WeblogSkin

وبلاگ نمایندگی نیک آباد - خلاصه‌ای از سی دی معلم
خلاصه‌ای از سی دی معلم
جمعه 26 اردیبهشت 1399 ساعت 22:47 | نوشته ‌شده به دست مریم رضوانی rezvani | ( نظرات )

به نام قدرت مطلق الله 
خلاصه‌ای از سی دی معلم 
به قلم زهرا همسفر حسین 

سی دی معلم ( استاد امین دژاکام )
بهشت این‌گونه است که نیروهایی که خداوند برای انسان خلق کرده است تحت فرمان انسان قرار بگیرد.
تاریکی یعنی اینکه نیروهای انسان تحت فرمانش نیستند و این نقطه آغازش نقض فرمان بود و فرمان را نقض کرد و وارد تاریکی شد. حالا نقطه مقابلش و اینکه طرف از تاریکی بیرون بیاید یک شرط دارد. شرطش چیست؟ شرط آن عشق نیست، تفکر نیست، مدیتیشن نیست بلکه شرط اصلی که مجوز می‌دهد به انسان از تاریکی خارج شود، فرمان‌برداری است.

علم دو قسمت دارد، یکی مصرف و دیگری تولید، ممکن است یکی کتاب بخواند ولی تولیدی نداشته باشد و آن‌یکی مانند حماری کتاب حمل کند.
داستان آدم و هوا از خلقت انسان شروع می‌شود که یک جفت به‌عنوان نمونه آفریده می‌شوند و خداوند از آن‌ها می‌پرسد که آیا من پروردگار شما هستم و آن‌ها هم تائید می‌کنند و این چند بار در کلام‌الله به‌کاررفته است. داستان‌هایی که چند بار تکرار می‌شود یک‌چیزهایی در آن هستند که انسان با چند بار خواندن متوجه آن شود و بعد مسئله سجده شیطان مطرح می‌شود که شیطان حاضر نمی‌شود که به انسان سجده کند در حقیقت شیطان عصیان می‌کند در مقابل امر پروردگارش و آن‌هم می‌گوید باید بروی بیرون و شیطان می‌گوید به من فرصت بده و خداوند می‌گوید برو که تو از فرصت داده شدگان هستی خداوند به آدم و هوا می‌گوید شما هم‌اکنون در بهشت هستید و هرچه را بخواهید برایتان فراهم می‌شود. اصولاً بهشت به همین معناست که انسان هر چیزی را بخواهد و یا اینکه دوست دارد بعد از چند روز یا چند ساعت به‌صورت عجیبی آن فعل اتفاق می‌افتد؛ یعنی آن خواسته به‌طور عجیبی برایتان فراهم می‌شود. خداوند می‌گوید شما هر چه بخواهید هست، فقط این‌یک کار را انجام ندهید و به این شجره نزدیک نشوید. این شجره در کلاس‌های جهان‌بینی به‌عنوان شجره خبیثه مطرح‌شده، نه اینکه یک درخت هست و یک میوه داشته باشد بلکه به معنی یک ریشه و یک‌چیزهایی که متصل است. که به آن درخت نزدیک نشوید و فقط همین یک کار را از آن‌ها می‌خواهد که همین یک کار خیلی مسائل درش وجود دارد و شیطان که عصیان کرده بود به آن‌ها می‌گوید می‌دانید خداوند چرا به شما گفت که از این استفاده نکنید؟ آن‌ها که صفرکیلومتر بودند گفتند نه و در جواب گفت: به خاطر اینکه خداوند می‌خواست شما از این‌که هستید بهتر نشوید و به درجه بالاتر و فرشتگان برگزیده نرسید و آن‌ها این کار را انجام می‌دهند و تأثیری که در آن‌ها ایجاد می‌شود این است که یک سری چیزها که متوجه آن نبودند برایشان آشکار می‌شود که می‌روند به دنبال برگ‌ها و خود را می‌پوشانند و خداوند به آن‌ها می‌گوید: شما اینجا نقض فرمان انجام داده‌اید پس باید سقوط کنید به زمین بروید و باید آزمایش بشوید تا اینکه دوباره بتوانید برگردید به‌جای اول خودتان
این‌یک سنت کلی است.
آن نقض فرمان کردن یعنی خداوند می‌گوید من پروردگارت هستم و می‌گویم آن کار را نکن و آن نقض فرمان هست که نقطه اول ورود به تاریکی‌ها هست و اگر این تداوم پیدا بکند  سقوط بیشتر می‌شود و همین‌طور به تاریکی می‌رود.
حالا خود تاریکی چه مفهومی دارد؟ من برای خودم این‌گونه مفهوم کردم که مثلاً کسی که اعتیاد سنگینی دارد و در تاریکی هست، این انسان چه ویژگی دارد؟ کسی که در اوج اعتیاد است، ویژگی که دارد این است که خیلی از نیروهای طبیعی که در انسان تحت فرمانش هستند  در او تحت امرش نیستند؛ یعنی اگر می‌خواهد تحت فرمانش باشد به‌صورت مشروط است و باید ابتدا مواد مصرف کند تا فکرش، دست‌وپاهایش و ... تحت فرمانش باشد. وقتی می‌آید سقوط آزاد انجام می‌دهد، تمام نیروهایی که مشروط تحت فرمانش هستند از کنترلش خارج می‌شود.
حالا این در مسائل دیگر هم هست مثلاً آدم فکرش آرام نیست و افکار ناراحت‌کننده می‌آید سراغش و اعصابش راحت نیست، اینجا نیروی ذهن در کنترل انسان نیست. اگر در کنترل انسان باشد اوضاع‌واحوال انسان خیلی بهتر می‌شود.
بهشت این‌گونه است که نیروهایی که خداوند برای انسان خلق کرده است تحت فرمان انسان قرار بگیرد.
تاریکی یعنی اینکه نیروهای انسان تحت فرمانش نیستند و این نقطه آغازش نقض فرمان بود و فرمان را نقض کرد و وارد تاریکی شد.
حالا نقطه مقابلش و اینکه طرف از تاریکی بیرون بیاید یک شرط دارد. شرطش چیست؟ شرط آن عشق نیست، تفکر نیست، مدیتیشن نیست بلکه شرط اصلی که مجوز می‌دهد به انسان از تاریکی خارج شود، فرمان‌برداری است.
از فرمان تا خودفرمانی خیلی فاصله است. اگر ما خودفرمان باشیم اذن خروج از تاریکی به انسان داده نمی‌شود.
حالا که می‌خواهیم فرمان‌برداری کنیم فرمان از چه کسی باید ببریم؟ ممکن است انسان بگوید، من فقط خداوند را می‌شناسم و فقط فرمان خدا را اجرا می‌کنم. خوب برو بگرد و پیدایش کن و فرمانش را اجرا کن. این‌گونه نیست بلکه سلسله‌مراتب وجود دارد و اگر انسان بخواهد از تاریکی خارج شود باید سلسله‌مراتب را رعایت بکند.
انسانی هست که قبل از ما آمده و از تاریکی خارج‌شده و فرمان‌برداری را انجام داده و به یک درجه فرماندهی رسیده است. حالا یک قدرتی هست که به شخص تفویض می‌شود و این مجوز به او داده می‌شود که اگر شخصی می‌خواهد از تاریکی خارج شود خارجش کند ولی آن شخصی که می‌آید باید این فرمان‌برداری را همراه خودش آورده باشد. مهم نیست که چقدر در تاریکی هست مهم این است که چقدر به فرمان‌برداری عمل می‌کند. اگر این ویژگی را داشت فرآیند خروج از تاریکی را طی می‌کند و مسائلی مثل عشق، تفکر و ... به کمکش می‌آید.
حالا خود راهنما یک‌طرف دیگر قضیه است. درست است که او تاریکی را تجربه کرده است. یک بخش از وجودش روشنایی است و یک بخش از وجودش هنوز تاریکی است؛ اما تاریکی که تبدیل به روشنایی کرده در رهجو هنوز تاریکی هست. اینجا شاگرد می‌آید به استاد می‌گوید و اگر استاد پذیرفت یک پیمانی بین آن‌ها بسته می‌شود. رهجو تحت امر است ولی تحت حمایت هم است. راهنما، مربی و رب چون تاریکی را عقب زده و به تعادل رسانده است وقتی رهجو می‌آید و شروع می‌کند به حرکت کردن در رهجو تاریکی دارد عصیان می‌کند و می‌خواهد او را به تاریکی برگرداند. راهنما در کنار رهجو قرار می‌گیرد و در مواقعی آن نیروی تاریکی را متوقف می‌کند تا رهجو از گذرگاه عبور کند.
راهنما از طرفی تاریکی وجودش هست  و تاریکی وجود رهجو را هم مهار می‌کند اگر رهجو فرمان پذیر باشد ولی اگر فرمان پذیر نباشد آن‌وقت رهجو می‌ماند و نیروی منفی 
راهنما کارش سخت است، راهنما باید بر منی و قدرت‌طلبی خودش غلبه بکند چون تاریکی از پشت به او فشار می‌آورد و تاریکی رهجو هم از طرف دیگر وجود دارد. اگر راهنما از نفس خودش پیروی بکند، آن‌وقت هر دو باهم سقوط می‌کنند. وقتی شخص از تاریکی عبور کرد راهنما در آن مسئله که انجام می‌دهد به‌فرمان عقل نزدیک می‌رسد؛ یعنی آن دانائی که در مورد اعتیاد داشت به آن دانائی مؤثر نزدیک‌تر می‌شود و فرمان عقل را بیشتر حس می‌کند.
در کلام‌الله آمده است: از تو در مورد روح سؤال می‌کنند و تو بگو که روح در امر مربی (پروردگار) من است؛ یعنی در مرحله انسانی به او روح را داده‌اند. روح در انسان چه‌کار می‌کند؟ یک حیوان نمی‌تواند علمی را یاد بگیرد و آن چیزی که باعث می‌شود انسان علم را بیاموزد روح است.
انسان اگر می‌خواهد فرمانروای وجود خودش باشد باید علم داشته باشد و این علم با کمک روح انجام می‌شود و این روح که می‌خواهد کار خودش را انجام بدهد تحت امر رب است و آخرش هم می‌رسیم به اینکه ریش و قیچی دست راهنما است.
روح علم را در شخص احیاء می‌کند و وقتی زنده شد می‌توانیم به خیلی از مسائل آگاهی پیدا کنیم یعنی ماهیت مسئله برای انسان روشن می‌شود. روح می‌آید و انسان را روشن می‌کند، یعنی وقتی دید ماهیت مسئله را آن‌وقت یک حرکتی انجام می‌دهد.
کسی که سقوط آزاد می‌رود، سقوط آزاد یعنی اینکه من به نفس دیگِ باج نمی‌دهم و با این کار تمام فیزیولوژیک بدن به هم می‌ریزد و به شخص احساس ترس رخ می‌دهد. ولی فرق آن چیست؟ فرقش این است که ماهیت اعتیاد برای او روشن است. کسانی که تجربه ترک ندارند، کارشان سخت است چون بازیگوشی می‌کنند و ماهیت اعتیاد برایشان مشخص نیست.
اگر انسان بخواهد در یک سطحی بماند لازم نیست خدمت زیادی بکند، خیانت نکند ولی خدمت زیادی هم نکند. اگر بخواهد آن حالت را تجربه کند باید بیاید و شروع کند به آزاد کردن. اگر این کار را انجام داد این حالت را تجربه می‌کند.
بعضی‌ها این سؤال را از من می‌کنند که من آن حالی را که در سفر اول داشتم حالا ندارم از او می‌پرسم آیا راهنما شدی یا نه؟ می‌گوید نه... خوب معلوم است که آن حال را نباید تجربه کنی چون تا یک‌زمانی تحت امر بودی و الآن دیگر تحت امر نیستی پس صعود هم نداری...
سلسله‌مراتب برای خروج انسان از تاریکی روی تحت فرمان بودن پیشروی می‌کند و انسان همیشه تحت فرمان باید باشد. اگر می‌خواهد از تاریکی‌ها خارج بشود باید این ویژگی را داشته باشد.
سخنان آقای مهندس دژاکام:
در کل مطلب این بود که اگر آدم و هوا از بهشت رانده شدند نقض فرمان خدا بود. انسان برای اینکه آموزش ببیند باید فرمان‌بردار باشد یعنی اول فرمان‌برداری را یاد بگیرد و اگر فرمان‌برداری را یاد گرفت می‌تواند فرماندهی را هم یاد بگیرد. کسی فرمانده خوبی می‌شود که فرمان‌برداری را خوب یاد گرفته باشد. کسانی که در سیستم نظام سلسله‌مراتب رو رعایت کردند به فرماندهی خوبی هم رسیدند. علت و دلیل ورود به تاریکی‌ها نقض فرمان‌ها الهی است.
برای خروج از تاریکی‌ها باید فرمان‌ها را اجرا کنیم.
ارتقاء انسان فقط توسط رب صورت می‌پذیرد و وقتی خواست ارتقاء پیدا کند باید فرمان‌بردار باشد.

نگارش و تایپ: همسفر زهرا ح (لژیون چهارم)


Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: سی دی های جهان بینی،

برچسب‌ها: کنگره 60 نیک آباد،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
حسن رضوانی سه شنبه 30 اردیبهشت 1399 00:19
سلام مطالب شما بسیار عالی بود لذت بردم خدا قوت بله بعضی از انسانها فقط دانش را یدک می کشند و بعضی کاربردی می کنند از اینکه مطالبتان را در اختیار ما گذاشتی سپاسگزارم
مسافرمجتبی بطحائی یکشنبه 28 اردیبهشت 1399 08:59
خداقوت خدمت همسفرمحترم بسیارزیبامطالب رابازنمودید ودل نشین بود
همسفر ملیحه شنبه 27 اردیبهشت 1399 10:00
خدا قوت
عالی بود.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic