ما کردید که به حال خوش و تعادل برسیم و من تا آخر عمرم قدردان زحمات شما هستم و دستان پر مهرتان را هزاران بار می بوسم و به پاس زحمات شما استاد عزیز پیشانیم به خاک است. از شما حلالیت میخواهم چون آن گونه که باید رهجوی خوبی برایتان نبودم، خیلی کم کاری کردم و امیدوارم بتوانم زحمات شما را آن گونه که لایق و شایسته شماست جبران کنم. خانم مریم عزیزم هفته کمک راهنما را خدمت شما بزرگوار تبریک عرض می کنم.

سلام دوستان فاطمه هستم یک همسفر :

من هم به نوبه خودم این هفته گرامی را به شما کمک راهنمای خوبم خانم مریم عزیزم تبریک عرض می کنم و امیدوارم که همیشه در زندگیتان پیروز وسر بلند باشید راهنما کسی است که قبل از اینکه من به گنگره بیایم زودتر از همه راه تاریکی ها را تجربه کرده است و امروز هم راه درست زندگی کردن را به من آموزش می‌دهد و بدون هیچ گونه هزینه یا چشم داشتی و هر کس تا آخرین لحظه های زندگی به یک راهنما احتیاج دارند و امروز هم من خیلی خوشحالم که یک راهنمای خوب دارم که مسیر حرکت و درست زندگی کردن را به من آموزش می‌دهد و من را به سمت نور و روشنایی راهنمایی می‌کند هفته بزرگداشت راهنما گرامی باد.

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
زهراهمسفرمجتبی سه شنبه 23 اردیبهشت 1399 17:16
تشکرازهمه عزیزان که حس خودشان را به این زیبایی بیان کردند.موفق باشید.
همسفر ملیحه سه شنبه 23 اردیبهشت 1399 16:01
خدا قوت خدمت تمام همسفران عزیز
بسیار عالی بود مشارکتهایتان .موفق باشید.
همسفر سعیده دوشنبه 22 اردیبهشت 1399 21:58
تشکر از دوستان بابت مشارکتهای خوبتان،امیدوارم تک تک شما را در جایگاه کمک راهنمایی ببینم.
دوشنبه 22 اردیبهشت 1399 10:33
دلنوشته های همه عالی بود،وواقعا لذت بردم. بازم جا داره از تک تک کمک راهنمایان شعبه نیک اباد چه بخش مسافرا و همسفران تشکر و قدردانی کنم و تبریک به تک تک این عزیزان که خالصانه زحمت میکشن .
دوشنبه 22 اردیبهشت 1399 10:33
دلنوشته های همه عالی بود،وواقعا لذت بردم. بازم جا داره از تک تک کمک راهنمایان شعبه نیک اباد چه بخش مسافرا و همسفران تشکر و قدردانی کنم و تبریک به تک تک این عزیزان که خالصانه زحمت میکشن .
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات