قصه شکایت استر،با اشتر در مثنوی مولوی{باتلخیص}
جمعه 3 دی 1395 ساعت 17:06 | نوشته ‌شده به دست امیر حسین رشیدی | ( نظرات )

اشتری را دید روزی استری

چونک با او جمع شد در آخری

گفت من بسیار می‌افتم برو

در گریوه و راه و در بازار و کو



خاصه از بالای که تا زیر کوه

در سر آیم هر زمانی از شکوه

کم همی‌افتی تو در رو بهر چیست

یا مگر خود جان پاکت دولتیست

در سر آیم هر دم و زانو زنم

پوز و زانو زان خطا پر خون کنم

کژ شود پالان و رختم بر سرم

وز مکاری هر زمان زخمی خورم

هم‌چو کم عقلی که از عقل تباه

بشکند توبه بهر دم در گناه

مسخرهٔ ابلیس گردد در زمن

از ضعیفی رای آن توبه‌شکن

در سر آید هر زمان چون اسپ لنگ

که بود بارش گران و راه سنگ

می‌خورد از غیب بر سر زخم او

از شکست توبه آن ادبارخو

باز توبه می‌کند با رای سست

دیو یک تف کرد و توبه‌ش را سکست

ضعف اندر ضعف و کبرش آنچنان

که به خواری بنگرد در واصلان

ای شتر که تو مثال مؤمنی

کم فتی در رو و کم بینی زنی

تو چه داری که چنین بی‌آفتی

بی‌عثاری و کم اندر رو فتی

گفت گر چه هر سعادت از خداست

در میان ما و تو بس فرقهاست

سر بلندم من دو چشم من بلند

بینش عالی امانست از گزند

از سر که من ببینم پای کوه

هر گو و هموار را من توه توه

هم‌چنانک دید آن صدر اجل

پیش کار خویش تا روز اجل

آنچ خواهد بود بعد بیست سال

داند اندر حال آن نیکو خصال


منبع:مثنوی معنوی .مولانا دفتر چهارم حکایت 129 قصه شکایت استر با اشتر با تلخیص.

نگارش:امیرحسین رشیدی

تاریخ:95/10/3


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: